صفحه اول / فرهنگی و هنری / میراث فرهنگی / عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

دیوارنگاری یا گرافیتی به تصویر کردن نقش‌ها، اشکال، حرف‌ها، نشانه‌ها، نمادها، الگوها و کلمه‌ها بر روی دیوارها و یا هر مکان عمومی گفته می‌شود که بتوان از آن به عنوان مکانی برای نوشتن، نقاشی، کنده‌کاری و خط‌کشی کردن استفاده نمود. گرافیتی زیرمجموعه‌ای از هنر خیابانی است و از عناصر اصلی فرهنگ هیپ هاپ بشمار می‌آید.

 ازجمله خطوط نوشتاری برای شعار و تصویر سازی برای زیباسازی شهری یا تبلیغات فرهنگی و به طور کلی رسم هر گونه اثر هنری شامل متن، تصویر و برجسته نگاری که توسط طراح صورت پذیرفته باشد.

 منظور از هنر خیابانی آن بخش از گرافیک است که در کوچه و خیابان و سطح شهر با آن برخورد می‌کنیم. هنر گرافیتی تاریخچه‌ای بسیار کهن دارد و در سنگ ‌نبشته‌های تاریخی غارها و کتیبه‌های باستانی نقاشی های دیواری در ابعاد گوناگون ریشه دارد.

 در سده بیستم و کمابیش هم‌زمان با جنگ جهانی دوم، مشاهده درج نام و نشان گروه‌ها بر روی دیوارها تبدیل به امری عادی شد. در دوران مدرن نگارگری به ویژه نگارگری با افشانه یا رنگ پاش و قلم موها بیشترین کاربرد را در ترسیم دیوارنگاشته‌ها دارند. برخی اوقات، این هنر دربردارنده پیام‌های سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی و ژانری کامل از بیان هنری مبتنی بر سبک نقاشی روی دیوار با رنگ پاش است. در بیش تر کشورها نقاشی کردن و یا کشیدن هر علامت و تصویری بر روی دیوارها و یا املاک متعلق به افراد بدون جلب رضایت آنان کاری غیرمجاز و جرمی دارای پیگرد قانونی به شمار می‌آید.

گرافیتی(دیوارنگاری) و سبک ها

گرافیتی از واژه گرافیو در زبان ایتالیایی مشتق شده‌است که به معنی اثر گذاری سریع یا خط خطی است و ممکن است اصل این واژه به «گرافیر»(نوشتن) در لاتین باز گردد. گرافیتی بر اساس تفاوت دلایل وجودی و نیز امکانات ارتباطی که ایجاد می کند به دو نوع عمده تقسیم می شود :«گرافیتی های نوشتاری – دست خط» و «گرافیتی های نمایشی- نقاشی دیواری» نوشتاری هنرمندان این شیوه گرافیتی خود را هنرمند نمی دانند بلکه میل دارند تا «گرافیتی نویس» معرفی شوند.

عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

گرافیتی های نوشتاری به سبک های گوناگونی تقسیم شده اند که عبارتند از: سبک«تگ» که امضایی به سبک خاص است، که معمولاً در اماکن عمومی و روی انواع سطوح به شکلی سریع نقاشی می شود. سبک«ترو آپ» طرحی است از یک نام یا چند حرف که خط محیطی آن با یک رنگ و داخل آن به شدت و شتاب با رنگی دیگر پر می شود. سبک«اثر» کاری تمام رنگی است که طی دفعات متعدد و با برنامه ریزی دقیق انجام گرفته باشد. سبک«پنل» نیز اثری است که روی دیواره های بیرونی قطار نقاشی شده باشد یا کنار اتوبان ها کشیده می شود. در ایران دیوارنگاری به دو صورت دیوارنگاری مردمی و دیوارنگاری حکومتی انجام می شود که دیوار نویسی‌های مردمی در دو بخش تبلیغاتی و پیاده سازی طرح‌ها و اشکالی تقریباً جذاب قرار دارند. بخش اول بیش تر گویای مسائل سیاسی روز و یا تبلیغات مشاغل و آگهی‌هاست. بخش دوم در خدمت تبلیغات عقیدتی حاکم و نمایان ساختن برنامه‌های ایدئولوژیکی حکومت است.

نخستین گرافیتی نویس در ایران که بود؟

گرافیتی در گروه دوم از دیوار نویسی مردمی جای می گیرد. در نیمه اول دهه 80 خورشیدی، گرافیتی در ایران و در تهران(شهرک اکباتان) متولد شد، اما کسی نمی‌داند که اولین گرافیتی در ایران چگونه به وجود آمد، برخی معتقدند که احتمالاً فردی با اسم مستعار «تنها» جزو اولین افرادی بوده است که در ایران(در تهران) گرافیتی نوشته است. بعد از گذشته چند سال گرافیتی از تهران به دیگر شهر های ایران منتقل شد و می توان گفت که بعد از تهران شهرهای مشهد،اصفهان، تبریز، کاشان، و شیراز اولین شهرهای بودند که گرافیتی را روی دیوار های خود دیدند.

عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

مفهوم وندالیسم یا تخریب گرایی

«وندالیسم» را می توان به عنوان یک آسیب یا درد اجتماعی تلقی کرد. ونداليسم يا تخريب‌گرايي به معنای تخریب کنترل نشده اموال عمومي و یا اشیا و آثار فرهنگی با ارزش است که یک ناهنجاري اجتماعي به حساب می‌آید و به فردي كه اين كار را انجام مي دهد در اصطلاح جامعه شناسان وندال مي گويند. درنتیجه، وندالیسم، هرگونه تخریب ارادی اموال عمومی، سازمان شهری، تأسیسات اجتماعی و آثار هنری است که به صورت فردی یا گروهی و هدف دار و غیرهدف دار انجام می‌شود.

وجه مشترک همه تعاریف وندالیسم در کارکرد منفی این پدیده و مذموم بودن آن در همه فرهنگ‌هاست و این نکوهیده بودن به حدی می‌رسد که برخی صاحب‌نظران، وندال‌ها را دشمنان آشکار جامعه و عمل آن ها را نهایت گستاخی در رفتارها و تلقی‌ها دانسته‌اند. به عبارتی، وندال ها کسانی هستند که به دلایلی در برابر هر آن چه زیبا و کاربردی است و متعلق به همه‌ مردم است، نوعی گرایش تعمدی به رفتارهای نامسئولانه و تخریب گرایانه دارند.

 

پیشینه وندالیسم

وندالیسم برگرفته از واژه «وندال» است. وندال نام قومی از اقوام «ژرمن ـ اسلاو» بوده که در قرن پنجم میلادی در سرزمینی در میان دو رودخانه «اودر» و «ویستول» زندگی می‌کردند. این قوم در قرن پنجم میلادی از ژرمن هایی بودند که در آفریقا شکل گرفتند. آن ها در اواسط همان قرن به سرزمین ایتالیا یورش بردند و موجب سرنگونی و فروپاشی امپراتوری بزرگ روم غربی شدند. آن ها ضمن چپاول شهر، تمامی فضاهای شهری را ویران و تندیس های با ارزش را خردکردند، کتاب ها را سوزاندند و ساختمان ها را به آتش کشیدند. «وندال» ها به هر سرزمین و شهر دیگری نیز که یورش می بردند، اموال ساکنانش را به چپاول می بردند و اشیا و آثار غیرقابل حمل را نابود می کردند. ویژگی تهاجمی و خرابکارانه قوم وندال سبب گردیده تا رفتارهای خشونت بار عمدی که به منظور تخریب اموال عمومی و دشمنی با علم و صنعت و آثار تمدن صورت می گیرد تحت عنوان وندالیسم مطرح شود. «وندال های کهن»، در هجوم های وحشیانه خود، چیزی را ویران می کردند که خود نساخته بودند، اما «وندان های مدرن»، چیزی را نابود می سازند که از آنِ جامعه خودشان است.

عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

علل ظهور پدیده وندالیسم

ونداليسم ممكن است عوامل مختلفي داشته باشد. بررسی‌های روان‌شناسی و تربیتی نشان می‌دهد وندالیسم غالباً ریشه اكتسابی دارد و از شرایط محیطی ناشی می‌شود. ممكن است اين پديده ناشي از همرنگي با جماعت باشد. افرادي كه داراي اختلال رفتاري هستند در مواردي به علت مشاهده رفتارهاي انجام شده ديگران تشويق مي شوند كه بدون دليل منطقي آن عمل را تكراركنند. گاهی ونداليسم به صورت گروهي و با همراهي و مشاركت اعضاي يك باند خرابكار انجام مي پذيرد و با بروز خشم عليه يك مرجع قدرت گره خورده است. هم چنين ثابت شده است كه ونداليسم با جنسیت رابطه دارد، به طوري كه بين نوجوانان پسر شايع تر است. وندال ها يا مخربين، اغلب خود را به نوعي توجيه مي كنند و خود را افرادي شوخ طبع مي دانند، نه خرابكار و عمل خرابكاري را مسئله اي جدي تلقي نمي كنند . گاهی علت ونداليسم، تغييرات سريع سياسي اجتماعي عظيم قرن حاضر نيز عنوان شده است. گاهی انگيزش، پرخاشگري و ونداليسم با هم ارتباط دارند، زيرا پرخاشگري يكي از مكانيسم هاي رواني است كه به منظور تسلط پيدا كردن بر محيط و كسب آرامش به كار مي رود. هم چنین خشونت هاي خانگي نیز می تواند از عوامل وندالیسم باشد. برخی محققین نیز اعتقاد دارند که بين تخريب و تحصيلات رابطه وجود دارد، به اين معني كه بيش تر تخريب اموال عمومي توسط افراد با تحصيلات پايين تر صورت مي گيرد. دیدگاهی دیگر نشان دهنده ارتباط بين پرخاشگري همراه با اعتياد و تخريب اموال عمومي يا ونداليسم است. هم چنین بزهكاري، استفاده از مواد مخدر، فقر و سطح تحصيلات پايين، فقدان زندگي خانوادگي سالم و داشتن اختلال ذهني از عواملي هستند كه به ايجاد و افزايش تخريب اموال عمومي يا ونداليسم كمك مي كنند. يكي دیگر از مهم ترين عوامل ونداليسم، كناره گيري اجتماعي مردم است. در جامعه اي كه مردم خود را در حل مسائل اجتماعي جامعه شريك نمي دانند، مشاهده مي شود كه از دوران كودكي به طور غيرمستقيم ياد گرفته اند در مقابل آن چه بيرون از خانه آن ها رخ مي دهد مسووليتي نداشته باشند. عامل ديگر، كمبود رابطه نزديك و اعتماد بين شهروندان و دولت است كه باعث مي شود افراد خود را در امور شهري شريك و مسئول ندانند. گاه عدم اجرای مجازات براي مخربين اموال عمومي نیز از جمله عواملي است كه به افزايش اين پديده كمك مي كند.

عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

گرافیتی، وندالیسم نیست

گرافیتی ارتباطی پیشرو از سوی هنرمند با قشر وسیعی از افراد اجتماع به عنوان مردم عادی و مسئولان اجرایی شهری است و نقاش گرافیتی، مانند بسیاری از پیشروان هنر، از زمینه واقعی شهری برای بیان و ایجاد تأثیر استفاده می کند. هنرمند گرافیتی از شهر چیزهایی می گیرد و به آن چیزی باز پس می دهد. امروزه هنرمندان مشهور در زمینه گرافیتی به صورت متعدد به برگزاری نمایشگاه ها در سراسر دنیا اقدام کرده و از آن به عنوان جاذبه توریستی استفاده می شود، هر چند که برخی گرافیتی را عملی زشت و نا هنجار می دانند و آن را از مظاهر آنارشیسم و آوباشگری(وندالیسم) بر می شمارند و این رفتار دوگانه همیشه در برابر گرافیتی وجود داشته است. از دیدگاه کلی، گرافیتی برای زندگی و نمایش هنر است و نه برای هرج و مرج و وندالیسم، بر این اساس گاه دولت‌ها برای تمرکز هنر خیابانی در زمان یا نقطه‌ای خاص فستیوال‌هایی برگزار می‌کنند، یا دیوارهایی را برای نقاشی مجاز اعلام می‌کنند تا هنرمندان خیابانی هم بتوانند بدون فعالیت غیرقانونی به هدف‌شان برسند و هنرشان را اجرا کنند.

وندالیسم و درونی نشدن هویت ملی

وندالیسم با درونی نشدن هویت ملی ارتباطی مستقیم دارد، عدم درونی شدن هویت، مانع اصلی عدم ایجاد مفهوم «میراث فرهنگی» و سپس تخریب فیزیکی آن به دلیل عدم توجه و نگه‌داری از آن بوده است. مشکل اساسی که امروز، ایران هم چون بسیاری دیگر از فرهنگ ها با آن روبرو است، این است که میراث فرهنگی کشور، با ورود مدرنیته و رشد  شتاب زده پدیده های ناشی از آن از یک سو و سوء مدیریت هایی که به چشم می خورند، در شرف تخریب قرار دارد.

عدم حس تعلق به میراث فرهنگی، عامل اصلی تخریب آن است

ناصر فکوهی، انسان شناس می گوید:«شاید یکی از مهم ترین دلایل برای حکاکی‌های باستانی، تمایل به جاودانگی بود و بنابراین لزوماً نباید در هر گونه نوشتاری بر هر اثر هنری نوعی تمایل به نابودی دید، بلکه می توان آن را نوعی حتی همذات پنداری  به حساب آورد، که از مفهوم وندالیسم کاملاً فاصله داشته و به مفهوم  هویت یابی و مکان یابی حافظه ای نزدیک است.» برای آن که مردمی به «میراث فرهنگی» خود باور داشته باشند و از آن مراقبت کنند باید فرایند تبدیل «بازمانده فرهنگی» به «میراث فرهنگی» که یک فرایند کاملاً ذهنی است را درونی کرده باشند و اگر این اتفاق نیفتد، برخورد با شیئی که ما نام «میراث» به آن داده‌ایم، «وندالیسم» نامیده می‌شود. وندالیسم علیه آثار فرهنگی و تاریخی صرفاً از روی نا آگاهی نیست، این اتفاق می تواند بر اثر عدم درونی شدن یک ایده باشد. برای درک آثار تاریخی ابتدا باید درک کرد که تاریخ چیست. رابطه‌ای نمادین میان علاقه افراد به نوشتن بر روی تخته سنگ ها وجود دارد، یک خط نوشته بر روی  یک سنگ تاریخی نیست که آن را ویران می کند، بیش تر از این،  ندیدن زیبایی و بازشناسی و عدم تمایل  و حس تعلق به آن سنگ است که آن را از یک مکان «فرهنگی» به یک شیئی طبیعی  باز می گرداند و ویرانش می کند.

این را هم ببینید

سرنوشت جواهرات نادری

سرنوشت جواهرات نادری

گنجینه، خزانه و جواهرات نادری، غنایم لشکرکشی به هندوستان، در شب مرگ او مانند مملکت تحت فرمانش پراکنده و چندپاره شد.اما دریای نور سرنوشت دیگری داشت و در سال های بعد گویی نگین و نشان سلطنت بر ایران بود.