نقد و بررسی فیلم شعله ور
فیلم «شعله ور» به کارگردانی حمید نعمتا…و کارگردانی محمدرضا شفیعی که ابتدا قرار بود در سیوپنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید که به دلیل به طولانیشدن مراحل فیلمبرداری، به جشنواره امسال رسید.فیلمنامه «شعلهور» به طور مشترک توسط هادی مقدمدوست و حمید نعمت ا… به نگارش درآمده و مضمونی اجتماعی دارد.
این فیلم داستان زندگی مردی را روایت میکند که احساس میکند «عددی نشده» است و این احساس او همه زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد.امین حیایی، دارا حیایی، زری خوشکام، پانتهآ مهدی نیا، مژگان صابری و بهمن پرورش بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
کارگردان: حمید نعمت الله
تهیه کنندگان: محمدرضا شفیعی
سال ساخت:۱۳۹۵
بازیگران: «امین حیایی»، «دارا حیایی» ، «زری خوشکام» و «پانتهآ مهدی نیا»
سایر عوامل: نویسنده: حمید نعمتالله، هادی مقدم دوست، مدیر فیلمبرداری: روزبه رایگا / دستیار اول کارگردان: سعید بیات / مدیر برنامهریزی: داوود باقری / صدابردار: علی عدالت دوست/ طراح گریم: مهرداد میرکیانی / طراح صحنه و لباس: محمدرضا شجاعی/ مدیر تولید: فرشید رئوفی/ جانشین تولید: مرتضی پیرهادی / مدیر تدارکات: سعید رضوی / تدوینگر: مهدی سعدی/ عکاس: امیرحسین شجاعی/ دستیار تهیهکننده: سید سجاد طباطبایی/ مشاور رسانهای: ملیکا راد / مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری وصف صبا.
«شعلهور»؛ فیلمی درباره حسادت
«حمید نعمتالله» که با فیلم «شعلهور» در جشنواره سی و ششم فیلم فجر حاضر است، به ستاد خبری جشنواره فیلم فجر گفت: «این فیلم درباره کسی است که حسادت میورزد». او معتقد است «شعلهور» به آثار قبلیاش، هم شبیه است و هم نیست!
«حمید نعمتالله» امسال با «شعلهور» پنجمین حضورش را به عنوان کارگردان در جشنواره فیلم فجر تجربه میکند. او که در تمام حضورهایش در فجر، موفق بوده باز هم با یک فیلم اجتماعی دیگر پا به این جشنواره گذاشته است. نعمتالله که پیش از این با بوتیک، بیپولی، آرایش غلیظ و رگ خواب در ادوار جشنواره شرکت کرده، درباره شباهت فیلم تازهاش با کارهای قبلی میگوید: «این که با فیلمهای خودم متفاوت است یا نه، باید بگویم منطقی نیست که بخواهم فیلم تکراری بسازم اما معنایش هم این نیست که هر فیلم نقطه مقابل فیلم قبلی باشد. میتوانم اینطور بگویم که «شعلهور» هم به فیلمهای قبلیام شبیه است و هم نیست!»
«حمید نعمتالله» برای فیلمبرداری فیلم جدیدش مدتی را در سیستان و بلوچستان گذراند و فیلمبرداری فیلم را در این استان محروم انجام داد. او درباره فضایی که در «شعلهور» ترسیم کرده، میگوید: «فضایی که اغلب ما از خطه سیستان و بلوچستان در ذهن داریم، تصویر عمومی کم و بیش درستی است. با تجسم این تصویر، فضای فیلم تا حدودی دستتان میآید و میماند آدمهای فیلم؛ فیلم درباره کسی است که حسادت میورزد». او طبق معمول قبل از دیده شدن فیلمش درباره آن توضیح نمیدهد، اما درباره پیشبینیاش میگوید: «امیدوارم بیش از فیلم من و بیش از جشنواره، اتفاقهای خوبی برای ملت ایران رخ دهد». و بعد درباره این اتفاقها توضیح میدهد؛ «حداقل میشود کاری کرد هوا کمی تمیزتر باشد اگر نمیشود جلوی زلزله را گرفت. لابد میشود شرایط زندگی مردم بهتر شود، وقتی کشور ثروتمندی هستیم…»
امین حیایی، زهرا خوشکام، بهمن پرورش، فرید قبادی، دارا حیایی، مژگان صابری، پانتهآ مهدی نیا بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
فیلمنامه «شعلهور» به طور مشترک توسط هادی مقدم دوست و حمید نعمت الله به نگارش درآمده است و مضمونی اجتماعی دارد. این فیلم زندگی مردی را روایت میکند که احساس میکند عددی نشده است و این احساس او و همه زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد
عوامل فیلم سینمایی «شعله ور» عبارتند از نویسنده: حمید نعمتالله، هادی مقدم دوست، مدیر فیلمبرداری: روزبه رایگا، صدابردار: علی عدالت دوست، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، طراح صحنه و لباس: محمدرضا شجاعی، مدیر تولید: فرشید رئوفی، تدوینگر: مهدی سعدی، دستیار اول کارگردان: سعید بیات، برنامهریز: داوود باقری، عکاس: امیرحسین شجاعی، مشاور رسانهای: ملیکا مومنی راد و راضیه جباری، مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری وصف صبا.
جلسه پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «شعله ور» با حضور حمید نعمتالله؛ کارگردان فیلم، محمدرضا شفیعی؛ تهیه کننده، هادی مقدمدوست؛ نویسنده، دارا حیایی، مژگان صابری؛ پانتهآ مهدوینیا، بازیگران فیلم، روزبه رایگا؛ مدیرفیلمبرداری، مهدی سعدی تدوینگر و با مدیریت محمود گبرلو عصر امروز شنبه چهاردهم بهمنماه در پردیس سینما گالری ملت برگزار شد.
روزبه توکلی در مورد اعتراضات مردم سیستان و بلوچستان نسبت به توهین به مردم این شهر در فیلم «شعله ور» سوال پرسید و نعمت اله در پاسخ گفت: «من در جریان نیستم از شادی عدهای ناراحت شده باشند. ما بسیار با احتیاط رفتار کردیم و سعی کردیم همه چیز را رعایت کنیم. وقتی ما فیلمی در این شهر میسازیم با اینکه سعی میکنیم زیباییهای اقلیم آن منطقه را نشان دهیم،
اگر مشکلات را نشان میدهیم، واقعیتها هم هستند و نمیتوان انکارشان کرد. او گفت: مواد مخدر در هر شهری پیدا میشود. ما نمیخواهیم جایی را بد نشان دهیم. مسئله مواد مخدر مشکل این سرزمین است و حسن نیست داشتیم. ما حتی کمآبی این منطقه را بیان کردیم… همچنین در مورد فقر هم چیزهایی گفتیم. بهتر است با مهربانی فیلم را ببینیم. از همین جا میگویم عاشق سیستان و بلوچستان هستم.
شفیعی در ادامه به همین سوال گفت: «هنوز کسی فیلم را ندیده است که اعتراض کند. در افتتاحیه فجر در سیستان و بلوچستان فیلم ما نمایش داده شد و عده ای مدعو آنجا بودند این مسئله را برای من بیان کردند. افرادی که در صف اول تماشا هم بودند نکاتی به ما گفتند و مدیرکل استان هم خیلی زود واکنش داده که اجازه نمیدهیم فیلم در این استان نمایش داده شود. جز این مسئله، چیز دیگری نیست و جوانان این استان به ساخت و تولید اثر کمک بسیاری کردند. ما صادقانه رفتار کردیم و فیلم را بدون شیلهپیله ساختیم. در مورد اینکه سال قبل شرکت کردیم و نتیجه چه شد هم باید بگویم ما نزدیک به ۲۰ دقیقه فیلم را مونتاژ کردیم و گفتند نمیشود این میزان فیلم را دید و داوری کرد. بنابراین ما نرسیدیم به جشنواره و مسئله دیگری هم نبود.
در ادامه علی رفیعی از خبرگزاری هنرور پرسید: من کمتر شخصیتی مثل فرید در سینما دیدم که تا این حد حسود باشد. در مورد این نکته توضیح دهید.
مقدمدوست در پاسخ گفت: «در مورد این فیلم علاقهمند بودند فیلمی در مورد حسد بسازند که بشر از باستان با آن درگیر بوده است. این معلوم ما بود و ما سایر مجهولات را براساس این معلول پیدا کردیم. حسد به عنوان پدیده ای مربوط به روح انسان به درون او برمی گردد. موضوع بیرونی و اجتماعی که با حسد پیوند دادیم، عددی شدن یا بهتر و برتر شدن و متمایز داشتن بود که امروز خیلی شایع شده، مثل پایین آمدن رضایت آدمها از مشاغلشان که زمینه سازی حسد رامی سازد و عناصر دورنی و اجتماعی دو عنصر مهم برای نگارش فیلمنامه بود.
نسرین بختیاری از بانی فیلم پرسید: چرا استان سیستان و بلوچستان را برای این فیلم انتخاب کردید؟ نعمت اله گفت: این مکان با قصه ما مناسب بود. مثلا آنجا دریاچه دارد و ممکن است کسی غرق شود و… مفهوم باستانی حسد برایم جالب بود در خطهای که خلق و خوی باستانی داشته باشد. وقتی میگوییم زابل صحبت از رستم است. پتویی که امین حیایی دور خود میپیچید هم شبیه به شکوه تاریک قرون وسطی بود. سیستان جایی است که باد میآید و حال و هوای افسون که برایم جالب بود را القا میکرد. ما برای طراحی سازهای که داشتیم هم فکر کردیم و رنگ و احوالی را ساختیم که جذابیت داشت. محرومیت این استان هم با موضوع فیلم و محرومیتهای یک انسان حسود همخوانی داشت. پس ضرورتهای قصه این استان را برای من به عنوان یک مکان مطلوب معرفی کرد.
مقدم دوست ادامه داد: سیستان و بلوچستان با اینکه محروم است ولی تمایزهایی که ما را آزار میدهد، ندارد. در این مکان خویشاوندی وجود دارد و اگر کسی از نظر اقتصادی با دیگر فرق دارد چندان مطرح نمیشود.
ما میخواستیم نشان دهیم که فرد حسود در فضای جدا از شهر و طبقهبندیها ، بازهم حسود است و ما کنشهای شخصی کاراکتر را باز هم در منطقهای دیگر دیدیم.
جعفر ملک خبرنگار ایرنا پرسید: فکر نمی کنید فیلم کمی خسته کننده و طولانی بود؟ نعمتالله گفت: حق با شماست هرچند هنوز با مردم فیلم را ندیدهام اما حرف شما را قبول دارم. فکر میکنم میتوانیم صحنههایی از فیلم را حذف کنیم…
محمدرضا اویسی از مجله تلویزیونی ایران گفت: چرا سینمای ایران درگیر فضای آپارتمانی تهران است؟ چه کنیم که فیلمسازان به خارج از این مرز بروند؟ سوال دوم: چه سختیهایی برای ساخت فیلم در خارج از تهران داشتید؟ نسرین بختیاری از بانی فیلم هم پرسید: چرا استان سیستان و بلوچستان را برای این فیلم انتخاب کردید؟
این مکان با قصه ما مناسب بود. مثلا آنجا دریاچه دارد و ممکن است کسی غرق شود و… او همچنین گفت: بحث هزینه و تنبلی میتواند دلیل این اتفاق باشد.
مقدم دوست با اشاره به وجه پژوهشی این فیلم گفت: ما چندین بار برای ساخت به منطقه رفتیم و براساس پژوهشی که داشتیم نقاطی را انتخاب کردیم.
? ذهن زیبا
محمد حسین رحیمی
➕ «شعلهور» از آن حیث که بسیاری گزارهها دربارهی حمید نعمتاله را که پیش از این دربارهی آنها شک و تردید وجود داشت به ثبات و قطعیت میرساند، نقطهی عطفی در کارنامهی اوست. حالا و پس از ساخت این فیلم تازه، واضح است که نعمتاله تنها فیلمساز این نسل است که صفت مولف– با همان تعریف کلاسیک و متداول- به کاملترین وجه دربارهی آثار او معنا دارد.
حالا آثارش پر از عناصر و مولفههای تماتیک و ساختاری مشترک است که از فیلمی به فیلم دیگر امتداد مییابد. کلیدواژهی فیلمهای کارنامهاش، شخصیتهایی با فلسفهی منحصر بفرد و خاص است، و «فرید»(امین حیایی) شعلهور اساساً همان «مسعود»(حامد بهداد) آرایش غلیظ است که به جای شرارت، این بار حسادت مهمترین صفت وجودی اوست.
علاوه بر شخصیتپردازی منحصر بفرد، دیالوگنویسی دومین ویژگی هر فیلمنامهی مشترکی از زوج نعمتاله – مقدمدوست است، که در «شعلهور» به بلوغ میرسد. آنچه از زبان شخصیتها میشنویم، جملات و عباراتی است که جز این زوج نویسنده، هیچکس توان شبیهسازی آنها را در فیلمهای خود ندارد. درست شبیه آنچه در مورد فضاسازی و موقعیتپروری فیلمنامه هم صادق است؛ موقعیتها و فضاسازیها شکل و ماهیتی دارند که خواندن آنها روی کاغذ به غایت عجیب و ناملموس است، اما نعمتاله در اجرا شعبدهای میکند که موقعیتهایی بیاندازه فانتزی و نامتعارف، پذیرفته و باور میشوند و پس از «بیپولی» و «آرایش غلیظ»، این سومین فیلم اوست که چنین فضاسازیهای غریبی دارد؛ آنچنان غریب که فهم پروسهی دستیابی به آنها در پشت صحنه و مکانیزم نعمتاله برای پرداخت آنها، مهمترین کنجکاوی پس از تماشای هر فیلمی از اوست.
?نعمتاله فیلمهایی میسازد که کسی نمیتواند چیزی شبیه آنها خلق کند. صفتی که الزاماً به آن معنا نیست که آثارش کیفیتی در حد و اندازههای یک شاهکار دارند؛ بلکه موضوع از این قرار است که جهان و ذهن او و مقدمدوست قابل شناسایی و تحلیل نیست، و صرفاً میتوان از خروجیهای آن لذت برد.
? میان مایگی
محمد انصاری
➕«شعلهور» فیلمنامه پر نقصی است که به بهترین شکل کارگردانی شده و از همینرو گرفتار بلایی شده که اثر قبلی فیلمساز یعنی «رگ خواب» نیز بدان مبتلا بود با این تفاوت که ضعف سناریو در «شعلهور» به کلی اساس هستی فیلم را به زوال میکشاند. هدف، به تصویر کشیدن جنون کاراکتر اصلی داستان است اما مشکل اینجاست که این جنون و توحش سیر باورپذیری را طی نمیکند و فاقد پشتوانه منطقی است. فیلمساز دیوانگی شخصیت را با بیمنطق رفتار کردن او اشتباه گرفته و به یکباره هیولایی از فرید میسازد که به شکلی انتحاری به همه زخم میزند غافل از اینکه شخصیتپردازی این کاراکتر به هیچ عنوان پرورشدهنده این میزان از شرارت در او نیست.
?فرید از جایی به بعد هرکاری دلش بخواهد میکند و سر به بیابان میگذارد تا به شکلی جوکروار انتقام چند بیاحترامی سطحی به خودش را بگیرد! وی در پایان و پس از به بار آوردن تباهیهای بسیار در گوشهای زانوی غم بغل میگیرد تا نالههای خواننده نیز تأثیر بیشتری بر مخاطبان داشته باشد و آنها را تا سر حد ممکن از سرنوشت غمبار آدمبدهی داستان عبرت دهد. از این روست که «شعلهور» تا مرتبه یک ملودرام اخلاقگرایانهی سطحی تنزل مییابد.
فارغ از این مسائل، فیلمساز اصرار دارد که با ساخت «شعلهور» به مردمان سیستان خدمت کرده اما نگاهی به سیستم روایی فیلم و بازنمایی جغرافیای مرکز/پیرامونی در متن اثر، حاکی از ماجرایی متفاوت است.
?شخصیت اصلی فیلم از شهر به روستا سفر میکند و بدین سبب سیری از آرامی به ناآرامی را طی میکند. «روستا» محلی است برای سربر آوردن دوباره جنون شخصیت و آغاز سیر قهقرایی زندگی او. اژدهای درون فرید که در این جغرافیا دوباره بیدار شده اول گریبان دیگران را میگیرد و آن بلاها را بر سر غواص و دستیارش میآورد و بعد، خودش را هم به نابودی میکشاند. کلیت فیلم دربردارنده این دلالت ضمنی است که «شهر» علیرغم همه مرارتهایش، لا اقل جایی است که نظم روحی شخصیت در آن حفظ میشود، درست برعکس روستا که محل بروز گسست و از هم پاشیدگی پیکره کاراکتر اصلی داستان است. با این حساب به نظر نمیرسد «شعلهور» فیلمی باشد که بتوان آن را به مردم اهل سیستان تقدیم کرد.
شعله ور در آتش حسد
• مریم انصاری
«حمید نعمت الله» در شعله ور هم مانند همیشه بیننده را راضی نگه میدارد. او این بار مانند کاری که با «گلزا»ر در بوتیک و «رادان» در بی پولی کرد، به سراغ «امین حیایی» رفته و جنسی از بازیگری اورا به نمایش گذاشته است که کمتر شاهد آن بوده ایم. شعله ور، فیلمی درباره زندگی «فرید» است که پس از ترک اعتیاد و جدایی، وضعیت بلاتکلیفی دارد، شغلی ندارد و ناتوان از نگهداری پسر جوانش است.
اما مساله اصلی فرید و مشکل تمامی اطرافیانش با او، ذهن بیمار اوست، او مدام در حال مقایسه کردن خود با دیگران است و به همین دلیل همیشه ناراضی و متوقع است، همین ویژگی اوست که باعث شده به دام اعتیاد بیافتد و به دلیل ضعف شخصیتی باز هم این اشتباه را تکرار می کند. اینجاست که به سبک و سیاق همیشه نعمت الله، می فهمیم با یک فیلم روان شناسانه و جامعه شناسانه طرفیم، فیلمی درباره مردی با حسادت و حقارت نفس و اتفاقاتی که این ویژگی ها برای او و خانواده اش رقم می زنند.
فیلم شعله ور که به مردم سیستان هم تقدیم شده است، برخلاف فیلم های آپارتمانی امروز، با استفاده درست و بجا از لوکیشن های سیستان و بلوچستان ماجرا را جلو برده است.
اما نکته منحصر بفرد آثار نعمت الله، همراهی و هماهنگی فرم و معنا و توجه زیاد به جزییات است، این تناسب است که بیننده را درگیر و پیگیر فیلم می کند. در شعله ور هم قاب هایی بسیار چشم نواز از دشت های وسیع و فراخ سیستان و دریاچه و آبی بی انتهای دریاچه می بینیم که در تضاد کامل با روح پست و خفیف فرید قرار دارد و به نوعی، حقارت او را برای بیننده نمایان می کند. همینطور شلوغی بازار و مسافرخانه، همهمه مردم و رقص های محلی وسط خیابان، لباس های رنگارنگ و ازدحام، همه و همه نمایانگر دست و پا زدن های بیهوده فرید است. از همه زیباتر، بازی فرمی نعمت الله با شعله های آتش در جای جای فیلم است که هماهنگ با نام فیلم، شعله کشیدن آتش حسد درون فرید را تداعی میکند، آتشی که در نهایت، همانطور که فرید در کابوس می بیند، به جان زندگی خود فرید و پسرش می افتد و این سرانجام حسادت بیمارگونه اوست.
?اهمیت آیفون تصویری وسط دریا
محمدرضا شهبازی
?اگر شعلهور را کیمیایی میساخت
مردِ شخصیت اصلی فیلم وقتی میفهمد که یکی از غواصها دوست دوران مدرسه او است سعی میکند با همراه شدن با وی، او را کمک کند. اما او یک روز میبیند که یکی کنار خیابان به «وحیده»(زن سیستانی) تکه ناموسی میاندازد. او در دفاع از وحیده وارد دعوا میشود و سرش به گوشه پلهای که وسط بیابان قرار دارد میخورد و به کما میرود. اما غواص که نمیداند مرد رفیق دوران مدرسه اوست با نامردی تمام بدنِ در کمای او را از بیمارستان میدزدد و میآورد میاندازد درون آب تا ببیند اگر یک جسد در آب بیفتد امواج آب آن را کجا میبرند. مرد همان وسط آب از کما در میآید اما برای اینکه به رفیقش کمک کند صدایش را در نمیآورد و میگذارد آب بدن او را مثل یک جسد اینطرف و آنطرف ببرد. غواص هم او را دنبال میکند و جسد را پیدا میکند. در همان موقع مرد که از بس آب خورده دارد میترکد چشمهایش را باز میکند و یک پاک کن از جیبش در میاورد و به غواص نشان میدهد. غواص پاک کن را به یاد میآورد و میفهمد که مرد رفیقش است. مرد در حالی که غواص دارد زجه میزند وسط دریا روی دستهای او میمیرد.
?اگر شعلهور را دهنمکی میساخت
دو غواصی که برای پیدا کردن جسد به زابل آمدهاند در کار خود با کارشکنی یکی از مسئولین و مدیران مواجه میشوند. آن مدیر که ریش دارد و تسبیح دارد و یقه بسته دارد، یکجا به یکی از غواصها که ریشش را از ته تراشیده اشاره میکند و میگوید که شما با این ظاهر حق ندارید دست به میت مسلمان بزنید. بعد شخصیت اصلی فیلم به او میگوید که «به ریش نیست به ریشه است!»
مدیر که حسابی از شنیدن این جمله ابتکاری و جدید و بدیع متنبه شده، برای اینکه خودش را تنبیه کند تصمیم میگیرد بجای غواصها برود زیر آب و جسد را پیدا کند. او وقتی میرود زیر آب میبیند وحیده به شکل وسوسهانگیزی و در حالی که خیلی آرایش کرده است زیر آب کمین کرده تا او را گول بزند. جسدها هم در واقع اصلا جسد نبودند، یعنی اصلا غرق نشده بودند بلکه رفته بودند زیر آب و چند روز نفسشان را حبس کرده بودند تا از این صحنه فیلم بگیرند و بلوتوث کنند و مدیر را بدنام کنند.
?اگر شعلهور را فرهادی میساخت
در اثنای فیلم مردِ شخصیت اصلی فیلم میفهمد که یکی از دو غواص در جوانی با «وحیده» که او عاشقش شده ارتباط داشتهاند و حالا هم به بهانه پیدا کردن جسد به زابل آمده تا وحیده را راضی کند از این خراب شده دل بکند و همراه او برود خارج. در حالی که مرد میخواهد از این مرد انتقام بگیرد معلوم میشود وحیده با آن یکی غواص در همین مدت کم ارتباط برقرار کرده و میخواهد با او برود خارج. مردِ قصه که بهش برخورده سعی میکند یکبار با دو غواص قرار گذاشته و به آنها بگوید که این کارها خوب نیست اما یکهو آن دو غواص که با قایق میخواهند به سر قرار بیایند در راه غرق میشوند و ما میفهمیم آدم نباید گیر بدهد. مرد که به خانهاش در تهران برمیگردد سریع یک آیفون تصویری نصب میکند!
خطا کارم گنه کارم به حال زار می گردم
• پارسا زهره ای
پیش تر در فیلم هایی مثل سر به مهر «مقدم دوست» و رگ خواب «نعمت الله» مدلی از روایت را دیده بودیم که با بیان حدیث نفس نقش اول فیلم سعی می کند درونیات و افکار او را به مخاطب منتقل کند که این شیوه در “شعله ور” اوج می گیرد، البته در همه ی فیلم های مذکور، متن حدیث نفس، حس و اطلاعات بیشتری به مخاطب می دهد تا تصاویر و با نگاهی به آثار مشابه می توان گفت سینمای ایران هنوز به الگوی موفق و کاملی از این طرز روایت نرسیده است یا به بیانی دیگر در به تصویر کشیدن درونیات شخصیت ها ضعف دارد.
فیلمنامه ی کار جدی ترین محل بحث میان موافقان و مخالفان فیلم است، مخالفان، فقدان ساختار کلاسیک و عدم پیوستگی برخی رویدادها را بزرگترین ایراد و موافقان، همین امر را از مزیت های فیلم می شمرند، جدای از جدال مذکور چیزی که مسلم است آنکه سلسله اتفاقات در طول فیلم چه از نظر کمی چه کیفی اغراق شده و غیر طبیعی هستند که در این سبک داستان ایراد محسوب می شود، از طرفی شواهد کافی وجود ندارد که بگوییم بخشی از آنچه می بینیم (نه آنها که می شنویم) در خیال شخصیت اصلی رقم می خورد که اتفاقا خلا چنین روایت رفت و برگشتی میان خیال و واقعیت (به صورت کاملا تصویری، نه مانند این کار و آثار مشابه) در سینمای ایران محسوس است و شاید نویسنده ای مانند هادی مقدم دوست بتواند در آثار آینده اش پا به این عرصه نیز بگذارد.
از نکات به یاد ماندنی شعله ور، فیلم برداری، نماهای بدیع و کارگردانی آن است، موسیقی پایانی اثر هم مطابق انتظار یک قطعه ی شنیدنی از آب در آمده که ترکیبی از نوای سنتی« نصرت فاتح علی خان» و «صدای همایون شجریان» است و همچون موسیقی ساخته قبلی« نعمت الله» به اندازه کل فیلم و حتی شاید بیش از آن تماشاگر را درگیر می کند. از دیدن قاب آخر فیلم و بلافاصله پس از آن، شنیدن این موسیقی، حس تضرع خاصی در خاطر بیننده می ماند، اما آیا او در نهایت می تواند این تضرع و پشیمانی شخصیت اصلی را باور کند و آینده ای بهتر پیش روی او ببیند…؟
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران

