صفحه اول / فرهنگی و هنری / نوروز در تقویم ایرانی

نوروز در تقویم ایرانی

نوروز در تقویم ایرانی

نوروز در تقویم ایرانی

نوروز در تقویم ایرانی، در سال 2009 میلادی، برای انتشار در دانشنامه ایرانیکا نوشته شد و این، برای نخستین بار است که به زبان فارسی ،  با اجازه رسمی از دانشنامه ایرانیکا و تأیید مؤلف، در «ایران» منتشر می‌شود.

روز هرمز  (اولین روز هر ماه ایرانی) ماه فروردین اولین روز سال نو در تقویم ایرانی است؛ اکنون این روز با روز اعتدال ربیعی (روزی که در آن خورشید وارد درجه اول برج حمل می‌شود) منطبق شده است.

 این مقوله با جایگاه نوروز در دیگر تقویم‌ها  (برای مثال، در تقویم مالی عثمانی یا در تقویم نُصَیری) و با نام‌های روزهای سال نو در دیگر تقویم‌ها مانند نیریز در مصر و نیروز در اندلس که نشأت گرفته از نوروز پارسی هستند، ارتباطی ندارد چون این تقویم‌ها غالباً با منشأ‌ها و همتایان پارسی خود متفاوت هستند.

همچنین در جهان ایرانی روزهای دیگری نیز وجود داشته‌اند که به آنها نوروز می‌گفتند. اصولاً این روزها حتی با روزی که خورشید وارد درجه اول برج حمل می‌شد مصادف نمی‌شدند. نوروز معتضدی در سال۲۸۲ قمری (۸۹۵ میلادی)  توسط معتضد خلیفه عباسی به دلایل مالی رواج داده شد، و تا حدود یک قرن هم وجود داشت و یازدهم هزیران در تقویم سوری سریانی (یازدهم ژوئن در تقویم ژولینی) که مصادف با یکم خرداد در تقویم پارسی در بین سال‌های ۸۹۲  تا ۸۹۵ میلادی بود را به عنوان نوروز معتضدی در نظر گرفتند.

در مباحث نجوم،  اصطلاح نوروز خوارزمشاهی نشانه روزی است که خورشید وارد درجه  نوزدهم برج حَمَل می‌شود که  به اصطلاح نجومی قدر یا شرف خورشید است.در اصل این اصطلاح بیانگر نوروز اصلا‌ح‌شده‌ای است که در سال ۱۲۷۰ از  تاریخ اسکندر (۹۵9-۹۵8 میلادی) در خوارزم معرفی شد و این روز را دوم یا سوم نیسان تقویم سریانی در نظر گرفتند (برابر با دوم یا سوم آوریل در تقویم ژولینی). در کتاب آثار الباقیه‌عن‌القرون‌الخالیه ابوریحان بیرونی نوروزی به نام نوروز رودخانه‌ها و آب‌های جاری یافت می‌شود که برابر با ۱۹ سپندارمذ می‌باشد (روز مشابه آن در تقویم ژولیانی طی زمان تغییر می‌کرد زیرا تقویم پارسی تقویمی شمسی ناقص یعنی  بر اساس سال شمسی ۳۶۵ روزه بدون کسر اضافی بود).

نوروز در مرداد

در مباحث عام امروزی،  نوروز طبری در مازندران وجود دارد که برابر با دوم مرداد تقویم هجری شمسی (بیست و چهارم یا بیست و پنجم جولای) است و با فاصله نزدیکی از این تاریخ یعنی در پانزدهم مرداد نوروز دیلمی در گیلان برگزار می‌شود (ششم یا هفتم آگوست). با وجود این، نصرالله هومند تاریخ دیگری  از  نوروز دیلمی برای سال‌های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ خورشیدی فراهم می‌آورد، یعنی  هفدهم مرداد  که برابر با هشتم یا نهم آگوست است.

در امتداد ساحل خلیج فارس نوروزدریایی وجود دارد  که طبق عقاید مختلف یا برابر با نهم مرداد یا برابر با اول  مرداد تقویم هجری شمسی است. همچنین، در استان کرمان (لاله‌زار) نوروز‌چوپانی  وجود دارد که برابر با  بیست‌وهفتم‌اسفند است. مطمئناً موارد دیگری از نوروز وجود دارند که هنوز مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.ابوریحان بیرونی از نوروز پادشاهان باستانی – یعنی پادشاهان ساسانی- در روز نقطه انقلاب تابستانی سخن می‌گفت. به وجود اینکه سنت پارسی به تلاقی میان نوروز و درجه اول برج حمل اشاره می‌کند، اما هنوز برای این تلاقی و همزمانی ثابتی هیچ دلیل تاریخی وجود ندارد، چون در زمان ساسانی تقویم ساسانی بر اساس سال شمسی ناقص ۳۶۵ روزه بود و تلاقی مزبور تنها در طول چهارسال متوالی هر  ۱۴۶۱ سال یک‌بار اتفاق می‌افتد. طبق یک نظریه قدیمی که بر اساس گزارشات عربی و فارسی در آثار نجومی  شکل گرفته است، در دوره ساسانی دو مدل نوروز وجود داشت؛ نوروز مدنی که در طول فصل‌ها تاریخ آن به عقب باز می‌گشت و نوروز مذهبی که به‌وسیله کبس‌های ماهانه‌ای (افزودن یک ماه اضافی به تقویم) که هر ۱۱۶ یا ۱۲۰ سال یک‌بار‌ انجام می‌گرفت تقریباً ثابت باقی می‌ماند. با وجود این تقریباً مورد قبول عموم است که دلایل مستندی برای کبس‌ها وجود ندارد و در واقع این امر ناممکن است که کبس‌ها نقشی را در وقت نگاری حضور داشته‌اند. نوروز اول فروردین تقویم شمسی ناقص تنها نوروز تصدیق شده تاریخی است.

 آن نوروز هر چهار سال یک روز به عقب برمی‌گشت. بنابراین اشاره از بیرونی که بالاتر بیان شده است  می‌توان به عنوان نشانه‌هایی از جایگزینی نوروز از جایگاهی نزدیک به انقلاب تابستانی در اواخر زمان ساسانی یعنی در سال‌های ۶۲۰ تا ۶۲۳ میلادی  (در اوایل قرن اول هجری، انقلاب تابستانی در نوزدهم ژوئن تقویم ژولینی اتفاق افتاده است و اول فروردین تنها در طول این چهار سال با نوزدهم ژوئن تلاقی کرده است) به جایگاهی که همزمان با درجه اول برج حمل در سال ۳۷۵ یزدگردی  (۳۹۷ هجری قمری، ۱۰۰7-۱۰۰6 میلادی) است دانستند  (در اواخر قرن چهارم و در طول قرن پنجم هجری  اعتدال ربیعی در پانزدهم ماه مارس تقویم ژولینی اتفاق افتاده است و اول فروردین تنها در طول این چهارسال با پانزدهم ماه مارس همزمان بوده است). چنین رویداد مهمی به‌طور ضمنی در کتیبه‌های به یادماندنی گنبد قابوس ثبت شده است.

سپس نوروز به عقب بازگشت و طبق نوروزنامه، که رساله به زبان فارسی منسوب به عمر خیام است و احتمالاً در طول قرن‌ پنجم هجری تألیف شده است، حاکم صفاریان سیستان یعنی خلف بن احمد منظور مشخص‌کردن نوروز تقویم را اصلاح کرد اما نوشته مربوط به آن واضح و مشخص نیست.مؤلف نوروزنامه به منظور نشا‌ن‌دادن لحظه دقیق و درست وقوع نوروز از «فروردین خویش» (یعنی فروردین خورشید اعتدال بهاری) صحبت به میان می‌آورد، در حالی که به مرور زمان نوروز  جایگاه خود را در طول سال تغییر می‌داد.

نوروز جلالی

در سال ۴۷۱  هجری قمری  (۱۰۷۹ میلادی)، حاکم سلجوقی جلال الدوله ملکشاه یک اصلاح تقویمی را معرفی کرد که روز سال نو را در درجه اول برج حمل قرار می‌داد و این نوروز را به نام نوروز جلالی که برگرفته از بخشی از نام خودش است نامید. با وجود این، حتی بعدها تقویم بنا برسال شمسی ناقص در میان بعضی از محافل زرتشتی بر جای ماند به‌طوری‌که این محافل زرتشتی در حال حاضر نیز نوروز را مرتبط به اشکال مختلفی از تقویم  بنا بر سال شمسی ناقص پارسی در نظر می‌گیرند. همچنین نشانه‌هایی از یک نوروز محلی وجود دارد که در محافل غیرزرتشتی تاریخ آن به روز اول دیگر ماه‌های پارسی تغییر کرده است.به علاوه این‌که، در اغلب بخش‌های آثار نجومی عربی و پارسی که به توصیف تقویم‌های مختلف می‌پردازند، با نوروزی به نام نوروزکبیر یا نوروزبزرگ در روز ششم فروردین بر می‌خوریم، اما منابع به‌جامانده که بر روز ششم ماه اول پارسی تمرکز می‌کنند همه مربوط به دوره اسلامی می‌شوند. نوروز بزرگ را نوروز خردادی یا نوروز خاصه نیز می‌نامند و این نوروز پس از نوروز صغیر یا نوروزعامه است که در روز اول فروردین است.

 قدیمی‌ترین منبع برای تصدیق رویداد نوروز در ششم فروردین گزارشی از کسروی در کتاب المحاسن و الاضداد منسوب به جاحظ است. روایت مشابه اما غیر یکسانی نیز در نوشته بیرونی یافت می‌شود. علاوه براین، منبع مرتبط دیگری در مورد نوروز در ششم فروردین متنی به زبان پارسی میانه تحت عنوان ماه فروردین روز خرداد است که نسخه خطی MK که در کتابخانه شخصی ویراستار این متن یعنی جاماسپ جی دستور منوچهرجی جاماسپ آسانا نگهداری می‌شده است. اهمیت ششم فروردین در فصل پنجاه و دوم اثر به زبان فارسی صد در نثر، که احتمالاً در طول قرن اول هجری نوشته شده است و در متنی به زبان فارسی به نام روایت دستور داراب هرمزیار تصدیق شده است. بنابر نظر کوشیار بن لبان گیلی روز ششم نوروز صَبّ الماء  نامیده می‌شد و این روز را به عنوان نوروز عظیم گرامی می‌داشتند. این روز روز امید نیز نامیده می‌شد چون به یادبود کامل‌شدن عمل خلقت برپا می‌شد

بیرونی اشاره می‌کند که گفته می‌شود فردی که دو نوروز را به هم مرتبط کرد هرمز بن‌ شاپور قهرمان بوده است، چون او در تمام روزهای میان این دو نوروز جشن‌هایی را برپا می‌کرد. با وجود این،   بنابر نظر مری بویس، در واقع این اقدام را می‌توان معقولانه به موبد اعظم و قدرتمند هرمزد اول یعنی کردیر نسبت داد.  با وجود این، این موضوع تلویحاً بیانگر وجود رقابتی دیرپا میان این دو نوروز است. مخالفت بعضی از دانشمندان با کبس‌های فرضی پیش از اواخر دوره ساسانی که منجر به دوتاشدن نوروز شده است رقابت میان این دو نوروز را غیرقابل‌قبول می‌کرد. ایده اهمیت مطلق ششم فروردین، چون روز کامل‌شدن خلقت است، از دیدگاه پدیدارشناسی از ارزشی همگانی برخوردار است و پدیدارشناسی می‌تواند به طور مستقل مشکلات تقویمی مهم ششم فروردین را روشن سازد. در این باره، باید به فرضیه بیرونی در مورد ششم فروردین توجه کرد. طبق این فرضیه ششم فروردین را جشن می‌گرفتند چون در این زمان جمشید با موفقیت و پیروزی بازگشت. بنابر نظر آرتور کریستنسن،روز ششم جشن بهار در اصل روز اعتدال ربیعی نوروز حقیقی است. سپس، وقتی که پارس‌ها دین اسلام را پذیرفتند جشن هَمَسْ پَتْ مَیدیم مزدانیان از بین رفت و جشن بهار از اعتدال ربیعی آغاز شد اما ایده شکوه روز ششم جشن حفظ شده است.  ابهامات با وجود جشن‌های مختلف دو تا شده دیگری که در تقویم ایرانی به آنها تصدیق شده است پیچیده‌تر می‌شود. همزمانی میان ششم فروردین تقویم پارسی و سال‌نو ارمنی‌ها، سُغد‌ی‌ها و خوارزمی‌ها قطعاً پیچیدگی‌های دیگری را هم به وجود می‌آورد.

ملا مظفر گنابادی، ستاره‌شناس و ریاضیدان پارسی، که در دربار شاه عباس اول در اصفهان به کار مشغول بوده، سیزدهم نوروز را در فهرست جشن‌های پارسی نمی‌داند. اما هم نوروز بزرگ در ششم فروردین و هم آبانگان در دهم فروردین را در فهرست خود ثبت کرده است. با وجود این، اینکه ارجاعات به ششم فروردین به عنوان «نوروز بزرگ» در چنین نوشته نظری متأخری بتواند برگزاری واقعی جشن نوروز در ششم فروردین را به اثبات برساند ناممکن به نظر می‌رسد. به نظر کریستنسن جشن‌گرفتن روزششم فروردین در طول قرن یازدهم هجری نیز پابرجا بوده است زیرا مؤلف کتاب برهان قاطع از جشن نوروز در ششم فروردین اشاره می‌کند.با وجود این، لوی دیبو (Louis Dubeux) تنها جهانگرد اروپایی است که در مورد این موضوع نوشته است : «جشن نوروز یک هفته ادامه می‌یابد، اما روز اول… تا کنون رسمی‌ترین و جدی‌ترین روز است.» بنابر نظر کریستنسن جشن شش روزه عید نوروز در طول قرن‌های دوازدهم و سیزدهم هجری طولانی‌تر شده است.امروزه، بدون هیچ توجهی به ششم فروردین دوره  جشن نوروز در روز سیزدهم فروردین با سیزده بدر یا ۱۳ نوروز تمام می‌شود.

در کتاب عیون اخبار الرضا ابن بابویه قمی، در بخشی که به رسوم مردمی که اصحاب‌الرأس نامیده می‌شدند اختصاص داده شده، می‌توان نشانه‌هایی قدیمی از جشن ۱۲روزه یافت. طبق این متن، اصحاب‌الرأس در ۱۲ شهر زندگی می‌کردند و هر کدامشان اسم یکی از ماه‌های پارسی را داشتند و پادشاهشان ترکوز (کذا؛ بدون شک از نوکروز،که شکل فارس میانه کلمه نوروز است) نام داشته است. وقتی که زمان جشن شهر اصلی فرا می‌رسید میهمانی بزرگی در طول ۱۲ شب و ۱۲ روز در آنجا برگزار می‌شد که این عدد بیانگر ۱۲ جشن آنها در طول یک سال بود.

 در اواسط قرن چهارم هجری در سوم نیسان (آوریل)، خورشید وارد درجه نوزدهم برج حمل شد. بنابر نظر بیرونی خوارزمشاه ابوسعیداحمد، نوروز را در آن تاریخ قرار داد.

 

نوروز خوارزمشاهی

درکتاب التفهیم پارسی خود، بیرونی همچنین به دوم نیسان تقویم سریانی به عنوان نوروز خوارزمشاهی  اشاره می‌کند. این تردید در مورد تاریخ دقیق نوروز خوارزمشاهی دارای مزیت‌هایی است، چون دوم نیسان، سیزدهمین روز پس از تاریخ رسمی اعتدال ربیعی برای مسیحیان بود و ستاره‌شناسان خوارزمشاه تقویم یونانی و سریانی، را در نظر گرفتند تا تقویمی محلی درست کنند. در سنت نَُصَیری  می‌توان نوروز ثابتی را یافت: طبق مجموع الاعیاد نوشته سعید میمون طبرانی  «نوروز همواره در چهارم ماه آوریل است و نوروز اولین روز سال ایرانی است که با ماهی به نام فروردین شروع می‌شود.» با وجود این، نوروز تقویم شمسی ناقص سنت پارسی تنها در طول سال‌های  ۹۲۴ تا ۹۲۷ میلادی با چهارم ماه آوریل ژولینی مصادف بوده است و علی‌رغم این حقیقت که در قرن پنجم هجری اعتدال ربیعی در تاریخ پانزدهم مارس تقویم ژولینی روی داده است، مسیحیان پانزدهمین روز پس از روزی که اعتدال ربیعی است، را نوروز می‌نامند. قابل توجه است که از زمان‌های قدیم، دقیقاً ۱۳ روز فاصله میان دو تاریخ پیشنهاد شده برای ولادت حضرت مسیح وجود داشته است و این مسأله با دو تاریخ جشن‌های آیون (Aiōn) در اسکندریه احتمالاً مصادف است. محمد روح الامینی قیاس‌های احتمالی با مدت ۱۲ روزه میان اعتدال ربیعی و رسوم غربی اول ماه آوریل را  پیشنهاد کرده است.بنابر نظر مری بویس سیزده‌بدر با درنظرگرفتن نوروز مذهبی ششم فروردین تخمین زده می‌شده است… چون  ۱۳ روز بعد از ششم فروردین روز فروردین ماه فروردین بوده است. ناگفته نماندکه روز فروردین ماه فروردین مطابق است با ۱۹ فروردین امروزی که جایگاه نوروز خوارزمشاهی است. در حال حاضر، دلیلی کافی وجود ندارد که بتواند توصیف قابل اعتماد و محکمی در مورد منشأ جشن‌های ۱۳ روزه نوروز، که با سیزده بدر خاتمه می‌یابد، بدهد، مگر اینکه  داستان جشن بزرگ اصحاب الرأس مذکور را به عنوان نشانه‌ای از اهمیت دوازده جشن سالانه زردشتی برای تلاقی میان نام روز و نام ماه، به اضافه جشن نوروز فرض کنیم.

٭ سیمون کریستوفورِتی٭  استاد تاریخ ایران در دانشگاه  کا-  فوسکاری ونیز در ایتالیا

ترجمه : فرحناز دهقی

منبع: روزنامه ایران

 

این را هم ببینید

علی اصغر مونسان

مونسان رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شد

رئیس‌جمهوری در حکمی مهندس علی‌اصغر مونسان را به‌عنوان «معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری» منصوب کرد.