زندگی نامه مادر امام رضا(ع)
زندگینامه حضرت نجمه
ستاره مغرب، مادر خورشید مشرق(1)
نجمه خاتون، همسر امام کاظم علیه السلام و مادر گرامی امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه علیها السلام می باشد. آن حضرت از بانوان بزرگوار از نظر علم و کمالات اخلاقی می باشد که تاریخ مثل او را در میان بانوان عالم به خود کم دیده است. ابعاد شخصیتی و زندگی فردی و اجتماعی وی از نظر علم و آگاهی نسبت به مسایل دینی و عقاید مذهبی و نیز اخلاق و رفتار با همسر و فرزندان، عبادت و بندگی علی رغم آن که از نظر تاریخی به اجمال بیان شده، ولی با همان ابهامی که در جزئیات زندگی وی وجود دارد، می تواند الگویی مناسب و سرمشقی خوب برای بانوان با فضیلت مسلمان قرار گیرد.
در این جا برای بهتر روشن شدن ابعاد زندگی آن بانوی بزرگوار، ابتدا جریان خریداری وی از از ناحیه امام کاظم علیه السلام مطرح و سپس به جریان زندگی وی با امام کاظم علیه السلام تا آن جایی که در منابع تاریخی مطلبی یافت می شود، پرداخته می شود.
کاروانی از مغرب زمین(2)
یکی از روزهای سال 147 ه .ق. کاروانی با سرکاروانی مردی برده فروش و سرخ چهره، از شمال آفریقا که شماری از بزرگان و کنیزان را برای فروش آورده بود، وارد شهر مدینه شد. در مدت کوتاهی بسیاری از آن بردگان و کنیزان با قیمتی مناسب به فروش رسیدند و تنها ده تن از کنیزان باقی ماندند(3).
حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) هر دو از یک مادر به نام «نجمه» (ستاره)متولد شدهاند. در کتابهاى تاریخى براى مادر حضرت ده نام و لقب ذکر شده است کهعباتند از:
نجمه، تکتم، خیزران مرسیه، اروى، امالبنین، طاهره، سکن،سمانه، شقرا، صقر.
درباره زمان تولد، پدر، مادر، سن و مدت عمر نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست ودرباره اینکه وى اهل چه منطقهاى بوده است، نیز اختلاف نظر وجود دارد. على اکبرمهدىپور مىنویسد:
از تاریخ تولد نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست و از مقدار سن شریفش به هنگامشرفیابى به دودمان امامت چیزى نمىدانیم. تنها چیزى که در منابع حدیثى آمده،این است که وى به هنگام تشرف به خانه امام کاظم(ع) دوشیزه بوده است. اما درمورد تابعیت وى که اهل چه کشورى بوده، تنها چیزى که در دست است این که وى اهلمغرب بود و مغرب در اصطلاح به سه معنا اطلاق مىشود:
1-شمال آفریقا شامل; تونس، لیبى، مراکش و الجزایر
2-مراکش
3-اروپا
براى تعیین منظور از مغرب باید به واژه «مرسیه» استناد کنیم که در ذیل «خیزران»گفته مىشود «مرسى» به سرزمینهایى در فرانسه، اسپانیا و الجزایر اطلاق مىشود،ولى چون به وى «سکن نوبیه» و «شقراء نوبیه» نیز گفتهاند، این احتمال کهمنظور شمال آفریقاست، تقویت مىشود و از این رو مرحوم خاتون آبادى به صراحت وىرا اهل نوبه و زنگبار دانسته است، همچنین چون درباره نجمه خاتون واژه«مولده» (آنکه در کشور عربى متولد شده و نشو و نما یافته) به کار رفته لذااین احتمال که اهل کشورهاى غربى باشد رد مىشود.»
اما درباره جایگاه رفیع مادرحضرت معصومه(س) و امام رضا (ع) همین نکته بس که امام کاظم(ع) مىفرمود: او را جز به فرمان خداو به استناد وحى خدا نگرفتم.
امام کاظم و خبر ورود کاروان
امام کاظم علیه السلام پیشوای هفتم شیعیان مدتها انتظار ورود چنین کاروانی را می کشید و وقتی خبر ورود آن کاروان به آن حضرت رسید، ایشان خادمش، هشام بن احمد را به حضور طلبید و فرمود: آیا از برده فروشان کسی (به مدینه) آمده است؟
(هشام چون از ورود کاروان خبر نداشت) عرض کرد: خیر!
امام علیه السلام فرمود: (چرا) آمده است. بیا تا به نزد او برویم.
امام کاظم علیه السلام با هشام به بازار برده فروشان رفتند و با سر کاروان برده فروش ملاقات کردند.
حضرت به او فرمود: کنیزان خود را به ما نشان بده! برده فروش نیز نه کنیز به امام نشان داد، ولی آن حضرت هیچ کدام را نپسندید و فرمود: بعدی را بیاور.
برده فروش گفت: کنیز دیگری ندارم.
حضرت فرمود: (چرا) داری و باید بیاوری!
برده فروش گفت: به خدا قسم! جز یک کنیز بیمار، کنیز دیگر ندارم.
امام فرمود: همان را بیاور!
برده فروش (که گویی رازی را در دل دارد) از آوردن آن کنیز امتناع کرد و از فروختن آن به امام علیه السلام سر باز زد.
امام کاظم علیه السلام که از ملاقاتش با برده فروش، نتیجه ای نگرفته بود، همراه با هشام به سوی منزل روانه شد. یک روز از این ماجرا گذشت و امام کاظم علیه السلام مجدداً هشام را به حضور طلبید و به او فرمود: نزد آن برده فروش برو و به هر قیمتی که آن برده فروش گفت، آن کنیز بیمار را برای من خریداری کن و به نزد من بیاور!
هشام راهی بازار شد و به نزد برده فروش رفت و گفت: آمده ام تا آن کنیز (بیمار) را بخرم.
برده فروش گفت: بهای این کنیز گزاف است و باید قیمت بالایی بدهی.
هشام گفت: باشد آن کنیز را با قیمت پیشنهادی تو خریداری کردم. برده فروش نیز قبول کرد. و هشام کنیز را تحویل گرفت(4).
برده فروش و رازی بزرگ
بعد از آنکه هشام کنیز مورد نظر امام کاظم علیه السلام را از برده فروش خریداری کرد و خواست راهی منزل شود، در این هنگام برده فروش خطاب به او گفت: راستش را بگو آن مردی که دیروز همراه تو بود که بود؟
هشام گفت: مردی از بنی هاشم!
برده فروش گفت: از کدام سلسله بنی هاشم؟
هشام گفت: (همین قدر بدان که) او از بزرگان اسلام است.
برده فروش (از جواب هشام در خود احساس آرامشی کرد و رو به هشام نمود و) گفت: ای مرد!
بدان که من این کنیز را از دورترین بلاد غرب خریداری کرده ام. روزی زنی از اهل کتاب (از مسیحیان) این کنیز را دید و پرسید او را از کجا آورده ام؟ گفتم: او را برای خود خریده ام و قصد فروش آن را ندارم. آن زن گفت:
سزاوار نیست این کنیز نزد امثال تو باشد، بلکه باید نزد بهترین اهل زمین باشد و چون آن بهترین اهل زمین، این کنیز را بگیرد، پس از مدتی کوتاه از او پسری به دنیا خواهد آمد که اهل مشرق و مغرب از او اطاعت کنند(5).
ورود به منزل امام کاظم علیه السلام
بعد از ان که هشام کنیز را خریداری کرد و سخنان برده فروش را در مورد آینده کنیز شنید، آن کنیز را به منزلامام آورد و واقعه را گزارش داد. و این در حالی بود که گروهی از شیعیان در محضر آن حضرت بودند. یکی از آنان عرض کرد: آقا! این کنیز را به چه منظور خریده اید؟ (کنیز بیماری که توان کار کردن در منزل هم ندارد)
امام فرمود: به خدا سوگند این کنیز را جز به فرمان و وحی الهی نخریده ام!
آن شیعه باز عرض کرد: وحی الهی! چطور؟
امام فرمود :شبی جدم و پدرم (امام باقر و امام صادق علیهماالسلام) در خواب دیدم.
ایشان نزد من آمدند. همراه ایشان بقچه ای از پارچه حریر و ابریشم بود. آن را باز کردند و در آن پیراهنی بود که تصویر این کنیز (نقش بسته) بود. جد و پدرم به من فرمودند: ای موسی! از این کنیز فرزندی به دنیا می آید که بهترین اهل زمین بعد از تو خواهد بود. و مرا امر کردند که هر وقت آن مولود مسعود به دنیا آمد، او را «علی» نام گذارم و فرمودند: زود است که خداوند عالم به وسیله او عدل و رأفت و رحمت را ظاهر کند. خوشا به حال کسی که او را تصدیق کند و وای بر کسی که او را دشمن دارد و او را انکار کند(6).
نام آن کنیز چه بود؟
لازم به ذکر است که غالب بردگان و کنیزان نام مشخص و ثابتی نداشته اند و معمولا اسم و القاب آنها را مالکان آنها بر اساس ویژگی های ظاهری، خصوصیات اخلاقی و یا تخصصهایی که آن بردگان و کنیزها داشته اند، تعیین می کرده اند و چه بسا برده و کنیزی نام و لقبهای متعددی داشته است. کنیزی که امام کاظم علیه السلام از آن برده
فروش خریداری کرد و تفصیل ماجرای او ذکر شد، نیز همین طور بوده است. بنابر تصریح تاریخ نویسان و شرح حال نویسان، آن بانوی بزرگوار دارای نامها و لقبهای گوناگون در زمانهای متفاوت بوده است. اولین نامی که بعد از ورود به خانه امام کاظم علیه السلام بر او نهاده شد، «تُکْتَم» بود(7)؛ همان طور که شاعر در وصف امام رضا علیه السلام به نام آن بانو نیز در دو بیت ذیل تصریح می کند:
اَلا اِنَّ خیرَ الناسِ نَفْساً وَ والِداً وَ رَهْطاً و أجداداً عَلیّ المعظم
أتَتْنا به لِلعلم و الحلم ثامناً اماماً یُؤدی حُجَة الله «تُکتَم»(8)
یعنی: آگاه باشید که بهترین مردم از نظر پاکی و حسب و نسب (علی بن موسی الرضا علیه السلام) بزرگ و بزرگوار است. «تُکتَم» برای ما هشتمین امامی آورد که حجت خدا روشن کرد و او سرور حلم و دانش است.
نام آن بانو را تُکتَم نهادند؛ چرا که تکتم نام دیگر چاه زمزم است. همان طور که چاه زمزم حاوی آب زلال گوارا و مایه حیات است، این خانم نیز فرزندی خواهد آورد که او جهانیان تشنه آب حیات و معارف الهی را با رفتار و گفتار خود سیراب خواهد کرد.
دیگر اسامی و القابی که آن بانو در طول زندگی مشترک خود با امام موسی کاظم علیه السلام از ناحیه امام علیه السلام و دیگران بر او نهاده شد و حاکی از خصوصیات اخلاقی، جسمی و کمالات معنوی و حتی حمل تولد او می باشد، عبارت است از:
صَقَر به معنای خورشید تابان، سمانه به معنای بلند مرتبه، شَقْرا به معنای سرخ و سفید که نشانگر آن است که آن بانو سفید پوست بوده است، ام البنین به معنای مادر بچه ها، سلامة به معنای سالم از هر گونه رذیله وعیب، طاهره که در آینده به آن اشاره خواهد شد، نجمه به معنای ستاره درخشنده، خَیْزُران مرسیه به معنای بلند قد و مرسیه
احتمالا همان شهر مارسی یکی از شهرهای بندری کشور فرانسه است و نجمه خاتون به احتمال قوی از همان شهر باشد و…(9).
تخمینی در سن نجمه خاتون
از قرائن به دست می آید که سال تقریبی تولد حضرت نجمه خاتون، سال 130 ه . ق. می باشد؛ چه این که وقتی امام کاظم علیه السلام آن حضرت را مالک شد، حدود 20 سال داشت؛ زیرا سال تولد امام کاظم علیه السلام 128 ه .ق. و سال تولد اولین فرزند بزرگوارش (امام رضا علیه السلام) سال 148 ه . ق . می باشد(10) و فاصله ازدواج با نجمه خاتون تا تولد اولین فرزند بسیار کم (حدود یک سال) بوده است.
و از طرفی، بنابر روایات، حضرت نجمه خاتون در هنگام مملوکیتش از ناحیه امام، باکره بوده است(11) و بسیار کم یافت می شده است که کنیزی در سن بالا باشد و باکره باشد و نیز احتمال جوان تر بودن وی نسبت به امام کاظم علیه السلام بسیار قوی است. بنابراین، سال تولد آن حضرت را به عنوان حدس قوی می توان بعد از سال تولد امام علیه السلام یعنی بعد از سال 128 هجری که احتمالاً همان سال 130 هجری می باشد، دانست. و از طرف دیگر، سال تولد دومین فرزند
آن حضرت، یعنی حضرت معصومه علیها السلام سال 173 هجری می باشد که اگر سال تولد نجمه خاتون سال 130 هجری باشد،
در وقت تولد حضرت معصومه علیها السلام، سنش 43 سال خواهد بود که تقریباً نهایت باردار شدن عموم و غالب زنان می باشد.
در مسیر بندگی
نجمه خاتون تکتم بعد از بهبودی کامل از بیماری، بنابر راهنماییهای امام کاظم علیه السلام، برای زندگی روزمره خود برنامه ریزی دقیق سازنده نمود؛ به طوری که قسمتی را به عبادت و راز و نیاز با خداوند و قسمتی را برای انجام امور داخلی خانه و شوهرداری و قسمت دیگر را برای فراگیری معارف و احکام دینی اختصاص داد. و بدین وسیله، خود را در راهی که نهایت و مقصد آن رسیدن به کمال معنوی و انجام مسئولیتی
بزرگ که همان پرورش فرزندان بزرگوار بود، قرار داد و به موفقیتهای چشم گیر دست یافت.
دانش آموزی
نجمه خاتون علاوه بر کسب علم و معرفت و آشنایی با اصول و فروع دین نزد امام کاظم علیه السلام، هر روز در ساعتهای مشخص نزد حُمیدَه خاتون(12) مادر گرامی امام کاظم علیه السلام رفته و از محضر آن بانوی بزرگوار معارف و احکام دین را فرا می گرفت(13).
حمیده خاتون نیز با اشتیاق کامل، مسایل مربوط به مبدأ و معاد و هر آن چه که در سعادت انسان نقش داشت و او را در انجام وظایف شرعیش کمک می کرد، به او می آموخت.
استعداد فراوان و علاقه زیاد به علم آموزی در نجمه خاتون باعث شد تا در اندک مدتی به پیشرفت چشم گیری دست یابد و از نظر علم و کمال به درجات عالی برسد؛ به طوری که موجب تعجب و در عین حال شادمانی استادش، حضرت حمیدة خاتون شد. از این رو، رشد علمی
و معنوی او را مورد تحسین قرار می داد؛ همان طور که روزی به فرزندش امام کاظم علیه السلام گفت:
«فرزندم! «تکتم» بانویی است که هرگز بانویی بهتر از او ندیده ام و ترا نسبت به او به نیکی سفارش می کنم»(14).
کثرت و کیفیت ارتباط خالصانه نجمه خاتون با خداوند سبحان که در آینده به آن اشاره خواهد شد و نیز رعایت ادب و احترام نسبت به استادش حمیدة خاتون که نوشته اند:
هیچ وقت بدون اشاره او نزد وی نمی نشست، و حسن معاشرت او با اهل خانه و مردم و جلب رضایت شوهر بزرگوارش، همه و همه نشان از رشد علمی و اخلاقی وی در طول مدت کمتر از یک سال اول زندگی آن حضرت با امام کاظم علیه السلام دارد؛ به طوری که با مقایسه با بانوان باتقوای هم عمر ایشان در حق و شأن ایشان گفته اند: او از نظر عقل و هوشیاری و دین از بهترین بانوان زمان خود بوده است و نظیر نداشته است(15). و شاید به همین خاطر، از ناحیه امام کاظم علیه السلام و خانواده امام نام «نجمه» بر او نهاده شده باشد.
احساس شیرینی
هنوز چند ماهی از ازدواج نجمه خاتون با امام کاظم علیه السلام نگذشته بود که احساس کرد مسافری در راه دارد و حامل فرزندی است که بارها وعده تولد با برکت او را از امام و خانواده امام شنیده بود. این احساس برای او بسیار شیرین و مسرت بخش بود؛ به طوری که موجی از خوشحالی سراسر وجود او را فرا گرفت و لبخندی رضایت بخش بر لبان او نقش بست. از این رو، خدا را بسیار شکر می کرد.
نجمه خاتون با این که حجم جنین در شکم خود را بزرگ می دید و پیش بینی نوزادی سنگین وزن می کرد، ولی با این حال هیچ گاه سنگینی آن را احساس نمی کرد و گویی با تعجب می گفت: جنینی با این حجم باید طبیعتاً سنگین باشد، ولی نمی دانم چرا سنگینی او را احساس نمی کنم(16)؟
صفای باطن و لطافت روح نجمه خاتون که حامل بندگی او نسبت به خداوند بود، به او مقامی بس بلند بخشیده بود. از این رو، وی هنگامی که به خواب می رفت، بارها صدای ذکر گفتن جنین خود را می شنید.
مسافر در راهش، گاه «سبحان الله» و گاه «لا اله الا الله» و گاه «الحمد الله» می گفت. و صدای او طوری واضح بود که گویی بیدار است. بدین جهت، گاه موجب می شد که از خواب بیدار شود و با تعجب به شکم خود بنگرد، ولی دیگر صدای ذکر گفتن او را نمی شنید(17).
تولد اولین فرزند
روز پنجشنبه یازدهم ماه ذی قعده سال 148 ه . ق. روز به یاد ماندنی و تاریخی در خاندان امام کاظم علیه السلام به ویژه برای نجمه خاتون بود. او در آن روز علایم تولد فرزندش رادر خود احساس می کرد و در بستر انتظار آرمیده بود.
بالاخره نوزادش پا به عرصه وجود نهاد. نجمه خاتون نظاره گر کودک خود بود که همچون خورشیدی چهره اش می درخشید. کودک، حرکات عجیبی داشت؛ یک دستش را بر زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبهایش را حرکت می داد و گویی با خداوند رازو نیازی می کند!
امام کاظم علیه السلام به اتاق نجمه خاتون وارد شد و به او فرمود:
«ای نجمه! کرامت پروردگارت بر تو گوارا باد!»
نجمه خاتون:، نوزاد را در پارچه سفیدی پیچید و با احترام به امام داد. امام نیز فرزند مبارکش را در بغل گرفت و در گوش راستش اذان گفت:
«الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله…».
و در گوش چپش اقامه گفت:
«الله اکبر، الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله…».
بعد از اذان و اقامه، از اهل خانه، آب فرات طلب فرمود. اهل خانه از آب فرات را که از قبل تهیه شده بود، به محضر امام آوردند. و آن حضرت با آب فرات، کام فرزندش را برداشت. و نام او را بنابر خواست جد و پدرش علیهما السلام «علی» نهاد. بعد از آن، او را به نجمه خاتون که در بستر استراحت می کرد، داد و فرمود:
«خُذِیهِ فأنّهُ بقیّةُ اللهِ فی ارضه و…؛بگیر او را که بقیة الله در زمین و حجت خدا است بعد از من….»(18).
هدیه ای از شوهر
امام کاظم علیه السلام بعد از نام گذاری فرزند خود به «علی» و تبریک و تهنیت به نجمه خاتون، برای چشم روشنی به همسر خود، هدیه ای معنوی به او عطا فرمود و آن هدیه، ملقب کردن وی به لقب «طاهره» بود(19)؛ لقبی که علاوه بر تقدیر و تشکر از او، به مقام معنوی نجمه خاتون که همان مقام والای طهارت روحی وی بود، تصریح داشت.
مقامی جدید و مسئولیتی بزرگ
تولد اولین فرزند نجمه خاتون، از جهاتی او را خوشحال و از طرفی او را نگران کرد. اما آن روز، روز مسرت وی بود؛ چرا که خود را مشمول عنایات خاصه خداوند منان می دید و علاوه بر مقام همسری حجت خدا، مفتخر به مادری امام معصوم آینده نیز شده بود، افتخاری که نصیب هر کسی نمی شود.
و از طرفی، خود را مفتخر به امین بودن برای امام زمان خود می دید؛ چرا که امام کاظم علیه السلام جمله «… بگیر او را که این بقیة الله است در زمین و حجت خدا است بعد از من»(20) را در زمانی فرمود که اهل
بیت علیهم السلام اسرار خود را جز با افراد امین و راز دار در میان نمی گذاشتند و مسلماً یکی از اسرار امام کاظم علیه السلام، مشخص بودن حجت بعد از آن حضرت بوده است که این راز را به نجمه خاتون فرمود. بنابراین، نجمه خاتون از نظر امام کاظم علیه السلام محرم اسرار امامت معرفی شده و این مقامی بس بلند برای آن بانوی بزرگوار بود
و موجب مسرت او شد.
و از طرف دیگر، نگران مسئولیتی بود که از قبل از آن خبر داشت و به عهده او گذاشته شده بود و آن وظیفه سنگین، تربیت فرزندی بود که حجت خدا و بقیة الله در روی زمین خواهد شدو باید کمال کوشش و سعی خود را در جهت فراهم کردن زمینه رشد جسمی و روحی فرزند بزرگوارش را در محیطی مناسب و طاهر از هر گونه پلیدی به کار گیر؛ چرا که فرزند صالحی که قرار است جهان را با عدالت و رأفت و رحمت آشنا کند، تا زمانی که خود در محیطی مملوّ از اخلاق الهی و فضایل معنوی کامل و تحت نظر پدر و مادری بزرگوار قرار نگیرد، این مهم به انجام نمی رسد. از این رو، نجمه خاتون بیش از بیش در راه کسب تقوا و بندگی خداوند سبحان قدم برداشت و در تربیت صحیح فرزندش کوشید(21).
عبادت و بندگی
عبادت و پرستش خداوند و راز و نیاز با مبدأ هستی از ویژگیهای بارز زندگی نجمه خاتون در طول زندگی مشترک وی با امام کاظم علیه السلام بود. او با شناختی که از مبدأ و معاد و کمالات والای انسانی که از دو معلم بزرگ خود، یعنی امام کاظم علیه السلام و مادر بزرگوار امام، حمیده خاتون، پیدا کرده بود و نیز با تأسی از سیره عملی امام در عبادت و کیفیت راز و نیاز آن حضرت با خداوند(22)، دریافته بود که با عبادت خالصانه، علاوه بر آن که خود را به کمال واقعی و قرب الهی می رساند، خود را مشمول عنایات خاصه الهی نیز قرار می دهد و از خداوند متعال در انجام وظیفه سنگین تربیت امام معصوم کمک خواهد گرفت. بنابراین، بخش مهمی از ساعات زندگی خود را به عبادت و نیایش و مناجات با پروردگار خویش می گذراند و همانند امام کاظم علیه السلام(23)، علاوه بر انجام واجبات عبادی خود، نمازهای مستحبی به ویژه نماز شب را با رکوع و سجده های طولانی و با اشتیاق و علاقه فراوان
به جا می آورد.
نجمه خاتون با اشتیاق به راز و نیاز می پرداخت و در بین نمازها و دعاها به وضعیت فرزند رسیدگی می کرد. او بعد ازتر و خشک کردن فرزند و شیر دادن او باز به عبادت می ایستاد و این وضعیت، در طول شبانه روز بارها انجام می گرفت.
راویان تصریح کرده اند که امام رضا علیه السلام شیر زیادی می خورد و از نظر جسمی رشد سریعی داشت(24). از این رو، هر گاه مادرش به او شیر می داد و در سجاده اش به عبادت می ایستاد، علایم گرسنگی در آن حضرت ظاهر می شد و نجمه خاتون نیز مجبور بود نماز و مناجاتهای خود را کوتاه کند و به فرزند رسیدگی کند و بدین سبب قسمت قابل توجهی از عبادات مستحبی را نمی توانست انجام دهد.
روزی نجمه خاتون خطاب به خانمهای خانه گفت: دایه ای پیدا کنید تا مرا (در شیردادن به فرزندم) یاری کند!
پرسیدند: مگر شیر تو کم شده است؟
جواب داد: به راستی بگویم که به خداوند سوگند! شیر من کم نشده است، بلکه مرا اذکار و اورادی است از نمازها و تسبیحات که از وقتی بچه ام متولد شده است به خاطر پرستاری از او، آن نمازها و تسبیحات را کمتر می توانم انجام دهم»(25).
تولد فرزند دوم یا دومین هدیه الهی
سالها از تولد اولین فرزند گران قدر نجمه خاتون می گذشت، ولی فرزند دیگری از او متولد نشد. هر چه زمان بیشتر می شد، انتظار و شوق او برای داشتن فرزند دیگر بیشتر می شد. تا این که 25 سال از این مسئله گذشت و در آغاز ماه ذی قعده سال 173 ه . ق.
این انتظار به سر رسید و خداوند منان به او فرزند ارزشمندی عطا فرمود که از بندگان کم نظیر عالم اسلام به حساب می آید و آن حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بود که امام صادق علیه السلام45 سال قبل از ولادت آن حضرت، خبر داده بود(26).
نجمه خاتون با شایستگی آن هدیه الهی را دریافت کرد و کمال کوشش خود را در تربیت او به کار بست و شخصیتی را به عالم اسلام به ویژه شیعیان ایران تحویل داد که منشأ برکات و کرامات بسیار شد؛ به طوری که همواره علما و فقها و بزرگان دین درقم در مقابل عظمت او سرتعظیم فرود می آوردند و علم و کمال خود را مرهون عنایات آن کریمه دو عالم می دانند و حوزه علمیه قم نیز لحظه به لحظه از فیوضات آن انسان کامل بهره مند می شود و از ثمرات آن معرفی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله به جهان در قرن حاضر است.
وفات و مدفن
در مورد سال وفات، محل دفن و مزار نجمه خاتون در منابع تاریخی و تراجم مطلبی یافت نمی شود و به احتمال قوی چند سال بعد از ولادت دومین فرزندش حضرت فاطمه معصومه علیها السلام دار فانی را در مدینه، وداع گفته است. و بنابر آن چه که نزد گروهی از مردم مدینه شهرت پیدا کرده است، احتمال می رود قبر آن حضرت همراه قبر حمیده خاتون در مَشْرَبه ام ابراهیم باشد که در آن تا چند دهه قبل سه سنگ قبر وجود داشته است که یکی از آنها را مال نجمه خاتون دانسته اند.
مشربه، به معنای بستان است که شامل مسجد و قبرستان بوده است و در شمال منطقه متعلق به بنی قریظه، نزدیک حره شرقی، که به آن دشت نیز گفته می شود، قرار دارد و در میان نخلستانی واقع است که متعلق به سادات قاسمی از اولاد قاسم ابن ادریس بن جعفر برادر امام حسن عسکری علیه السلام می باشد.
این مشربه اکنون با یک دیوار سیمانی محاصره شده است و بین بیمارستان الزهرا و بیمارستان وطنی قرار گرفته و اطراف آن قبرستان اهالی آن منطقه شده است. این مکان مقدس بارها به دست وهابیها تخریب شدهاست و هیچ اثری از مدفونین در آنجا از شخصیتهای
بزرگ اسلامی دیده نمی شود. گفتنی است که در منابع اسلامی شیعه، زیارت و نماز خواندن در مسجد و مشربه ام ابراهیم بسیار تأکید شده است و به همین دلیل، این مکان همواره مورد توجه شیعیان به ویژه شیعیان ایران قرار داشته است و هر سال شمار زیادی از زائران خانه خدا، بنابر تأکید معصومین علیهم السلام، به این مکان مقدس شتافته و در پشت در بسته آن می ایستند و به دعا و راز و نیاز با خداوند می پردازند(27
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران