میلاد حضرت علی علیه السلام تهنیت و مبارک باد
ز بــــزم عـیـش و طـــرب بـاد صبــا مــیوزید وه کــه بگـــوش دلـم، نغمه شــادی رسید
حمــد و سپاسِ خــدا، صبـح سعـــادت دمید مــــرغ خیـــالم ز شــوق، جانب جانان پرید
مُـطـــرب بـــزم طـــرب، شــور و نوا ساز کرد
بــرای تـــوصیف دوست، لب بسخن بــاز کرد
ســاقـــی روحــانـیـان، گــرفته ساغر بدست اهــل محبـــت بـدنــد ز بادهٔ عشق مست
گـفـــت بـــه مــــن نـکتــــه زِ رازِ روزِ الَــست باده وحدت بنوش، تا که شوی میپرست
چونکه شدی مست عشق، واقف رازت کنم
بحــق حـــق قـــــادرم کــه بـینیـــازت کنــم
روزنــــهٔ قـلـب مـــــن مـحیـــط انــــــــوار شد نـــور فـــزون شــــد بـــدل یـــار پدیدار شد
محـــو تمـــاشـــا شــدم جلــوهنمـــا یـار شد کــوکبهٔ حشمَتـش چـــو حـــور نمودار شد
پــــادشــه بـَــــر و بـحـــــر علــــی والاتــبــار
آنکـــه بــــود جـبـــرئیل بــــدرگهـش خاکسار
سوره شمس والضحـی وصف جمـالــش بود تبــارک و هــلاتـــی مـــدح کمــــالش بود
نقــــوش ایــــوان عـــرش ذکــــر جمالش بود ســــرمهٔ چشـــم مَلِـــک خاک نعالش بود
بـــاعــث ایـــجــــــاد خـلــــق بـود بــــروز ازل
نـــــور خــــدای کــــریـــم آن ولــــی لــمیزل
کــــــون و مـــکان بــرقـــرار زِ امـــر مولی بود مکـــان آن نــــور حـــق بـعــرش اعلی بود
ســـایــهٔ الــطــافِ او تـــــاج ســـــرِ مــــا بود چشـــمِ دل از جلوهاش، روشن و بیـنا بود
روی مــنـیــــرِ علی جــلـــوه کنــــد در جهان
گـشـتـه زهـــر ذرهٔ نـــــور، جمـــالـش عیــان
صـابــر شیـــدا ز شوق، عاشق و دیوانه شد شمـع رخ افـروخت یـار، والـه و پروانه شد
قـصـهٔ جـــانبـــازیـش شهــره و افـسـانه شد بیـدل و شوریده سر، زعشق جـانانه شد
ز لــطف پـیــــرِ مغـان بادهکِـش و مست شد
بــبــوستـــان صفــا مقــیـم و پـابست شد
استاد صابر کرمانی (کتاب زندگی چهارده معصوم)
علم و کمال
فصاحت و بلاغت علی علیه السلام
علی (ع) در فصاحت و بلاغت مشهور خاص و عام بود صفات متضادی که در وجود آن مرد نامتناهی بوده از حد تصو هم بیرون است. این است ترجمه ی یکی از خطبه های آن حضرت:
خدائی را ستایش میکنم که جمال بی مثالش را در آینه ی آفرینش جلوه داد و از همه ی جهان در دل شکسته خانه کرد و مستمندان را به همسایگی پذیرفت.
بی اندیشه نقشه ی آفرینش را ترسیم کرد زیرا آن مهندسی که دایره ی عقل سایه پرگار اوست به اندیشه نیازمند نیست.
بر جهان منت نهاد و درخت نبوت را در شوره زار زندگی بارور گردانید و محمد مصطفی (ص) را شیرین ترین میوه و با سودترین حاصل آن درخت قرار داد.
این مشعل هدایت را در ظلمات جهل عرب افروخت و در انبوه گیسوان بطحا چهره زیبایش را همچون ماه تابان جلوه گر ساخت.
چراغ علم از پرتو او روشن شد و چشمه ی حکمت و فضیلت از دهان شکر خندش ره باز کرد.
آشنا می نمایید، ولی بیگانه اید، و همچون بیداران سخن می گویید و دعوی می کنید، امّا حیف که در خوابی سنگین دمبدم فرو می روید.
چونست که چشمان نگران شما نمی بیند و این گوشهای تیز نمی شنود، دلی سرد و تاریک، و خونی بیرنگ و بی حرارت در سینه های شما جای گرفته است.
ای پارسایان ناپرهیز کاروای بازرگانان زیان دیده و سود نبرده، آخر تا کی خواب و تا چند غفلت بدین رویّه که اکنون آغاز کرده اید، روزگاری سیاه در پیش خواهید داشت که صورت خیالی آن کافیست موی بر اندامتان راست کند و یکباره ارتعاش وحشت رشته عمرتان را از هم بگسلاند.
در آن روز خونین شما را مانند چرم بهم بمالند و همچون خرمنی افشانده در زیر ظلم و ستم چندان بکوبند که ناچیز و تباه شوید.
امّا ناگفته نماند که پرهیزگاران از این بلوا محفوظ خواهند ماند و آن چنانکه مرغان دانه چین را از سنگ های گلوگیر و شکم شکاف بهنگام چیدن امتیاز می دهند، مردان نبرد و عناصر پیکار جوی فعال طعمه بیدادگران نخواهند بود و همچنان سرافراز و افراشته گردن عاقبت دهشت زای شما را تماشا خواهند کرد.
پس بیدار شوید، و از پیشوایی چون من گوش کنید، برخیزید و بهوش باشید که دروغ زنان شما را نفریبند و غولان آدم ربا از آبادی شرف و دانش بخرابه های مذلتتان نیندازند.
بدرود باد آن دوره که فحشاء و فجور افتخار گردد و پاکدامنی و عفاف شگفت انگیز و انگشت نما.
پس اندیشه کنید و از انجام کار، سخت برحذر و هراسناک باشید.
قسمتی از وصیت حضرت امیر المومنین علی علیه السلام
پیش از همه وصیّت من آنست که در همه حال پارسا و پرهیزگار باشید و خداوند بزرگ را در پنهان و آشکار ناظر و مراقب بدانید دنیا را مخواهید که او خود بدنبال شما عاشقانه خواهد افتاد و هر چه دلربایی و عشوه می کند دلباخته و مجذوبش مشوید که سخت ناپایدار و پرفریب است.
حقگو باشید و با صریحترین لهجه حقّ را بیان کنید و جز رضایت پروردگار ازین عمل نتیجه ای مخواهید.
یار ستمدیدگان و مستمندان باشید و با جان ناپاک ستمگر سخت دشمنی و عداوت ببندید.
در رفع اختلافات اجتماع با منتهای فعّالیّت دامن بر کمر زنید که پیغمبر اکرم (ص) فرمود:
تمشیت امور توده از نماز و روزه در پیشگاه خداوند عزیزتر است.
زنهار، زنهار یتیمان را فراموش مکنید و از بیچارگی آنها غافل مباشید.
زنهار حقّ همسایگان را بنیکویی ادا کنید که آن چنان پیغمبر (ص) در باره همسایه وصیّت کرد که ما پنداشتیم خدا برای آنها از میراث ما همچون افراد خانواده سهمی معلوم می فرماید: عزیزان من، قرآن را عزیز نگاهدارید و در انجام آن آیین مقدّس هرگز خودداری مکنید.
نماز ستون دین شماست، قائمه کیش اسلام را محکم بدارید و نیز از طواف کعبه سرباز مزنید. وای که با چه زبان شما را بجهاد و فداکاری سفارش کنم پیکار کنید، و در احراز حق و حفظ دین و ناموس خویش از مال و جان دریغ منمایید.
پیکار کنید، و بگذارید بجای لکّه مذلّت دامن کفن شما آغشته بخون باشد.
پیکار کنید، که مرگ شرافتمند هزار بار از زندگانی ننگین ستوده تر است.
خویشاوندان تهی دست را از دسترنج خویش برخوردار سازید و زنهار قطع رحم روا مدارید.
دمبدم با دست و زبان امر بمعروف و نهی از منکر نمایید و کوچک- ترین ناشایست را ندیده انگار مکنید، بترسید که در هر جامعه اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک گردد، زمام آن بدست نانجیب ترین افراد آن جامعه خواهد افتاد و بنیان شرافت و حیاتش از سر واژگون خواهد گردید.
الا ای فرزندان عبد المطلب، ای خونخواهان من چون بروز دیگر بدرود جهان گویم، تنها قاتل مرا قصاص کنید و جهت یکتن یکتن را کیفر دهید. نکند که پس از مرگ من دست جور برآورید و بنام این که امیر المؤمنین کشته شده بی گناهان را بیازارید و خون مرا وسیله اغراض شخصی خود قرار دهید.
همچنان که با یک ضربت از پای در آمدم، قاتلم را نیز با یک ضربت خلاص کنید.
مبادا در اعدام او بمجازاتهای وحشیانه و پست جاهلیّت اقدام نمایید، مثلا او را بسوزانید یا مثله اشکنید. زیرا پیغمبر (ص) حتّی در باره پست ترین حیوانات هم این عمل را تجویز نفرموده است.
بروید و مرا با خدا تنها بگذارید.
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران