در فن فعالسازی مغزمیانی آن بخش کوچکی از مغز که مرکز کنترل اطلاعات بهدستآمده از حواس بینایی، شنوایی و حرکتی است، تحریک میشود. گفته میشود کسانی که نیمه میانی مغزشان فعال است هرگز آنچه را که یکبار قبلاً دیده یا شنیدهاند فراموش نمیکنند. در این تمرینها که شبیه تمرینهای مدیتیشن هستند، فرد مدتی را بیحرکت درجایی آرام مینشیند. هدف اصلی از این تمرینها تقویت نیمکره تنبل مغز یعنی نیمکره چپ و بهترین زمان برای تمرین موقع طلوع خورشید است. در ضمن گفته میشود که آموزش این روش فقط در افراد 5 تا 15 سالگی امکانپذیر است.
مغز میانی(Midbrain)
مغز میانی شامل قسمتهای زیر است:
الف- پایه های مغزی
ب- برجستگی های چهارگانه
ج- قنات سیلوبوس
مغز میانی قطعه ی باریک وکوچکی از بافت عصبی است که میان مغز قدامی و مغز خلفی قرار دارد.مغز میانی در قسمت جلو از پایه های مغزی و در عقب از برجستگی های چهارگانه(چهار قلو)ساخته شده است و در بین این دو قسمت قنات سیلوبوس قرار دارد.
الف- پایه های مغزی- این قسمت، مغز قدامی را به مغز خلفی پیوند می دهد و تارهای عصبی آنها بین قشر مخ و سطوح دیگر مغز رابطه برقرار می کنند.ماده خاکستری پایه های مغزی در داخل ماده سفید به صورت هسته هایی پراکنده است مانند هسته های اعصاب زوج سوم و چهارم و عصب حلزونی و هسته های قرمز.هسته ی قرمز به وسیله راههای خارج هرمی با شاخ جلویی نخاع ارتباط دارد.
ب- برجستگی های چهارگانه:شامل دو برجستگی فوقانی و دو برجستگی تحتانی هستند.
ج-قنات سیلویوس(Aqueduct of sylvius):مجرای باریکی است که در مغز میانی قرار دارد که بطن سوم مغز را به بطن چهارم مغز ارتباط می دهد.
مغز میانی وظایف گوناگونی بعهده دارد،هسته های برجستگیهای چهارگانه،مرکز رفلکس های جهت یابی اند که اعمال پیچیده ای را تنظیم می کنند مثلاً عکس العمل های حرکتی بدن در برابر یک تحریک ناگهانی بینایی یا شنوایی توسط آنها هماهنگ می شوند.قوس رفلکس مردمک(تنگ شدن مردمک چشم در مقابل تابش نور)نیز در مغز میانی بسته می شود.به طور کلی دو برجستگی فوقانی،مرکز رفلکس های نوری و دو برجستگی تحتانی،ایستگاه تقویتی راههای شنوایی و مرکز رفلکس های صوتی(آکوستیک)هستند هسته های پایه های مغزی در تنظیم و توزیع قوام(تونیسیته)عضلانی شرکت می کنند مرکز بسیاری از رفلکس ها مانند رفلکس هایی که مربوط به وضع قرار گرفتن بدن هستند و رفلکس هایی که مربوط به سرپا ایستادن هستند در مغز میانی قرار دارد.
اگر نیمکره های مخ حیوانی را بردارند و مغز میانی و قسمتهای دیگر را باقی بگذارند حیوان می تواند بایستد و موقعیت خود را حفظ کند.آسیب به مغز میانی(بر اثر تومور یا خونریزی)باعث اختلالات مختلفی در قوام عضلانی به خصوص پدیده جمود بی مغزی(Decerebral Rigidity)می شود در جمود بی مغزی قوام عضلات باز کننده ی اندام ها،تنه و گردن به شدت افزایش می یابد.
موج ها یا فرامین عصبی از مغز میانی از راه نخاع به عضلات می رسند از سوی دیگر موجهایی که از مخچه و هسته های مغزی و قشر نیمکره های مخ به هسته های موجود در پایه های مغزی منتقل می شوند فعالیت هسته های مغز میانی را تنظیم می کنند.
مغز قدامی(Forebrain)
مغز قدامی شامل دو قسمت است:
1-مغز واسطه ای قسمتی از مغز قدامی است که بین نیمکره های مغزی و مغز میانی قرار گرفته و از تالاموس،هپیو تالاموس،اپی تالاموس،و ساب تالاموس ساخته شده است.عناصر فوق،بطن سوم مغز را از اطراف احاطه کرده اند.
2-مخ که خود شامل دو نیمکره ی مخ می باشد.
مغز واسطه ای:
تالاموس توده ی بزرگی از ماده خاکستری است که در قسمت میانی و عقبی هر یک از نیمکره های مخ قرار دارد،تالاموس ایستگاه تقویتی تمام موجهای حسی(غیر از حس بویایی)است به این معنی که تمام راههای عصبی که موجها را از گیرنده های سراسر بدن می آورند ابتدا به تالاموس می رسند و سپس این موجها به وسیله ی تارهای عصبی از تالاموس به قشر مخ می روند به این ترتیب موج های عصبی قبل از رسیدن به قشر مخ از تالاموس به قشر مخ می روند به این ترتیب موجهای عصبی قبل از رسیدن به قشر مخ از تالاموس می گذرند بر اثر فراهم آمدن موجهای حسی در تالاموس انسان می تواند از تغییرات حرارت و تغییرات میزان انقباض های عضلانی آگاه شود و شکل و اندازه اشیایی را که با گیرنده های لمسی تماس می گیرند تشخیص داده و نقطه ای از بدن را که تحریک می گردد مشخص نماید.تالاموس گذشته از فعالیتهای حسی با مراکز حرکتی نیز ارتباط عملی دارد و اعمال حرکتی قشر مخ را کم و زیاد می کند.
آسیب با تالاموس باعث اختلال های متعدد حسی از جمله کاهش یا از بین رفتن بعضی از حس ها و گاه دردهای شدید می شود که به دردهای تالامیک معروفند.
هیپوتالاموس در زیر تالاموس قرار دارد و در جلو با لوب عقبی هیپوفیز ارتباط برقرار کرده و حاوی هسته های عصبی فراوان است.
هیپوتالاموس مهمترین مرکز کنترل کننده ی فعالیتهای احشای بدن در زیر قشر مخ است.هیپوتالاموس حاوی مراکز نباتی است این مراکز متابولیسم مواد چربی،مواد قندی،غلظت آب و الکترولیت های بدن،تولید و از دست رفتن حرارت،فشار خون،فعالیت قلبی و سایر فعالیت های نباتی را تنظیم می کنند و در هنگام لزوم از راه انقباض عروق پوست و کاهش عرق و ایجاد لرز باعث تولید حرارت و همچنین اتلاف حرارت می شود.هیپوتالاموس همچنین ترشح غده ی هیپوفیز را کنترل کرده و از طریق این غده بر فعالیت های دیگر غدد مترشحه ی داخلی اثر می گذارد.
لوله های کلیه برای جذب مجدد مقادیر فراوان آب که از گلومرول ها تراوش می شود احتیاج به هورمون آنتی دیورتیک لوب عقبی هیپوفیز دارند که کمبود آن باعث دیابت بی مزه همراه با علائم ادرار فراوان و عطش زیاد می شود.در ترشح این هورمون از هیپوفیز،هیپوتالاموس هم دخالت دارد.ضایعات بعضی قسمتهای هیپوتالاموس باعث زیادی اشتها و پرخوری و ضایعات قسمتهای دیگر باعث بی اشتهایی و لاغری می شود.آزمایش های زیادی که روی حیوانات بعمل آمده نشان می دهند که این عضو به نحو گسترده ای روی فعالیتهای هیجانی مؤثر است آسیب هیپوتالاموس باعث اختلال تنظیم درجه حرارت،سوخت و ساز پروتئین،مواد قندی،چربیها،آب و نمک،اختلالات مختلف غدد مترشحه ی داخلی و اختلالات هیجانی می شود.
مخ(Cerebrum):
مخ بزرگترین قسمت مغز است که 8/7 وزن مغز را تشکیل می دهد.با افزایش حجم مغز که در طی تکاملی جنینی حاصل می شود ماده خاکستری که در قسمت سطحی مخ قرار دارد خیلی بیشتر از ماده سفید گسترش می یابد و در نتیجه سطح آن چین خوردگی پیدا می کند.
چین های برجسته ای که بدین نحو بوجود می آیند به شکنج های مغز(Gyrus)معروفند در بین شکنج ها که برجسته اند شیارهایی(Sulcus)وجود دارد.مخ توسط شیار طولی عمیقی که از قسمت جلو تا پشت آن ادامه دارد به دو نیمکره راست و چپ تقسیم می شود.
این دو نیمکره فقط در قسمت تحتانی(در عمق شیار یاد شده)به یکدیگر متصل می شوند.
هر نیمکره دارای سطوح خارجی،داخلی و تحتانی است.
1-سطح خارجی:محدب است و در آن شیارها و چین و شکنج های زیادی دیده می شود.
2-سطح داخلی:عمودی و صاف است و شامل دو قسمت می باشد:یک قسمت فوقانی که آزاد است و فاصله میان دو نیمکره(شیار طولی)را تشکیل می دهد دیگری قسمت تحتانی (جسم پنبه ای)که توسط آن دو نیمکره به هم متصل می شوند.
3-سطح تحتانی:که توسط شیار طرفی سیلویوس به دو قسمت جلویی و عقبی تقسیم می شود قسمت جلویی لوب پیشانی و قسمت عقبی لوب گیجگاهی پس سری است.
لوب ها و شیارهای قشر مخ
هر نیمکره ی مخ به چندین لوب(قطعه)تقسیم می شود این لوب ها توسط شیارهای عمیقی از هم جدا می شوند هر یک از لوب ها و شیارهای مخ اعمال خاصی را بعهده دارند.
لوب های مخ:
هر نیمکره،مخ را به چهار لوب بزرگ و چند لوب کوچک تقسیم می کند که عبارتند از:لوب پیشانی،لوب آهیانه ای،لوب پس سری و لوب گیجگاهی.
شیارهای مخ:
در هر نیمکره تعداد بیشماری شیار موجود است و در فاصله میان دو شیار برجستگی ها یا شکنج های مغز قرار دارند.در اینجا به شرح پنج شیار عمیق هر یک از نیمکره ها که حائز اهمیت خاص هستند می پردازیم:
1-شیار طرفی یا شیار سیلویوس(Fissure of sylvius):که در زیر لوب پیشانی و به طور افقی در سطح خارجی مغز کشیده شده و مراکز تکلم و شنوائی در آن قرار دارد.
2-شیار مرکزی یا شیار رولاند و(Fissure of Rolando):از قسمت میانی کنار فوقانی هر نیمکره به طرف پایین کشیده می شود و لوب های پیشانی و آهیانه ای را از یکدیگر جدا می کند این شیار مرکز اعمال حرکتی و حسی است.
3-شیار زیر پیشانی یا شیار سینگلی(Cinguli):در سطح داخلی نیمکره ی مخ در امتداد جسم پنبه ای قرار دارد و قسمتی از قشر مخ را که در مجاورت این شیار است منطقه ی بویایی نامند.
4-شیار کالکارین(Calcarine):در سطح تحتانی-داخلی نیمکره مخ است و به دو شاخه تقسیم می شود و منطقه بینایی در قلمرو این شیار قرار دارد.
ساختمان داخلی نیمکره های مخ:
نیمکره های مخ نیز مانند قسمتهای دیگر دستگاه عصبی مرکزی از دو ماده ی خاکستری و سفید ساخته شده اند.در مخ ماده ی خاکستری مانند مخچه شامل دو قسمت است قسمتی از ماده ی خاکستری که سطح خارجی نیمکره ها را می پوشاند قشر مخ خوانده می شود و قسمت دیگری که به صورت هسته هایی در عمق ماده سفید جای گرفته به هسته های قاعده ای(Basal Ganglia)معروف است.ماده سفید در داخل قشر مخ قرار دارد.
در داخل هر نیمکره فضایی بنام بطن طرفی است که با بطن سوم در ضخامت مغز واسطه ای به وسیله ی سوراخ مونرو(Monro)ارتباط دارد.بطن سوم نیز از طریق مجرای مغزی(Crebral aqueduct)با بطن چهارم مربوط است.
هسته های قاعده ای:
در داخل ماده سفید هر یک از نیمکره های مخ سه توده از جنس ماده خاکستری موجود است که آنها را هسته های قاعده ای(Basal gangelia)می نامند و عبارتند از:
1-هسته ی دم دار2- هسته ی عدسی3- یک تیغه عصبی به نام پیش دیوار.مجموعه این سه توده عصبی را با ماده سفیدی که آنها را بهم پیوسته است جسم مخطط می نامند.
هسته های قاعده ای به اتفااق هسته های قرمز(در پایه های مغز) و بعضی دیگر از قسمتهای مغز مجموعاً تشکیل دستگاه خارج هرمی را می دهند.در انسان هسته های قاعده ای به فعالیت منطقه ی حرکتی قشر مخ کمک می کنند مثلاً وقتی کسی اراده می کند که راه برود موج هایی از منطقه حرکتی قشر مخ به نخاع و از آنجا به عضلات مخصوصی در اندام پایینی فرستاده می شود.
ولی در همین حال موجهایی نیز از منطقه های دیگر قشر مخ به هسته های قاعده ای و از آنجا به قسمتهای دیگر دستگاه عصبی فرستاده می شوند که موجب نوسان بازو و ساعد به هنگام راه رفتن می گردد یا به هنگام سخن گفتن موجهایی که از قشر مخ می آیند باعث حرکت عضلات لب،زبان،گونه ها،حلق و دیافراگم می شوند ولی در عین حال موجهایی از مناطق دیگر قشر مخ به هسته های قاعده ای و از آنجا به قسمتهای زیرین دستگاه عصبی می روند که باعث تغییر قیافه و اشارات گوناگون به هنگام سخن گفتن(مثل حرکات دست و صورت و سر و…)می گردد.آسیب دستگاه خارج هرمی منجر به یک سلسله حرکات غیر ارادی و یا بر عکس سختی و محدودیت حرکات می شود.نشانه های آسیب این هسته ها که ممکن است در یک طرف بدن و یا در هر دو طرف واقع شود عبارتند از:لرزش و سختی عضلات و اختلال حرکات وابسته(یعنی حرکات فرعی که حرکات ارادی را همراهی می کنند)مختل شدن راه رفتن و وضعیت بدن در فضا.
ماده ی سفید مخ و کپسول داخلی:در هر یک از نیمکره های مخ فاصله ی میان قشر مخ ،جسم مخطط ،تالاموس و هیپو تالاموس را ماده ی سفید پر کرده است.ماده ی سفید مخ شامل تارهای عصبی می باشد که قسمتهای مختلف دستگاه عصبی مرکزی را به یکدیگر ارتباط می دهد.بعضی از تارها قسمتهای مختلف یک نیمکره و بعضی دو نیمکره را به هم ارتباط می دهند. اما گروهی دیگر از تارهای قشر مخ را با قسمتهایی از مغز که در زیر مخ قرار دارند می پیوندند.قسمتی از ماده ی سفید که از آن تارهای اخیر می گذرند به کپسول داخلی معروف است.کپسول داخلی بین هسته ی دم دار و تالاموس(از یک طرف)و هسته ی عدسی(از طرف دیگر)قرار دارند.تارهایی که از کپسول داخلی می گذرند قسمتی از تارهایی هستند که از قشر مخ به طرف پایه های مغزی و سپس پل و پیاز نخاع و نخاع می روند و شامل راههای حسی و حرکتی(صعودی و نزولی) می باشند.موج های عصبی حسی از قسمتهای مختلف بدن به وسیله راههای صعودی به مغز می رسند و موج های عصبی – حرکتی از طریق راههای نزولی از مغز به اندام ها می روند.