نقد و بررسی فیلم کارگر ساده نیازمندیم
کارگردان و تهیه کننده: منوچهر هادی
بازیگران: آتیلا پسیانی، یکتا ناصر، سیامک صفری، سحر قریشی، فاطمه رستمی و مهران احمدی (با هنرمندی) بهرام افشاری، سیروس همتی، مجید اصغری، مهدی محرابی و (با معرفی) روژین رحیمی طهرانی و همراه با هنرمند خردسال آرین اسماعیلی و آرمیتا اسماعیلی
سایر عوامل: نویسنده: پدرام کریمی. مجری طرح و سرمایه گذار: سیدابراهیم عامریان، مدیر فیلمبرداری: روزبه رایگا، طراح صحنه و لباس: رضا مهدی زاده، صدابردار: وحید دوزنده، طراح چهره پردازی: امید گل زاده، مدیر تولید: مجتبی متولی، دستیار اول کارگردان: علی سخنگو، منشی صحنه: مهتاب شهرابی، عکاس: نیکتا ناصر، مدیر تدارکات: آرش صالحی
داستان فیلم: بعضیا فکر میکنن همه چیو با پول میتونن بخرن… و میخرن… متأسفانه!
قدم در مغازه رحمت شاگردی می کند و عاشق مونس دختر رحمت است. پس از مرگ رحمت جهان از موقعیت استفاده می کند و دختر ۱۶ ساله رحمت در ازای طلبش از مادرش خواستگاری می کند، قدم از این بابت عصبانی می شود و …
گفتنی است: فیلم سینمایی «کارگر ساده نیازمندیم» ششمین ساخته منوچهر هادی در بخش سودای سیمرغ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. منوچهر هادی «کارگر ساده نیازمندیم» را کامل ترین فیلم خود در کارنامه کاری اش می داند. این فیلم داستان سه کارگر در شهر تهران است. «کارگر ساده نیازمندیم» مضمونی اجتماعی دارد. منوچهر هادی پیش از این فیلم های سینمایی «من سالوادور نیستم»، «زندگی جای دیگریست»، «دنیای پر امید»، «یکی میخواد باهات حرف بزنه»، «قرنطینه» را کارگردانی کرده است.
نشست «کارگر ساده نیازمندیم» | سرمایهگذاری بر دغدغهها
به نقل از ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، در این نشست منوچهر هادی کارگردان و تهیه کننده، پدرام کریمی نویسنده، روزبه رایگا مدیر فیلمبرداری، ابراهیم عامریان مجری طرح ، یکتا ناصر، بهرام افشاری، مهران احمدی و سیروس همتی بازیگران فیلم در این نشست حضور داشتند. در ابتدای این نشست منوچهر هادی با اشاره به روند ساخت این فیلم توضیح داد: پدرام کریمی طرح اولیه فیلمنامه را سه یا چهار سال پیش به من داد و من پذیرفتم اما کسی حاضر به سرمایهگذاری برای آن نشد تا اینکه «من سالوادور نیستم» را ساختم و به خوبی فروخت و بعدش خواستم فیلم اجتماعی بسازم که از کارهای قبلیام دغدغهاش را داشتم.
وی ادامه داد: همه بچهها در این فیلم با یک سوم قیمت حضور پیدا کردند و به خاطر فیلمنامه دلی آمدند و کار کردند. آقای عامریان به عنوان تهیهکننده بخش خصوصی که سالها در برزیل بود و دو سال است به ایران آمده است، در ساخت این فیلم کمک زیادی کرد.
پدرام کریمی هم بحث ربا را به عنوان یک خورده پی رنگ در «کارگر ساده نیازمندیم» معرفی کرد که که از ابتدا در فیلمنامه وجود داشته است. این نویسنده افزود: ایده اولیه به سالها قبل و خبر زورگیری در خیابان خردمند جنوبی برمیگردد. ابتدا فیلمنامه را برای تله فیلم شدن نوشته بودم اما منوچهر هادی گفت حیف است و بهتر است یک فیلم سینمایی از آن بسازیم، در نتیجه سکانس به سکانس با هم در تدوین فیلمنامه جلو رفتیم. جالب است که ده مورد اصلاحیه هم به آن خورد.
یکتا ناصر نیز در این نشست گفت: پنج سال پیش برای حضور فیلم «یکی می خواد باهات حرف بزنه» در جشنواره برای جلسه پرسش و پاسخ به اینجا آمدم. آن زمان تا حدی استرس داشتم که برای خوردن یک لیوان آب هم دستم میلرزید و از خیرش گذشتم اما الان اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردهام و راحتتر حرف میزنم.
این بازیگر افزود: همه بازیها را در این فیلم دوست داشتم و هم بازی شدن با همه اساتید وهمکاران دراین فیلم برایم لذتبخش بود. معتقدم منوچهر انتخابهای خوبی دارد و نکات ظریفی را به بازیگرانش میگوید که به درد می خورد. البته دورخوانیهای زیادی داشتیم و همه صبور بودند و عاشقانه نسبت به کار رفتار میکردند. برای همین است که اکنون نتیجه فیلم دلچسب است.
سیروس همتی نیز گفت: اولین نکته خوبی که منوچهر هادی در فیلمهایش انجام میدهد، این است که دورخوانی میگذارد. با راهنماییهای او و کار و متن خوب تمام تلاشم را زیر نظر منوچهر انجام دادم.
در ادامه مهران احمدی بیان کرد: همه ماها درگیر تهران و مصائب آن هستیم و می دانیم که تهران جای همشهری بازی نیست و در آن اتفاقات عجیبی میافتد. اولین ویژگی که مرا برای بازی در این فیلم اقناع کرد، خود متن بود و همچنین نقش که برایم متفاوت بود. تفاوتی که همیشه در نقشهایم بر آن تاکید دارم. با حس داش مشتی منوچهر و حس پائین شهریاش عشق کردم و تا پایان کار ایستادم.
بهرام افشاری با اشاره به نحوهی آشناییاش با هادی و پیشنهاد برای بازی در این فیلم گفت: تئاتری داشتم به نام «جوجه تیغی» که در آن با منوچهر هادی آشنا شدیم. او به من میگفت که قدت خیلی بلند است و به درد سینما نمیخوری، اما بعدها نظرش تغییر کرد.
وی ادامه داد: ابتدا نقشم در این فیلم کوتاه بود و قبول نکردم اما بعد دیدم جغرافیای خاصی دارد و تفاوتی دارد با تصویرم در فیلم «لانتوری» و مرا به ورطه تکرار نمیکشاند.
در بخش دیگری از این نشست هادی بر مهمترین اصول خود در کارگردانی یک فیلم، تاکید و بیان کرد: مهم ترین نکتهام درهدایت بازیگران این است که اگر فیلمنامه را هم خودم ننوشته باشم، از ابتدا به عنوان کارگردان در کنار نویسنده هستم. جای درست دوربین نیز به من در کارگردانی کمک زیادی میکند. من جز کارگردانانی هستم که زیاد مزاحم بازیگران در حین فیلمبرداری نمیشوم و از قبل با هم به تفاهم میرسیم.
این کارگردان ادامه داد: اساسا کارگردانی نیستم که دکوپاژ از قبل کنم و اهل آن باشم. مخصوصا در فیلمهای اجتماعی که فیلم در صحنه به وجود میآید و شکل میگیرد. سکانس لحن کار را مشخص میکند البته اگر جزئیات در فیلمنامه مشخص باشد. هیچ چیز را قطعی به بازیگر و فیلمبردار نمیگویم چون طراوت خود را از دست میدهد. این تجربهای است که از سالها دستیاری ام در کارگردانی به دست آوردهام.
در پایان این نشست هادی از روزبه رایگا به عنوان فیلمبردار این فیلم تشکر کرد و افزود: زحمت او در ساخت این فیلم ستودنی است چرا که در لوکیشهایی فیلم را ساختیم که او برایش زحمت زیادی کشید. در این میان بخشی از کارگردانی فیلم هم در واقع بر عهده او بود.
گفتگو با عوامل فیلم «کارگر ساده نیازمندیم» در برنامه هفت
?منوچهر هادی: «کارگر ساده نیازمندیم» به طبعات اختلاف طبقاتی می پردازد و قهرمانان فیلم به دنبال گرفتن انتقام خود از نظام سرمایه داری هستند. این فیلم را بعد از فیلم «من سالوادور نیستم» تولید کردم که به جشنواره پارسال نرسید و برای حضور در جشنواره آن را نگه داشتیم تا امسال دیده شود.
?یکتا ناصر: بعد از خواندن فیلمنامه علی رغم نقش سختی که به من پیشنهاد شده بود، مطمئن بودم فیلم خوبی از آب درخواهد آمد.
?هادی: فیلم من، فیلم به شدت خشن و جدی ای است. البته در مقام نصیحت به مخاطب برنیامده ایم. اساسا امکان ساخت جدی فیلم کمدی در ایران را نداریم. محدودیت های زیادی در انتخاب موضوع، پرداخت و نمایش داریم. کمدی اساسا یعنی شوخی با مسائل جدی و طبیعتا نمی توان در ایران این کار را کرد و درنتیجه ساخت فیلم کمدی کم می شود. امسال این محدودیت ها در ارشاد بیشتر نیز شده است.
?یکتا ناصر: «کارگر ساده نیازمندیم» هم فیلم خشنی ست و هم حالم آدم را خراب می کند. چون مخاطب را با صحنه هایی روبرو می کند که کاملا نزدیک به زندگی عادی اوست و در لحظه هایی آنقدر به رئال نزدیک می شود که به واقعیت نزدیک می شود و این به حس فیلم کمک کرده است.
?منوچهره هادی: بازی خیره کننده بهرام افشاری در فیلم نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. در بخش کارگردانی و دکوپاژ و میزانسن، نیز به جرات می توانم بگویم بهترین کارم است.
فیلم ما «من سالوادور نیستم» نزدیک به ۱۷ میلیارد تومان فروخته است. یک نفر از مدیران ارشاد تماس نگرفته و از ما برای این اتفاق تشکر نکرده است. هرچند پز فروش سالانه شان را همیشه می دهند. الان مدیران ارشاد کارشان شده است ممیزی فیلم ها و اصلا در مقام حمایت برنیامده اند.
در جشنواره امسال دو فیلم را تاکنون پسندیدم. «خفه گی» آقای جیرانی را دیدم و بسیار پسندیدم. چند جا گفتم چطور می شود در آستانه ۷۰ سالگی یک فیلمساز دست به چنین جسارت و تغییری در ساختار بزند. مجموعه بازی های عجیب و غریب و خاص از الناز شاکردوست. فیلم «رگ خواب» حمید نعمت الله را نیز بسیار پسندیدم. هرچند به تعبیر بسیاری هر دو فیلم خسته کننده بودند، اما در نهایت پس از نمایش، خستگی از تن مخاطب بیرون می آمد.
امسال موضوعات فیلم ها بسیار شبیه به هم و اندوهگین هستند و امید در آنها بسیار کم هستند.
امروز سانسور وزارت ارشاد از تلویزیون سخت تر شده است. با همه محدودیت ها، در هیچ شرایطی به شبکه جم نخواهم رفت و با تمام وجود مبارزه می کنم. فیلمنامه «کارگر ساده نیازمندیم» در شورای پروانه ساخت کلا رد شد! این شورا کارکردش چیست؟ متاسفانه هیچ کس پاسخگو نیست. مگر فیلمسازی که ۳۰ سال در این کشور فیلم ساخته است، نمی داند ممیزی ها چه هستند؟ اگر پروانه ساخت برداشته شود که ما بیشتر دقت می کنیم.
مشکل ما در فیلم «عاشقانه» ما ۵ قسمت اول را دو ماه پیش برای بازبینی داده ایم. و نزدیک به ۱۵ بار از طرف افراد مختلفی برای من اصلاحیه آمده است. حرف ما این است شما که حمایتی از ما نمی کنید، لااقل یکبار برای همیشه بگویید اصلاحیه ها چیست. ۴۰ روز از فیلمبرداری ما گذشته بود که پروانه ساخت ما صادر شد. کسی حوصله خواندن فیلمنامه ها را ندارد. آقایان مدیران ارشاد بجای حمایت، لااقل کمی از این سختی کار ما را درک کنند و همراه شوند.
?خاک غریب
علی جعفرآبادی
?۱-"من سالوادور نیستم" چنان فیلم بی سر و ته غریبی بود و آنچنان معنای تازهای به مفهوم «فیلم ضعیف» بخشیده بود، که پس از آن ساخت هر فیلمی با اندک بهرهای از کیفیت برای منوچهر هادی پیشرفت محسوب میشد. «کارگر ساده نیازمندیم» اما قدمی بزرگتر از یک پیشرفت صرف است، و با جرات میتوان گفت که بهترین فیلم هادی (و یک پله بالاتر از فیلم خوب "یکی میخواد باهات حرف بزنه") تا امروز است. خنده دار البته اینجاست که «بهترین فیلم منوچهر هادی بودن» هم به معنای کیفیتی درخشان نیست و او آنقدر اثر یک بار مصرف سردستی تلویزیونی و سینمایی دارد، که «کارگر ساده نیازمندیم» با یک فیلمنامهی متوسط و کارگردانی معقول، به فیلم برتر کارنامهی او تبدیل شده است.
?۲-فارغ از مقایسه اما، با فیلمنامهای روبهروییم که موقعیت مرکزی چندان جذاب و بدیعی ندارد، اما در یک سوم انتهایی با چند نقطه عطف مهم و چند فصل سرزنده (مثل لو دادن چگونگی قتل رحمت توسط عزیز یا غافلگیری مربوط به سرنوشت شخصیت نورسته) رضایتی نسبی را در بیننده ایجاد میکند. رضایتی که البته با استفاده از فرمول میانبر مشهور به دست میآید: استفاده از تکنیک رو دست زدن به مخاطب به جای پرورش داستان. و اگر این غافلگیریها از متن حذف شود، با قصهای روبهروییم که بارها شنیده شده، و تنها دستاوردش، پرورش نسبتاً قابل قبول ایدهی تماتیک اصلی خود، یعنی وضعیت نابه سامان مهاجرین شهرستانی در تهران است.
?۳-کارگردانی نهتنها فرسنگها از اجرای آماتورگونهی محض فیلم قبلی پیشتر است، بلکه قبایی متناسب با داشتههای فیلمنامه است، و در تعریف داستان لکنت ندارد. به اینها باید انتخاب و هدایت مناسب بازیگران را اضافه کرد، که البته گل سرسبد آن مربوط به مهمترین ویژگی فیلم است: بازی بهرام افشاری. افشاری که به طور معمول برای نقشهایی منفی، سرد و تلخ انتخاب میشود، روی دیگری از توانایی خود را به رخ میکشد. این بار بر خلاف تمام نقش آفرینیهای قبلی او، فیزیک خاصش نه تنها پررنگترین جلوهی حضورش روی پرده نیست، بلکه لابلای اجرای به اندازه و ظریفش از شخصیت گم میشود. اجرایی که اگر لهجه آذری آن هم ریشه در اصل و نسب خود افشاری نداشته و بخشی از فرآیند بازیگری او باشد، نتیجه را میتوان در حد و اندازهی یک بازی درخشان به حساب آورد.
نگاهی به فیلم«کارگر ساده نیازمندیم» آخرین ساخته منوچهر هادی
فیلمی خوش ساخت با نگاهی عاری از مفاهیم والای انسانی در میان اقشار فرو دست جامعه
سینماپرس: ارسلان صمدزاده/ فیلم را می توان پیشرفتی محسوس برای کارگردانش به حساب آورد و همچنین مجموع بازی بازیگران که بیشتر سبقه فعالیت در تئاتر دارند قابل اعتنا است. اما نگاه تلخ منوچهر هادی به اقشار فرو دست جامعه و تأکید بر انگیزه انتقام در میان آن ها و گذر از معانی والایی چون بخشش، توکل و گذشت فیلم را عاری از نگاه دینی و مذهبی کرده که معمولا در میان همین اقشار جامعه با وجود فقر و گرفتاری های متعدد بیشتر نمود دارد.
شب گذشته فیلم سینمایی«کارگر ساده نیازمندیم» به نویسندگی پدرام کریمی و کارگردانی منوچهر هادی در سالن همایش های برج میلاد برای اهالی رسانه و منتقدین اکران شد، فیلمی خوش ساخت که ترکیبی از کارگردانی حساب شده، بازی های قابل قبول و فیلمنامه منسجم و تودرتو است. فیلم جدید هادی نشان از رشد کارگردان و نیز همکاری خوب او با تیم بازیگران و نیز نویسنده اش دارد که چند سال است همکاری آن ها منجر به ساخته شدن فیلم های خوش ساخت و موفق در گیشه شده است.
این فیلم که از شخصیت های متعددی تشکیل شده یکی از نقاط قوتش را در انسجام شخصیت های داستانی نشان می دهد که جدا از حضور فیزیکی در داستان، از کاراکتر جلوتر رفته و کنش ها و انگیزه هایشان به فیلم و پیرنگ هایش جهت می دهد. داستان هم زمان دو روایت را به طور موازی دنبال می کند. روایت نخست شرح زندگی خانوادهای جنوبی است که برای کار به تهران مهاجرت کردهاند. رحمت (مهران احمدی) که پدر خانواده است، فلافل فروشی کوچکی در جنوب شهر دارد و بهسختی اقتصاد خانوادهاش را تأمین میکند. او برای گسترش کسبوکار مقداری پول نزول کرده تا مغازهٔ کناری را بخرد اما با بالا کشیدن قیمت زمین صاحب مغازه زیر قول و قرارهای خود زده است. روایت دیگر قصه از شخصیت جهان با بازی آتیلا پسیانی آغاز میشود که میفهمیم همان نزولخور درگیر در ماجرای رحمت است. گذشته از این دو نفر، سه جوان مهاجر که از کارگرهای جهان و رحمت هستند در جریان کشمکشهای این دو نفر وارد قصه میشوند و هرکدام گرههایی را ایجاد میکنند که بر پیشروی داستان تأثیر میگذارند.
فیلم نگاه بسیار تلخی به جامعه در تمام طبقات اجتماعی دارد، تلخی که به سبب عدم انصاف و خدا ترسی از قشر بالادست در جامعه شیوع پیدا کرده و فشارهایی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را متحمل قشر پایین دست جامعه می کند، فشاری که با خود فقر، بی آبرویی و خشونت را همراه می سازد و از سویی دیگر ایمان را که بخشی از آن در عدم توکل و خداترسی نمود پیدا میکند از میان می برد.
تلخی که در رفتار، گفتار و تصمیم های شخصیت های فیلم دیده می شود ناشی از فقر اجتماعی است که در طبقه فرو دست جامعه در لباس اقتصاد و معاش و در طبقه صاحب کار و متمول در جامه فرهنگ و ایمان بروز می یابد. شخصیت ها به دنبال حذف یکدیگر هستند و سازش آن ها نیز تنها از دریچه ریا، فریبکاری و دغل بازی است تا منفعتی را نصیبشان کند.
فیلم ابتدا بر کشمکش رحمت و جهان تأکید می کند. پس از آن رابطهٔ عاشقانه قدم و دختر رحمت محوریت پیدا کرده و در انتها پسر عموی قدم که ارشد نام دارد هم وارد ماجرا میشود تا گره ای دیگر به فیلم اضافه کند. گره ای که در نهایت نیز با حذف شخصیت جهان و عدم به دام افتادن قاتلش و مدعیانی که برای گردن گرفتن قتل او پیدا می شوند تا نیمه باز شده و فیلم را با پایانی متفاوت به انتها می رساند.
فیلم را می توان پیشرفتی محسوس برای کارگردانش به حساب آورد و همچنین مجموع بازی بازیگران که بیشتر سبقه فعالیت در تئاتر دارند قابل اعتنا است. اما نگاه تلخ منوچهر هادی به اقشار فرو دست جامعه و تأکید بر انگیزه انتقام در میان آن ها و گذر از معانی والایی چون بخشش، توکل و گذشت فیلم را عاری از نگاه دینی و مذهبی کرده که معمولا در میان همین اقشار جامعه با وجود فقر و گرفتاری های متعدد بیشتر نمود دارد.

کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران




