صفحه اول / فرهنگی و هنری / نوروز خوانی و خنیاگران نوروز

نوروز خوانی و خنیاگران نوروز

نوروز خوانی و خنیاگران نوروز

نوروزخوانی، آیینی مربوط به نوروز است که در نواحی مختلف، به شکل های گوناگون اجرا می شود. این آیین، به خصوص در دو سوی البرز- مازندران، گیلان، کومش و طالقان- به وفور یافت می شود و در حقیقت، بخش مهمی از موسیقی آیینی، مذهبی دو سوی البرز را تشکیل می دهد.

«نوروز» واژه ای فارسی و ترکیبی از دو جزء «نو» و «روز» است. در متون مختلف فارسی و عربی، منشأ پیدایش آن بررسی شده است. مؤلف تقویم و تاریخ، از زرتشت و رصد کردن کبیسه، سخن می گوید و بنای رصد زرتشت را اعتدال بهاری می داند: «آن نقطه ای که چون خورشید به آنجا رسد، طول روز و شب برابر شود.»(۱) همچنین می توان به روایت نوروز در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی و نوروز نامه منسوب به خیام اشاره کرد که مناسبت آن را به جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی منسوب می دانند. بحار الانوار علامه مجلسی، روایت های مذهبی این مفهوم را به نقل از امام صادق(ع) نقل می کند.(۲)
 

لازم به ذکر آنکه، در بسیاری از متون، مطالبی از تأیید و تشریح نوروز آمده و یحیی ذکاء، موارد متعددی را ذکر کرده است.(۳)
در نوروز نامه خیام آمده است: «در این روز جهان بر جمشید راست گشت، دیوان را مطیع خویش گردانید… پس در این روز، جشن ساخت و نوروزش نام نهاد و مردمان را فرمود که هر سال چون فروردین نو شود، آن روز جشن کنند.»

 


در شاهنامه فردوسی نیز اشاراتی به انتساب نوروز به جمشید شده است.(۴) مهرداد بهار در کتاب پژوهشی در اساطیر ایران، ضمن سخن گفتن از جمشید و انتساب او به ایزدمهر؛ نوروز و آغاز بهار را با تجدید سلطنت و قدرت جمشید، مرتبط می داند.(۵) در ادبیات عامیانه و افسانه های اقوام نیز به حکایت ها و روایت های مختلفی از نوروز و منشأ آن برمی خوریم. به عنوان نمونه در افسانه های کردی، پیروزی کیومرث بر اهرمن- همچنین پیروزی کاوه بر ضحاک- منشأ پیدایش نوروز و جشن مرتبط با آن است.(۶)
به هر روی، پیدایش نوروز هرچه باشد با سنت و فرهنگ ایرانی- اسلامی درآمیخته است. در بستر این فرهنگ، آیین ها و جشن های متعددی پدید آمده و در حوزه فرهنگ شفاهی، به ویژه موسیقی، آیین نوروز خوانی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. ضمن آنکه موسیقی نوروز به شکل های متفاوت و گسترده روایت و اجرا می شود.محمدرضا درویشی موارد متعددی از ارتباط نوروز و موسیقی نقل می کند:
۱- آیین نوروز خوانی، ۲- ترانه های نوروزی، ۳- ردیف دستگاهی و موسیقی مقامی قدیم ایران، ۴- نمایش و خرده نمایش های منسوخ شده همراه با موسیقی.(۷) با توجه به تأکید این نوشتار به آیین نوروز خوانی، به شرح آن اکتفا می شود.

 آیین نوروزخوانی:
نوروزخوانی، آیینی مربوط به نوروز است که در نواحی مختلف، به شکل های گوناگون اجرا می شود. این آیین، به خصوص در دو سوی البرز- مازندران، گیلان، کومش و طالقان- به وفور یافت می شود و در حقیقت، بخش مهمی از موسیقی آیینی، مذهبی دو سوی البرز را تشکیل می دهد.
«نوروز خوانی در مناطق مختلف با نامهای نوروز نو سال، امام خوانی، بهار خوانی، نوروز نامه و… معروف است.»(۸)
پیشینه و ریشه این آیین تا دوران قبل از اسلام قابل ردیابی است. درویشی به موسیقی مذهبی زرتشتی و قرائت اوستا در نوروز اشاره می کند.
همچنین از مراسم فردوگ (۱۹ فروردین) و اجرای تک خوان، راوی و هم خوانی موبدان، ذکری به میان می آورد.(۹)
پس از اسلام، بسیاری از آیین ها با روایات و ذکرها و نقل های مذهبی اسلامی(به خصوص شیعی) در آمیختند و فصلی تازه در اجرای نوروزی ها پدید آمد. اشرفی، که تحقیقاتی در این زمینه در دو سوی البرز انجام داده است، ادامه حضور نوروزی ها را تحولات عمیق مضمونی در بخش هایی از شعر و استفاده از نام و مدح امامان و اولیای شیعه می داند.

وی در ادامه از نحوه شرایط اجرای نوروزخوانها و تطبیق آنها با محیط سخن گفته و می نویسد: «شاید بتوان گمان داشت که حرفه ای بودن این مراسم و ایجاد درآمدی برای بهار خوانها، از علل اصلی تطبیق آنها با شرایط و خواست مذهبی مردم جهت ادامه کار نوروز خوانهاست.

از آیین های موسیقایی غیرمذهبی کهن دیگر، همچون آرش تیرانداز، تیرما سیزده و ستایش چراغ در شامگاهان که توسط افراد هر خانواده اجرا می شد، به دلیل غیرحرفه ای بودن و عدم وجود جنبه ها و انگیزه های مالی، به فراموشی سپرده شد.»(۱۰) اما در حقیقت منع مذهبی، دلیل مقبول تری برای فراموشی آیین های غیرمذهبی است و نوروزی ها به دلیل استفاده از روایات و نقل مذهبی، ماندگار شدند. مشحون نیز در کتاب تاریخ موسیقی خود می نویسد:

«سرودهای نوروزی که با آهنگ مخصوص در مازندران و گرگان، در پیشباز سال نو و نوروز می خوانند، ظاهراً سابقه بسیار قدیمی دارد. اشعار قدیمی آن را، ایرانیان پس از اسلام، فراموش کردند و یا دگرگون کردند و اکنون اصل آنها در دسترس نیست. لیکن از مضمون برگردان و موضوع آن می توان دریافت که از یادگاری های پیش از اسلام است.»(۱۱) نوروز خوانی ها، از نظر مضمون و نحوه اجرا، به بخش های مختلف قابل تقسیم است.(۱۲)
۱- امام خوانی: تقریباً در تمام نمونه های شنیده شده، نوروزخوان از مدح معصومین و امامان، کار خود را آغاز می کند. ذکر ۱۲ امام و خصوصیات آنان، در اغلب نوروزی ها مشاهده می شود. در میان برخی از روایتها، ذکر امام حسین(ع) و مصائب او و خاندانش، مفصل تر، تشریح شده است. «در برخی مناطق، در پایان این بخش از برخی داستانها و روایتها نظیر قصه آدم و حوا، حضرت ابراهیم و… نیز استفاده می شود.» در این مورد، مؤلف شالوده های اساطیری شاهنامه به داستانهای آفرینش در جشن سال نو، در ایران و بین النهرین، اشاره می کند.(۱۳)
۲- توصیف خوانی: وصف بهار و طبیعت، رستخیز زمین و ستایش پاکی و نیکی، بخش دیگری از آیین نوروز خوانی است. معمولاً این بخش با تغییر ملودی همراه است. ستایش و توصیف بهار و طبیعت، ممکن است توسط ترجیع خوان ها، در میان بخش های دیگر نیز خوانده شود.
۳- مدح خوانی، هجوخوانی: این مرحله که به انعام و خلعت می انجامد، امکان ادامه طنز، هجو، ستایش و مدح را برای نوروز خوان فراهم می آورد. دریافت انعام، مدح و عدم آن، هجو و سخره را برای صاحب خانه به دنبال دارد. این مراحل در تمام نواحی دو سوی البرز رایج است ؛به استثنای هدم مرحله هجو و طنز یک ویژگی محسوب می شود. در آیین نوروزخوانی، مرحله پایانی یعنی مدح و ذم، ویژگیهای قابل توجهی را در آوازهای مربوط به آن پدید آورده که قابل بررسی است.
-بداهه پردازی: موقعیت اجرا، شرایط و مکان اجرای آیین و نحوه انعام صاحب خانه، نوروز خوان را در شرایطی قرار می دهد تا با توجه به موارد ذکر شده، اجرای خود را با شرایط تطبیق دهد. حافظه قوی، توان اجرایی و بداهه سرایی، به خصوص در زمینه خلق شعر مناسب، از ویژگیهای مهم یک نوروز خوان است.

 

– انتقال فرهنگ: گرفتن انعام، در برخی مناطق، برای نوروزخوان امری نکوهیده بود؛ پس به مهاجرت می پرداخت تا در منطقه ای دیگر به انجام آیین بپردازد. تسلط نوروز خوانان کومش به زبان طبری و نوروزخوانان طالقان به گیلکی و طبری، به حضور آنان در گیلان و مازندران، می انجامید. این مسئله سبب انتقال بخشی از فرهنگ شفاهی و سنت های موسیقی در دو سوی البرز بوده است.
 

– گستردگی مضمون: مجالس نوروز خوانی، مجموعه ای از عقاید، آداب و رسوم، شادی، انتقاد و اطلاع رسانی را در خود جای داده است. درویشی، مواردی از موضوعات طرح شده در نوروزی ها را ذکر می کند:
«توصیف و با زگویی احساسات مردم در بازنگری بهار و نوروز، تبلیغ افکار آیینی و اعتقادات مذهبی، بازگویی وقایع ناگوار سیاسی- اجتماعی به شیوه تمثیلی و کنایی و غالباً در قالب طنز و هجو به منظور انتقال اخبار و وقایع از نقطه ای به نقطه ای دیگر.»

 

– جنبه های موسیقایی:(۱۴) گردش ملودی در نوروزی ها، ساده و روان است. راویان این نوع موسیقی، از میان مردم عادی برخاسته و موسیقیدان حرفه ای نبودند و این خود به سادگی اجرا، انجامیده است. هر بخش، از جمله ای کوتاه تشکیل شده که پریودوار، تکرار می شود و گاه به خاطر انطباق با شعر، گردش ملودی، مختصر تغییری می یابد. در هر منطقه، آوازهای نوروزخوان، از آوازهای منطقه تأثیر پذیرفته است.
 

دامنه صوتی کوتاه (حدود یک دانگ)* آن را از سایر موسیقی های آوازی متمایز می کند. ضمن آنکه در برخی مناطق، فرم و ساختار اجرا به آن حالتی غیرملودیک می دهد. استفاده از هم خوانی، به صورت سؤال و جواب، ویژگی بسیاری از نوروزی هاست. نوروز خوانی، کاملاً آوازی بوده و در اجرای آن از هیچ سازی استفاده نمی شود.(۸)

مجموعه عوامل فوق، ارتباط آیین را با سنت خنیاگری در دوران کهن تشریح می کند. مزداپور مواردی از آیین نوروزخوانی در بین النهرین نقل می کند.(۱۵)خنیاگران مجموعه ای از عوامل را پدید می آوردند. مؤلف گوسان پارتی و سنت خنیاگری، در مورد گوسانها (خنیاگران دوره پارتها) می نویسد: «اودر عزا و بزم حضور می یافت. نوحه سرا، طنزپرداز، داستان گو، نوازنده، ضابط دستاوردهای باستان و مفسر وقایع زمان خویش بود.»(۱۶)

این مسئله اهمیت و اعتبار یک نوروز خوان را به عنوان بازمانده ای از سنت خنیاگری خاطرنشان می سازد. «به عبارت دیگر، سنت خنیاگری، از طرفی با اسطوره ها و آیین ها و از طرف دیگر باشئون مختلف زندگی مردم، پیوند داشته و به همین دلیل با آیین و رویداد بزرگی چون نوروز، عجین بوده است. بدین ترتیب، از دیر باز شاخه ای از سنت خنیاگری، به طور مستقل به نوروز اختصاص داشته است.»(۱۷)

امروزه، نوروز خوانی، به عنوان آیینی کهن و باستانی با مجموعه ای از اعتقادات، اسطوره ها، ادبیات شفاهی و سنت، رو به فراموشی گذارده است. شکل تغییریافته و غیرآیینی آن با تغییر حالت و ساختار اجرا، در سالهای اخیر اجرا شده است. اما بیشتر جنبه سرگرمی یافته و گاه کودکان و نوجوانان به قصد درآمدزایی، به آن می پردازند. با وجود این، می توان با اطمینان اذعان کرد که «دیگر هیچ نوروز خوانی آمدن بهار را مژده نمی دهد.»
 

پی نوشتها:
۱- تقویم و تاریخ (ذبیح بهروز)؛ ۲- نوروز نامه خیام، آثارالباقیه بیرونی؛ ۳- نوروز و بنیاد نجومی آن(یحیی ذکاء)؛ ۴- شاهنامه فردوسی؛ ۵- پژوهشی در اساطیر ایران (مهرداد بهار)؛ ۶- جامعه شناسی و مردم شناسی ایلات و عشایر(حشمت الله طیبی)؛ ۷ ۸، ۹، ۱۲، ۱۴، ۱۷،از میان سرودها و سکوتها و نوروزخوانی (محمدرضا درویشی)؛ ۱۰- کتابچه آلبوم های موسیقی البرز و گیلان(جهانگیر نصر اشرفی)؛ ۱۱- تاریخ موسیقی (حسن مشحون)؛ ۱۳ و ۱۵- شالوده های اساطیری شاهنامه (کتایون مزداپور)؛ ۱۶- دو گفتار درباره خنیاگری و گوسان پارتی(مری بویس)
* نمونه های شنیداری از مجموعه ضبط های محمدرضا درویشی، جهانگیر اشرفی و ضبط شخصی بوده است.

منبع:همشهری

این را هم ببینید

علی اصغر مونسان

مونسان رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شد

رئیس‌جمهوری در حکمی مهندس علی‌اصغر مونسان را به‌عنوان «معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری» منصوب کرد.