وقتی ناصرالدین شاه خواب امام حسین(ع) را دید
برگی از خاطرات ناصرالدینشاه، که در آن شرح خواب دیدن امام حسین علیهالسّلام را بیان کرده است.
بعد آمدم بالا. ملیجک و چُرتی میخواستند(41) منبر بروند؛ من خوابیدم.
امشب سیّدالشّهداء علیهالسّلام را در خواب دیدم. به اینطور که پردۀ نازکی روی زمین کشیده شده بود. در زیر پرده یکنفر نشسته بود؛ سایهاش به نظر من پیدا بود. مثل شخصی که از زیر تورِ سیاه پیدا باشد؛ همه چیزش را میدیدم. یکنفر دیگر ایستاده بود، به من گفت: این شخص سیّدالشّهداءعلیهالسّلام است. من زمین نشستم که درست تماشا کنم. در این بین دستهای سیّدالشّهداء علیهالسّلام – الی آرنج بازو لخت، موهای دست مبارک پیدا بود؛ خیلی هم مو داشت-، از زیر تور بیرون آمده، چیزی را میبستند و باز میکردند. من فرصت [را] غنیمت شمرده، دُلاّ شده، پشت دست مبارک را بوسه زدم. به طوری که گوشت پشت دست مبارک به دهانم رفت و چیزی هم خواهش کردم، امّا نفهمیدم چه چیز است.
بعد از خواب برخاسته، وحشت کردم. کشیک زبیده بود، صدای دستهها و بالابان و غیره میآمد. الحمدلله علی کل حال.
پی نوشت:
1– 41 منبر نذری بود که براساس آن، نذرکننده میبایستی در روز نهم ماه محرم (تاسوعا) به 41 مکان که در آن مراسم یا منبر مذهبی برپا بوده سر بزند، این کار معمولاً به نیت تحقق یک حاجت، و در مواقعی به علت مستجاب شدن خواسته شخص صورت میپذیرفت.
2- بالابان: طبل و نقاره
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران