کارگردان: رحمان سیفی آزاد نویسنده: لیلا لاریجانی تهیه کننده: محممد مهدی عسگری پور
بازیگران: مهتاب کرامتی ، سیما تیرانداز ، فرهاد اصلانی ، بابک انصاری ، بهنوش بختیاری ، محمدمهدی احدی ، عرفان برزین ، سارا میرایی
عوامل فیلم: نویسنده: لیلا لاریجانی، کارگردان: رحمان سیفی آزاد، مشاور کارگردان:همایون اسعدیان، مدیر فیلمبرداری:محمد آلادپوش، تدوین:نازنین مفخم، مدیر صدابرداری:سعید بجنوردی،صداگذار:بهمن اردلان، طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی، طراح صحنه و لباس:جهانگیرمیرزاجانی، طراح جلوه های بصری:امیررضا معتمدی، مدیر تولید:مجید کریمی، دستیار تولید: سیامک مرندی ، سرپرست گروه کارگردانی :علی صابری، مدیربرنامه ریزی:سعید نقدزاده، دستیار کارگردان:حسام خلیل نژاد، دستیار برنامه ریز:فرشاد کلباسی، مدیر تدارکات: احمد عطایی عکاس: مهدی دلخواسته، فیلمبردار پشت صحنه: هلیا کریمی ، مدیر امور مالی: امیر آبگینه چی ، مشاور رسانه ای:بیتا موسوی و تهیه کننده:محمد مهدی عسگرپور.
داستان فیلم: ماجان روایتگر قصه زوجی است که با چالش بزرگی در مواجه با فرزند خود روبرو هستند.
گفتنی است: رحمان سیفی آزاد امسال با نخستین ساخته سینمایی اش “ماجان” در بخش چشم انداز جشنواره فیلم فجر حضور دارد. سیفی آزاد که پیش از نویسندگی آثاری چون “من مادر هستم” ، “خواب زده ها” و … را بر عهده داشته پاییز امسال فیلمبرداری “ماجان” را در تهران و شمال آغاز کرد.
“ماجان” به معنای مادر جان است که در نقاط مختلف کشور از جمله شمال کشور و لرستان از این اصطلاح استفاده می شود
مهتاب کرامتی و فرهاد اصلانی که پیش از این در فیلم های “پاداش سکوت” و “عصر یخبندان” با یکدیگر همبازی بوده اند، در سومین تجربه مشترکشان نقش های اصلی “ماجان” را بازی می کنند
همزمان با فیلمبرداری بهمن اردلان در استودیو بهمن صداگذاری این فیلم را آغاز کرد و همچنین به طور همزمان نازنین مفخم مشغول تدوین فیلم بود تا “ماجان” مشکلی برای حضور در جشنواره فجر نداشته باشد. “ماجان” محصول موسسه تصویر شهر است
نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «ماجان» به کارگردانی رحمان سیفیآزاد در سومین روز از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با حضور عوامل این اثر برگزار شد.
به نقل از ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، نشست پرسش و پاسخ فیلم «ماجان» ساخته رحمان سیفیآزاد با حضور کارگردان، محمدمهدی عسگرپور تهیهکننده، مهتاب کرامتی، سیما تیرانداز، عرفان برزین، سارا میرابی و محمدمهدی احمدی بازیگر، لیلا لاریجانی فیلمنامه نویس و سعید بجنوردی صدابردار فیلم با اجرای محمود گبرلو عصر روز سهشنبه، ۱۲ بهمنماه برگزار شد.
در ابتدای نشست سیفیآزاد درباره سوژه و ایده ساخت این فیلم اظهار کرد: سوژه این فیلم را خانم لاریجانی پیشنهاد داده بودند و در مرحله اول دنبال سرمایهگذار بودیم که با موسسه تصویر شهر به توافق رسیدیم، در ادامه خانم لاریجانی نگارش را شروع کردند که آقای عسگرپور و دیگر دوستان در ادامه مسیر در کنار ما قرار گرفتند.
این کارگردان با اشاره به این موضوع که برخی روند فیلم را کُند توصیف کردند، گفت: فکر میکنم اگر فیلمی همه نکات را رعایت کرده باشد باید با همین ریتمی که شاهد آن بودیم به نمایش دربیاید، و این فرصت را به مخاطب بدهد تا با کاراکتر همراه شود.
سیفیازاد که جربه مدیریت در تلویزیون را نیز داشته است، درپاسخ به این پرسش که تضادهایی در فضای سینما و تلویزیون وجود دارد، عنوان کرد: اقتضائات سینما و تلویزیون باهم بسیار فرق میکند، در تلویزیون هم اگر بحث شخصیت پردازی باشد، حتی اگر در مواردی خط قرمز وجود داشته باشد، باز هم نشان داده میشود. من فکر نمیکنم این دو فضا تضادی داشته باشند و تنها بحث ضروریتهایی است که هرکدام دارند و بر اساس آنها حرکت میکنند.
این کارگردان در ادامه با اشاره به اینکه «ماجان» را تقابل دو نگاه میداند، بیان کرد: اینکه گمان کنیم فیلم ذکر مصیبت است،این طور نیست. شاید بگوییم ذات مادری ایجاب می کند مهربان باشد، اما در جامعه امروزی حتی مادرهایی هستند که این ذات را ندارند. همچنین بر اساس تحقیقهایی که داشتیم، شاهد این بودیم که حتی آدمهای تحصیل کرده هم همواره دنبال گرهای در گذشته هستند تا معضلی که به آن دچار شدهاند را توجیه کنند. آنها نمیخواهند بپذیرند که فرزندشان نقص دارد، با اینحال حق زندگی و حیات دارد.
وی افزود: در فیلم نشان دادیم مادری بسیار فراتر از انتظار ظاهر میشود، نه اینکه چون مادر است باید ذات مهربانی داشته باشد.
سیفیآزاد که در این فیلم از بازی سه کودک بهره گرفته است و یکی از این کودکان در نقش کودک معلولی ظاهر شده است، اظهار کرد: برای بخش کودک معلول بارها فکر کردیم که از یک کودک معلول استفاده کنیم، اما استفاده از چنین کودکی به هر حال تلخ بود و پشت صحنه را بسیار تحت تاثیر قرار میداد، جمعبندی نهایی ما این بود که از توانایی بازیگری یک نفر استفاده کنیم.
وی ادامه داد: برای این نقش از عرفان برزین استفاده کردیم، او با وقت گذراندن و هم صحبت شدن با دیگر کودکان معلول و هوش بازیگری خودش توانست دریافت خوبی از نقش داشته باشد و نتیجه هم بسیار خوب بود و حق مطلب را ادا کرده بود.
سیفیآزاد درباره دیگر بازیگران کودک این اثر هم توضیح داد: سعی کردیم از بازیگران کودک بازی بگیریم و آنها را در شرایط استرس بازی قرار ندهیم. در این میان از کمک بازیگران اصلی مخصوصا خانم کرامتی نباید غافل شویم که با صبوری بسیار همراه ما بودند.
محمدمهدی عسگرپور تهیهکننده این اثر سینمایی درباره شیوه تولید «ماجان» گفت: تولید این فیلم در حد متعارف سینمای ایران بود، دو ماه پیش تولید داشت و در حدود ۵۰ جلسه هم فیلمبرداری آن به طول انجامید. البته میدانید در سینمای ایران که یک سال یا یک ماه زودتر از جشنواره فجر کار را شروع کنید، ممکن است فیلمتان برای سانسهای روزهای ابتدایی به جشنواره نرسد و قطعا اکران اول هندوانه در بستهای است باید به نمایش دربیاید شود و ببینیم چه میشود.
وی در ادامه و در پاسخ به این پرسش که تهیهکنندگی فیلم اولیها را بر عهده دارد، اظهار کرد: مساله اصلی من تهیهکنندگی نیست و این موضع را در سوابق نزدیک به سی ساله من هم میتوانید ببینید. اما اتفاقی که در مدار فعالیتهای حرفهای من در حال رخ دادن است و برایم اهمیت دارد، به ارتباط من با دوستانی که فیلمهای اول خودشان را میسازند، برمیگردد. فیلمنامههای خودشان را میدهند و نظر میخواهند. درباره این فیلم آقای سیفیآزاد را به واسطه سوابق مدیریتی میشناختم، وقتی از طرف تصویر شهر به من پیشنهاد شد، اصل موضوع فیلمنامه برایم جالب بود. پس باید بگویم مساله اصلی من تهیهکنندگی نیست مگر اینکه فکر کنم می توانم کمک کنم.
این تهیهکننده و کارگردان سینما و تلویزیون همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا «ماجان» با وجود حضور چهرهها در بخش مسابقه جشنواره حضور ندارد، عنوان کرد: اینکه «ماجان» در بخش مسابقه نیست را باید از اعضای هیئت انتخاب سوال کرد و اظهار نظر دقیقتر را مخاطبان باید داشته باشند، اما من یقین دارم که این فیلم از تعدادی از فیلمهای دیگر در بخش مسابقه بسیار بهتر است و به نظر میرسد دوستان انتقام خانه سینما را اینجا گرفتند.
لیلا لاریجانی که فیلمنامهنویسی این اثر را بر عهده داشته نیز درباره نقش پدر و مادری که فرزند معلولی دارند، بیان کرد: در این فیلم بیشتر پدر را در یک تگنای درونی و روانی میبینیم که او را آزار میدهد و شاید بیشتر ارتباط پدر با خودش را میبینیم تا ارتباط او با فرزندش.
وی درباره این پرسش که فیلم در بخشهایی فمنیستی میشود، ادامه داد: فیلم با اینکه ارتباطهای زنانه زیادی به واسطه دوست ماجان دارند، اما بار مادری برای ما بسیار مهم بود و اگر این بار عاطفی مادر را فمینیستی توصیف میکنید، پس فمنیستی است، عاطفه مادری که رنج دیدگی و نقص فرزند را در خودش حل میکند. اما چون پدر بیشتر نگاه منطقی به ماجرا دارد، شاید عطوفت را هم در او کمتر به تصویر کشیده باشیم.
این فیلمنامه نویس همچنین یادآور شد: فکر میکنم فیلم مبارزه یک مادر باشد که نمیخواهد ناکارآیی فرزندش را قبول کند و تلاش دارد آموزشهایی به او بدهد، در مقابل هم پدری است که حتی حاضر نیست فرزندش را با نامی که برایش انتخاب کردهاند، خطاب کند. مبارزه این دو با یکدیگر بحث اصلی است که در جایی مبارزه مادر نتیجه میدهد و پدر هم فرزندش را قبول میکند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه برای این پروژه تحقیقات زیادی انجام داده است، اظهار کرد: برای این فیلم دو ماه و نیم تحقیق و پژوهش داشتیم، از بهزیستی کمک گرفتیم و با مادرهای زیادی صحبت کردیم، در این مسیر حتی با مادرهایی روبرو شدیم که لزوما عطوفت ندارند.
مهتاب کرامتی که نقش ماجان را در فیلم بازی کرده، در پاسخ به این پرسش که نقش زنی رنجدیده را بسیار بازی میکند، گفت: من دو سال بود که کار نکرده بودم و در فیلم آخری که حضور داشتم، «عصر یخبندان» بود که فضا و کاراکتر متفاوتی نسبت به چیزی که میگویید داشت. کارنامه کاری من نشان میدهد که علاقهمند به تجربه نقشهای متفات هستم.
وی همچنین با اشاره به فیلم «مرداد» به کارگردانی بهمن کرمیار که در جشنواره حضور ندارد، عنوان کرد: اگر فیلمهای دیگر من مانند «مرداد» در جشنواره حضور داشت، شاید این تفاوت رنگ در کاراکتر را امسال بهتر میدیدیم اما اینطور نشد.
گفتگو با عوامل فیلم سینمایی «ماجان» در برنامه هفت
?رحمان سیفی آزاد: تجربه کارگردانی به همان سختی ای بود که تصور می کردم. مدیریت یک گروه ۴۰-۵۰ نفره سختی های خودش را دارد. شاید تجربه مدیریتی ام اینجا بدرد خورد و توانستم صبوری کنم. صبوری کردن یکی از مولفه های اصلی کارگردانی ست. معتقدم اگر کارگردان آرامش خود را حفظ نکند می تواند موجب لطمات بسیاری شود.
همه کسانی که در کار حضور داشتند، فیلم را دوست داشتند و با جان و دل کار کردند. فیلم درباره خانواده ای است که بعد از یک فرزند، صاحب فرزند معلول دیگری می شوند و این مسئله مشکلات جدیدی را ایجاد می کند.
?سیما تیرانداز: فیلمنامه خوب و داستان انسانی و روان و آشنا برای خانواده ها به همراه نقش متفاوت برای خودم، سبب شد که به سراغ این فیلم بروم. از پذیرفتن این نقش متفاوت خوشحال شدم. بُعد دیگری از یک زن مستقل است و بنظرم نقش دوست داشتنی ای است.
من در فیلم «فراری» هم بازی کرده ام. همکاری با آقای داوودنژاد تجربه خیلی خوبی بود. نقشم را دوست دارم. چرا که از آن نقش هایی است که کمتر درباره آن صحبت می شود و بیشتر دیده می شود.
?سیفی آزاد: من فیلمسازی را همواره دوست داشتم و باید روزی سراغش می آمدم. مدیریت برایم سخت بود چون ناخواسته وارد جزئیات همه کارها می شدم و مجبور بودم علی رغم حساسیت های شخصی، کلی نگر می بودم.
«ماجان»؛ پدرکشی برای جبران مرگ درام/ تلاش برای هیچ!
فارس/ آرش فهیم: هیچ مسئله واقعی و مهمی در فیلم وجود ندارد و فیلمساز، بدون زمینهسازی دراماتیک و منطقی، موقعیت های تنشزا را یکی پس از دیگری به داستان تحمیل می کند.
خلق یک ملودرام اشکآور و حتی اغراق در نمایش رنج و پریشانی پرسوناژهای فیلم، بیش از هر چیز به ایدهای متناسب و خلق قصهای پرکشمکش نیاز دارد. اما رحمان سیفیآزاد در فیلم «ماجان» بدون نوآوری و ایده و قصه، صرفا با ایجاد فضاهای پرتنش و ایجاد تضاد و درگیری مصنوعی و جعلی بین آدم های درون فیلم، با احساسات –بهتر است بگوییم اعصاب- مخاطب بازی می کند!
وجود فرزندان معلول در برخی خانوادهها و معضلات نگهداری از آنها غیرقابل انکار است. اما در فیلم «ماجان» دقیقا از زاویهای به این موضوع پرداخته شده که شاید چندان محل چالش و درگیری نباشد.
داستان فیلم بر پایه اختلاف زن و شوهر بر سر چگونگی مراقبت از فرزند معلول بنا شده است. مادر به طور طبیعی عاشق بچه است، اما پدر از این موضوع در عذاب است و اصرار دارد که بچه را به آسایشگاه بسپارند. اما دامنه این اختلاف و دعوای بین زن و شوهر بر سر بچه معلول، به طور عجیب و غیرقابل باوری گسترش یافته است و کش پیدا میکند. تا آنجا که مرد کارش به تهمت زدن به همسرش میکشد و حتی به گرفتن زن دوم هم اقدام میکند. مشخص نیست که با وجود دو فرزند سالم دیگر، رفتن مرد به سمت زن دوم چه ارتباطی به علاقه زن برای نگه داشتن فرزند معلول دارد؟ ضمن اینکه شغل مرد، رانندگی کامیون معرفی میشود و فردی که چنین شغلی دارد، کمتر در خانه حضور دارد و بیشتر وقتش صرف سیر و سفر میشود. پس بنابراین اگر هم بنا بر شکایت و مخالفت با بچه باشد، این زن است که باید مشکل داشته باشد نه شوهر.
هیچ مسئله واقعی و مهمی در فیلم وجود ندارد و فیلمساز، بدون زمینهسازی دراماتیک و منطقی، موقعیت های تنشزا را یکی پس از دیگری به داستان تحمیل می کند. استفاده بیش از حد از تروکاژهای صوتی و خلق صداهای مهیب هم کمکی به فضاسازی عاطفی فیلم نمی کند، چون داستان فیلم باور پذیر نیست.
شخصیت پردازی هم عمق ندارد؛ بی رحمی پدر علیه فرزند معلول آن هم در شرایطی که همه بار مراقبت از بچه بر دوش مادر است و مادر هم این مسئولیت را با کمال میل پذیرفته معنی ندارد. سکانس اختتامیه و تلاش پدر برای انداختن بچه اش به دریا، یک ترفند سوخته برای ایجاد حس ترحم به نفع بچه معلول است. این همه اغراق در نمایش تصویر منفی از یک پدر، ناشی از ضعف اساسی فیلم یعنی عدم ایده زاینده و پویا و مرگ درام است.
چرا فیلم میسازیم؟
محمد رضوانی پور
?«ماجان» دارای اغلب استانداردهایی است که یک فیلم را تبدیل به گزینهای مناسب برای پر کردن کنداکتور آخر هفته شبکههای سیما میکند. یک قصه کلیشهای و پر سوز و گداز که میتواند به مخاطب تضمین دهد نیازی نیست «حواس جمع» پای فیلم بنشیند. درست مانند یک اُپرای صابونی در تلویزیون. فیلم یک آنتاگونیستِ شرور دارد و صرفاً از همان نان میخورد، البته اگر نان و آبی در کار باشد!
?فیلمنامهنویس با خلق این کاراکتر دیوصفت یعنی هاشم (فرهاد اصلانی) و قرار دادن او بر سر راه مادر و پسر معصوم، این فرصت را به خود داده تا درامپردازی کند. نقشه مشخص است: تحریک احساسات مخاطب از طریق نمایش پیدرپی مظلومیتهای مادر و پسر آن هم در قالبی خام دستانه از یک سو، و مانعتراشیهای آدمبَدهی قصه در مسیر زندگی این دو فرشته از سوی دیگر. به طور کلی قصهگو بودن یک فیلم فینفسه نهتنها عیب نیست، بلکه حتی غنیمتی است برای سینمای کم رمق ایران، اما بحث بر سر این است که واقعاً چرا فیلمساز پیش از ساخت اثرش به این مسئله فکر نکرده که فیلمنامه «ماجان» فاقد بداعت، اصالت و جاذبهای است که بتواند با تکیه بر آن، در حد و قواره یک درام متوسط سینمایی ظاهر شود؟ این مشکل وقتی تبدیل به یک معضل میشود که فیلم در پایانبندی همان اندوخته ناچیز خود را هم از دست میدهد. پایان فیلم آنقدر پرت است که انگار میان ضبط راشهای سکانس پایانی و ما بقی فیلم مدت زمان زیادی فاصله افتاده و فیلمساز هنگام ضبط سکانس آخر، فراموش کرده تا قبل از این چه روندی طی شده است! شخصیتمحوری فیلم یعنی مولود(ماجان) به کلی در حاشیه گم، و سرنوشت این خانواده نیز به حال خود رها میشود.
? هیولای فیلم هم لب ساحل آبغوره گرفته و لابد پشیمان شده، شاید هم نه. مگر فرقی میکند؟ اگر فردی بیاطلاع از تمام فیلم فقط به تماشای چند پلان آخر بنشیند و به دکوپاژ دقت کند، به احتمال زیاد تصور میکند این زن و مرد عاشق یکدیگر هستند و اکنون بعد از پشت سر گذاشتن مصائبی لب ساحل نشستهاند تا درد و دل کنند. بعلاوه، بعد از مواجهه با حرکت کرین در پلان آخر، دیگر حتماً مطمئن میشود که عشق این دو نفر آسمانی است! اما در پایان به طرح سؤالی دیگر میرسیم که علیرغم گذشت ساعتها از اکران «ماجان» در سالن میلاد، هنوز مثل خُره وجود نگارنده را میخورد: چرا فیلمساز فکر میکند دیستورت کردن صدا و آزار رسانی به پرده گوش مخاطب، تمهیدی مناسب برای افزایش «تنش» در صحنههای فیلم است؟!
بحرانی که نیست!
#مسعود_غزنچایی
?از آنجا که فیلم پس از ۵ دقیقهی ابتدایی فاقد کشمکش دراماتیک میشود و با حذف تاثیر فعالیتهای بزرگترین مانع شخصیت اصلی داستان؛ "ماجان"(مهتاب کرامتی) که میخواهد برای نگهداری از فرزندش با همسرش؛ "هاشم"(فرهاد اصلانی) بجنگد، تا قبل از سکانس پایانی، شاهد روزمرگیهای بی هدف یک زن به همراه فرزندانش هستیم.
?به جز پسر بزرگ خانواده که در مواجهه موازی و البته بیدلیل با پدر و مادر در فیلم تعریف میشود، دختربچهی ماجان، در حد آکسسوار باقی میماند. از پسربچه معلول فیلم هم چند پی او وی میبینیم که همهاش بیمعنی است. اگر قرار به استفاده از پی او وی است باید جهان فیلم، جهان کودک باشد در حالیکه محوریت داستان فیلم ماجان است و در پایان کمی در نسبت با هاشم (پدر) تعریف میشود. اسلوموشن دیدن این صحنهها از دید پسر هم کاملا بیربط است و فیلمساز با چنین نمایشی به دنبال تحریک احساس مخاطب است.
?منطق نمایش نقطه نظر پسربچه میتوانست در سکانس همراهیاش با پدر برای خروج از ماشین خودش را نمایش بدهد تا ناقص نماند.
?قصهی موازی رابطه شهناز و برادر هاشم، نهتنها هیچ کارکردی ندارد، بلکه باورپذیر هم نیست. زنی که تمکن مالی دارد و از سویی مردستیز است، چگونه برای ازدواج با جوانی که برای او کار میکند و نانخور اوست، بیتابی میکند؟!
شخصیتپردازی ضعیف و بی تناسب هاشم با آنچه از یک راننده کامیون و رابطه معمول مابه ازای چنین فردی با خانوادهاش در جامعه میبینیم، باعث شده فرهاد اصلانی، بین بازی برای کاراکتر مشابه در "دختر" میرکریمی و "کوچه بی نام" هاتف علیمردانی دست و پا بزند. با این تفاوت که اینجا، پدری که در ابتدای فیلم، همه از آمدنش می ترسند و آسمان و زمین و افلاک با آمدنش به لرزه می افتد، همچون دختربچه ای نوجوان و لوس، خانه را ترک میکند. رفتار های متناقض و بی دلیل هاشم و حس گناهی که تاثیرش در زندگی و رفتارهای او به هیچ وجه نمایش داده نمی شود باعث شده تا بازی اصلانی ضعیف باشد.
?مهتاب کرامتی نیز هنوز راکورد بازی در "بیست"، "عصر یخبندان" و "مزار شریف" را حفظ کرده و با دیالوگ هایی یکنواخت از ابتدا تا انتهای فیلم، بیشتر از اینکه همزادپندارانه باشد، مخاطب را پس می زند.
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران

