یک شرکت معماری به نام «هیم دوتان» پل شیشهای شفافی به عرض ۳۷۰ متر را در عرض درهای موسوم به «گرند کنیون شهر Zhangjiajie» در چین ساخته است. این پل حدود ۴۰۰ متر بالاتر از کف دره قرار دارد و در هر بار، ظرفیت جادادن ۸۰۰ نفر را خواهد داشت.اعتبارات مالی طولانیترین پل شیشهای جهان به عنوان بخشی از نشست همکاری و سرمایهگذاری در گردشگری در نمایشگاه مرکزی چین در سال ۲۰۱۲، تامین شده است.
این سازه، قلههای هر یک از طرفین دره را به یکدیگر متصل میکند. همچنین نوعی طناب فنردار برای علاقهمندان به پرش بانجی در وسط این سازه قرار میگیرد که مرتفعترین طناب فنردار برای این ورزش، بر روی کره زمین است. این طناب حدود ۶۰ متر بلندتر از مرتفعترین طناب فنردار تجاری حال حاضر است. قبل از افتتاح این پل مرتفعترین طناب فنردار دنیا بر روی برج Macau در چین قرار داشت که ۲۳۳ متر ارتفاع دارد.
احتمال می رود که این پل شیشه ای بدترین وسیله تفریح درجهان نام بگیرد، هرچند کارگران آن آموزش های ویژه دیده اند تا به کسانی که مایل به عبور از این پل هستند، خدمت رسانی کنند.
یکی از کارگران می گوید: برخی از بازدید کنندگان عبور از این پل شیشه ای را یک تجربه می دانند، ولی من به آن ها می گویم که ترسی را تصور کنید که یک کارگر نظافت کننده احساس می کند، ترس او خیلی بیشتر است.
گفتنی است پل ها سه دسته هستند: پل قوسی پل تیری پل معلق ؛ تفاوت عمده ی این سه پل در فاصله دهانه ی پل است.
دهانه, فاصله ای است بین پایه های ابتدایی و انتهایی پل, اعم از اینکه آن ستون, دیوارهای دره یا پل باشد. طول پل تیری مدرن امروزه از 200 پا ( 60 متر ) تجاوز نمی کند. در حالی که یک پل قوسی مدرن به 800 تا 1000 پا ( 240 تا 300 متر ) هم می رسد. پل معلق نیز تا 7000 پا طول دارد.
چه عاملی سبب می شود که یک پل قوسی بتواند درازای بیشتری نسبت به پل تیری داشته باشد؟ و یا یک معلق بتواند تقریباً تا 7 برابر طول پل قوسی را داشته باشد؟ جواب این سوال زمانی بدست می آید که بدانیم چگونه انواع پلها از دو نیروی مهم فشاری و کششی تاثیر می پذیرند.
نیروی فشاری نیرویی است که موجب فشرده شدن و یا کوتاه شدن چیزی که بر روی آن عمل می کند می شود.
نیروی کششی نیرویی است که سبب افزایش طول و گسترش چیزی که بر روی آن عمل می کند, می گردد.
در این زمینه می توان از فنر به عنوان یک مثال ساده نام برد. زمانی که آن را روی زمین فشار می دهیم و یا دو انتهای آن را به هم نزدیک می کنیم, در واقع ما آن را را متراکم می سازیم. این نیروی تراکم یا فشاری موجب کوتاه شدن طول فنر می شود. و نیز اگر دو سر فنر را از یکدیگر دور سازیم, نیروی کششی در فنر ایجادشده, طول فنر را افزایش می دهد.
نیروی فشاری و کششی در همه پل ها وجود دارند و وظیفه طراح پل این است که اجازه ندهد این نیروها موجب خمش و یا گسیختگی گردد. خمش زمانی اتفاق می افتد که نیروی فشاری بر توانایی شئ در مقابله با فشردگی غلبه کند. بهترین روش در موقع رویارویی با این نیروها خنثی سازی, پخش و یا انتقال آنهاست.
پخش کردن نیرو یعنی گسترش دادن نیرو به منطقه وسیع تری است چنانکه هیچ تک نقطه مجبور به متحمل شدن بخش عمده ی نیروی متمرکز نباشد. انتقال نیرو به معنی حرکت نیرو از یک منطقه غیر مستحکم به منطقه مستحکم است, ناحیه ای که برای مقابله با نیرو طراحی شده و منظور گردیده است. یک پل قوسی مثال خوبی برای پراکندگی است حال آنکه پل معلق نمونه ای بارز از انتقال نیروست.