ماندالا، نقوشی که ریشه در تمدن و فرهنگ های کهن دارند و امروزه برای درمان روان آدمی استفاده می شوند
دایرههایی برای ترمیم روان
حتماً شما هم کتابهای نقاشی مخصوص بزرگسالان را دیدهاید. نقاشیهایی که الگوهای اصلیشان یک دایره مزین به انواع طرحها و نقشهای گوناگون است. میگویند غرقشدن در این نقشها و تلاش برای رنگکردنشان به آرامش آدمها و دور شدن آنها از اضطرابهای زندگی مدرن کمک میکنند. بعضیها هم به این نقشها تأثیرشان خوشبین نیستند اما این نقوش که به «ماندالا» معروف هستند، اگرچه تازه به بازار کتاب و روانشناسی ایران آمدهاند، اما پیشینهای بسیار قدیمی دارند.
هر پدیدهای در دنیا نقطه آغازی دارد. داستان ماندالا هم اینطور شروع شد: با یک خواب. بیننده خواب کارل گوستاو یونگ بود. این روانکاو سوئیسی را با نظریههایش در مورد تعبیر رؤیا ، ضمیر ناخودآگاه جمعی و دوستیاش با فروید میشناسیم .
یونگ این رؤیا را زمانی که به دبیرستان میرفت و در سالهایی که مدام در فکر آینده بود، دید. در آن رؤیا او در یک جنگل بود: «در تاریکترین نقطه، یک حوض مدور دیدم که دور آن را علفهای انبوه گرفته بود. عجیبترین و شگفتانگیزترین موجود، توی آب بود: جانوری گرد بارنگهای درخشان و متنوع، متشکل از بیشمار سلول کوچک، یا اندامهایی شبیه شاخک. موجود تکسلولی غولآسایی بود. به قطر حدود سه فوت. به نظرم خیلی عجیب میآمد که این موجود باشکوه همانجا بی مزاحم دراز کشیده، درجایی مخفی، در آب صاف و عمیق. میل بیامانی به شناختن در من بیدار شد، طوری که وقتی بیدار شدم قلبم محکم میزد.» با دیدن رویاهایی شبیه به این او مصمم شد تا معنای آنها را دریابد .
دنیای ماندالا
یونگ در راه تعبیر رویاهایش به نماد ماندالا رسید. ماندالا به معنی دایره در زبان سانسکریت، شکلی پایهای است که در طبیعت، عناصر مادی، گیاه و جانور و نیز اشیاء یافت میشود. قدمت اولین نشانههای ماندالا به دوران پارینهسنگی میرسد یعنی مدتها پیش از اختراع چرخ. نقشهای مدوری که ۲۵ تا ۳۰ هزار سال پیش روی سنگهایی حکشدهاند.
ماندالا در دایره المعارف بریتانیکا چنین تعریفشده است: «در مذهب بودایی و هندو، یک طرح نمادین (سمبولیک ) است که برای اجرای مراسم مقدس روحانی و بهعنوان وسیلهای برای مراقبه استفاده میشود. نماد ماندالا اصولاً تجسم جهان و کائنات است، یک محیط روحانی که بهعنوان ظرفی برای خدایان و بهعنوان نقطه تجمع نیروهای کیهانی عمل مینماید. انسان بهصورت ذهنی وارد ماندالا شده و بهسوی مرکز آن پیشروی میکند.»
طرحهای ماندالا معمولاً به شکل قصری با چهار دروازه که بهسوی چهار جهت اصلی زمین باز میشوند، نمایش داده میشود. گل نیلوفر آبی که در این نقوش وجود دارد، نماد تعلیمات بودا است. این گیاه ریشههایش را در گل و لجن کف مرداب محکم میکند و بااینحال ساقهاش را تا سطح آبکشیده و گلبرگهایش را بهسوی نور و در سطح آب میگستراند. این نماد جسم و روح بشر و توانایی روح برای تغذیه از جسم و محیط دنیایی و سپس رشد آن بهسوی خداوند و رسیدن به اوست.
اشکال متفاوتی از ماندالاها با مفاهیم و کاربردهای مختلف وجود دارند. اما جوهر یا هدف اصلی ماندالا با فرآیند متوسلشدن به خداوند، صدا کردن او و تشخیص این نکته است که نیروی معنوی و شفابخش در درون خود دعاکننده و مراقبه کننده قرار دارد.
دایره سمبل مشترک فرهنگها
در منابع کهن میبینیم که گروههای زیادی شکل دایره را سمبل خود نامیدهاند که نشانهای از رابطه انسان و طبیعت است. این سمبل چه در پرستش خورشید نزد اقوام اولیه و اساطیر و چه در ادیان مختلف دیده میشود.
ماندالاهای انتزاعی که در هنر مسیحی اروپا، مثل پنجرههای طرح گلی کلیساهای اعظم دیده میشود نشانههایی از خود انسان است. هالهای که اطراف سر عیسی و قدیسان مسیحی در نقاشیهای مذهبی دیده میشود همگی نمودی از ماندالا است. در ایران باستان دایره جزو نمادهای مقدس است. میترا و اهورامزدا که خدایان خورشید بودند با دایرهای دور سرشان نمایش داده میشدند و در عرفان نیز دایره مرحله رسیدن به کمال و جاودانگی را نشان میدهد.
رد ماندالا در هنر شرق و غرب
ماندالا طرح اساسی بسیاری از بناهای مذهبی و غیرمذهبی را در تمام تمدنها تشکیل میدهد که در نقشههای شهرسازی کلاسیک و قرونوسطی و حتی جدید واردشده است. عدهای از شهرهای قرونوسطایی با طرح ماندالایی ساخته و با یک دیوار تقریباً دایره شکل احاطهشده بودند. هریک از این شهرها را دو خیابان به چهار قسمت تقسیم میکرد و هر قسمت به دروازهای منتهی میشد. کلیسا یا کلیسای جامع در نقطه تقاطع این خیابانها قرار داشت. طرح ماندالایی شهرها بههیچوجه منسوخ نشده و نمونه جدید آن شهر واشینگتن امریکا است.
در معماری و فرهنگ ایرانی نیز طرح ماندالایی در نقشه اولیه خانهها، حیاط با حوضی در میان آنکه دورتادور آن را اتاقها و باغچهها فراگرفتهاند و همگی طرحی متقارن دارند، بهکاررفته است. همچنین نقشهای کاشی و گچبری سقف و دیوارهای مساجد و خانهها، الهام گرفته از ماندالاهای بسیار زیبا و پیچیده هستند. نقشه اصیل باغهای شرقی هم بر مبنای ماندالاها طراحیشدهاند که همگی به یک مرکز که غالباً نوعی حوض یا آبنماست ختم میشود. هدف اصلی از این طراحیها عبارت بوده از تبدیل خانه، باغ، مسجد یا شهر به یک جهان کوچک و منظم، یک مکان مقدس که از طریق مرکز خود با جهان دیگر مربوط شده است و این ارتباط با احساسات و نیازهای حیاتی انسان منطبق است.
نقشه بسیاری از طرحهای سنتی فرش ایرانی، نوعی ماندالا تلقی میشود که حتی نگاه کردن به آنها میتواند اثرات درمانی و کاهشدهنده اضطراب داشته باشد. برای مثال طرحی که در وسط آن ترنج متقارنی قرار دارد و بقیه نقوش در چهار طرف آن گسترده شدهاند.
یکی از فنهای هنر درمانی، رنگآمیزی درمانی (Coloring therapy) است. در این روش از طرحهای ماندالا برای رنگآمیزی استفاده میشود. رنگآمیزی درمانی از یک فرآیند سه مرحلهای پیروی میکند:
مرحله اول: ماندالا نمادی از نیروی روحی و روانی است که در همه افراد وجود دارد. به همین دلیل رنگآمیزی یک طرح ماندالا درعینحال که یک حرکت تفریحی و جالب است، واسطهای برای کشف خود است. در این مرحله فرد بهصورت آزاد و بدون هیچگونه قیدوبندی به رنگآمیزی طرحها میپردازد و با آنها آشنا میشود.
مرحله دوم: فردی که به رنگآمیزی ماندالا پرداخته در حین این رنگآمیزی با خود صحبت میکند. گفتمان درونی (یعنی گفتوگویی که ما در ذهن خود داریم) در تمام طول روز ادامه دارد و ذهن را مشغول میکند. چنانچه محتوای این گفتوگو اضطراب یا افسردگی یا بیماری باشد روی بدن و رفتارهای ما تأثیر قوی میگذارد. در حین رنگآمیزی در مرحله دوم فرد به این گفتگوی درونی خود توجه میکند و با ایجاد هشیاری نسبت به این گفتمان آن را بهبود میبخشد. فرد در این مرحله نسبت به محتوای گفتار درونی خودآگاهی پیدا میکند و میتواند درباره آن و جنبههای مثبت و منفی این گفتمان ادراک روشنی به دست آورد و سپس با نقد آنها به این سؤال پاسخ دهد آیا من واقعاً چنین کسی هستم؟ آیا این افکار به من کمک میکنند؟ آیا میتوانم این گفتارها را تغییر دهم؟
مرحله سوم: در این مرحله با استفاده از شناختی که در مرحله قبل بهدستآمده و احتمالاً با کمک یک درمانگر یا مربی تلاش میشود با نقد و تحلیل این گفتارها، درمانشونده بهسوی تغییر گفتارهای درونی منفی و تبدیل آنها به گفتار درونی مثبت حرکت کند. با کنار گذاشتن قیدوبندهای ناشی از تفکرات منفی، فرد بهتدریج آزادتر و مثبتتر شده و تصویر ذهنی بهتری نسبت به خود به دست میآورد.
جالب است بدانید جنبه درمانی طرحهای ماندالا هم توسط کارل گوستاو یونگ مطرح شد. او طی تجربه شخصی که در سال ۱۹۱۸ بهعنوان فرمانده اردوگاه سربازان زندانی بریتانیایی ،داشت به این مهم دستیافت: «آنجا که بودم ، هرروز صبح یک نقش مدور کوچک توی دفترچهام میکشیدم، یک ماندالا که انگار با اوضاع درونی من در آن زمان مطابقت داشت. با کمک این نقشهایی که میکشیدم، میتوانستم تغییرات روانی خودم را روز به روز مشاهده کنم. کمکم فهمیدم که ماندالا واقعاً چیست. بهتدریج او ماندالاهایی برای خودش خلق میکند و آنها را رنگ میکند. او در حین این رنگآمیزیها توانست به درون خود فرو رود و گامهایی اساسی برای شناخت خود و روان انسان و تکمیل نظریهاش درباره ناخودآگاه جمعی و ارتباط آن با الگوهای کهن بردارد. این همان روندی است که راهبان مذاهب بودایی و هند از آن برای آموزش معنوی شاگردان خود بهره میجویند.
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران
