کارگردان:پیمان قاسم خانی
تهیه کنندگان:محسن چگینی و عبدالله اسکندری
بازیگران: پژمان جمشیدی، حمید فرخ نژاد، ویشکا آسایش، مانی حقیقی، بیژن امکانیان، سام درخشانی، امیر مهدی ژوله، آزاده صمدی، علی اوجی، نیوشا ضیغمی، محراب قاسم خانی و پیمان قاسم خانی
سایر عوامل: نویسنده: پیمان قاسم خانی/ مدیر فیلمبرداری: علی تبریزی/ طراح گریم: عبدالله اسکندری/ طراح صحنه: پیام اسکندری/ دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: زینب نصرالهی/ مدیر تولید: رضا کریمی
داستان فیلم: داستان این فیلم بعد از شهرت پژمان جمشیدی روایت می شود. جایی که تهیه کننده ای با بازی ویشکا آسایش قصد دارد کارگردانی یک فیلم پلیسی را به مانی حقیقی بسپارد و اصرار دارد از پژمان جمشیدی و سام درخشانی در فیلم استفاده کند. همین موضوع باعث می شود این دو نفر درگیر اتفاقاتی غیر منتظره، خارج از فیلم و سینما شوند.
گفتگو با عوامل فیلم «خوب، بد، جلف» در برنامه هفت
? پیمان قاسم خانی: من ایران نبودم و صبح امروز رسیدم و این اولین نمایشی بود که با مخاطبان این فیلم را دیدم. مطمئن نبودم تماشاگر با تمام فیلم ارتباط برقرار کند ولی امروز از دیدن واکنش خوب مخاطبان و استقبال بسیارشان خیلی خشنود شدم.
ساخت قسمت های دوم این فیلم را از چند کارگردان خوب شنیدم و تشویق کردند که زوج پژمان جمشیدی و سام درخشانی می تواند موفق باشد. نوشتن روابط و دوستی های مردانه را بسیار دوست دارم و بد هم درنمی آید. امروز بعد از بازخوردهای خوب برج میلاد و صحبت های مشوقانه سینماگران، به طور جدی به این فکر کردم تا قسمت دوم فیلم را تولید کنم.
یک سال روی تدوین این فیلم کار کردیم تا تدوین خوبی داشته باشیم. مسئله نگران کننده ای که درباره من بود این بود که هربار با نشستن پشت میز تدوین، تحریک می شدم یک تغییر مجددی روی فیلم بدهم. خرقه پوش بیش از یک تدوینگر برای این فیلم سهم داشت و من بسیار از او ممنونم.
?پژمان جمشیدی: هم اکنون در سریال ۶۰ قسمتی کمدی آقای سامان مقدم در حال کار هستم. دو تئاتر هم داشتم که به اتمام رسیده است. در این ۳ سال ۱۲ اجرای صحنه داشتم. روزهای ابتدایی ورود به سینما خودم هم خودم را جدی نمی گرفتم ولی به مرور سینما برایم مسئله جدی شد.
?سام درخشانی: در حال همکاری با علیرضا بذرافشان برای یک سریال رمضانی برای تلویزیون هستم. همکاری با او در سریال «نابرده رنج» خیلی خوب بود.
?پیمان قاسمخانی: در حال نگارش یک فیلم سینمایی برای حمید فرخ نژاد هستم و امیدوارم پس از آن بتوانم روی فیلمنامه کمدی ترسناک آقای افخمی وقت بگذارم.
«خوب، بد، جلف» شروعی پر انرژی اما نه چندان قدرتمند برای یک نویسنده طناز
سینما پرس: ارسلان صمدزاده/ می توان خوب، بد ، جلف را شروعی پر انرژی اما نه چندان قدرتمند برای فیلمسازش دانست که به غایت نویسنده و طناز حرفه ای تر و کاربلد تری است. شاید در مقام مشاوره کارگردان و فعالیتش در عرصه بازیگری و نیز نویسندگی از قاسم خانی فرد موفق تری در سینما تصویر کند تا آنکه بخواهد همه کارها را یک تنه انجام داده و خود صاحب آثار نوشته شده اش باشد.
فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف» به نویسندگی و کارگردانی پیمان قاسم خانی اولین فیلم سینمایی روز ششم جشنواره بود که در سالن همایش های برج میلاد برای اهالی رسانه اکران شد، اولین تجربه کارگردانی سینما برای فیلمنامه نویس باسابقه و کاربلد سینمای ایران که سال ها در سینما و تلویزیون با قلم طناز و نقادانه اش مخاطبین بسیاری را برای خود گردآورده است. همکاری قاسم خانی با بزرگان سینما و تلویزیون کمدی ایران از او فردی با کوله باری از تجربه ساخته است که بی شک در اولین قدمش در عرصه کارگردانی به او کمک های زیادی کرده و به کارش آمده است.
فیلم خوب، بد، جلف با برخی حواشی اش اعم از تیم بازیگران به زعم بسیاری دنباله ای بر مجموعه تلویزیونی پژمان بود، اما با نمایش این اثر برای اهالی رسانه و منتقدین مشخص شد که قاسم خانی هنوز آنقدرها پیرنشده است که داستایی خلاق و نو برای تعریف کردن نداشته باشد، هرچند فیلم سینمایی او عقب تر از آثار شاخص سینمای کمدی ایران می ایستد و در مقایسه با کمدی های کلاسیک و تمام عیاری که عموما در دهه شصت تولید شدند نمی تواند عرض اندام کند، اما می توان آن را در عرصه کارگردانی به عنوان اولین قدم برای خالق فیلمنامه هایی چون «سن پطرزبورگ» و «مارمولک» قابل اعتنا دانست.
داستان فیلم در رابطه با همکاری غیرمتعارف بازیگران شناخته شده ای به نام پژمان جمشیدی و سام درخشانی با یک سروان اداره آگاهی است که نقش او را حمید فرخ نژاد ایفا می کند. آن ها در جریان بررسی یک پرونده جنایی که قتلی در آن صورت گرفته باند تولید کننده مواد مخدر هولناکی به نام حکم لازم را پیدا می کنند که می توانند از آن طریق به باند دیگری برسند که با پوشش فعالیت در یک موسسه سوار کاری جعل اسکناس می کنند. نکته قابل توجه و جذاب در فیلم علی رغم لحظات بامزه و مفرح، حضور بازیگران پیشکسوتی در فیلم است که علاوه بر نام حقیقی شان در قالب خلافکارانی جاعل ایفای نقش می کنند. رضا رویگری و مجید مظفری که با نام های حقیقی شان در فیلم حضور یافته اند نقش این جاعلان را بازی می کنند.
فیلم که به واسطه رابطه کاری گسترده کارگردانش از حضور بسیاری از بازیگران بهره برده است از لحاظ فرم کمدی در سینما حرف تازه ای ندارد و در ادامه فیلمنامه های پیشین قاسم خانی قرار می گیرد، در حالی که فن کارگردانی اش به مراتب از کارگردانی بزرگانی چون کمال تبریزی در مارمولک و بهروز افخمی در سن پطرزبورگ عقب تر است.
بازی پژمان جمشیدی که بیشتر به واسطه بازی اش در سریال تلویزیونی پژمان به شهرت در بازیگری رسیده است متوسط است اما نشان از ظرفیت کمدی در وجود او دارد که می تواند در مواجه با کارگردانان خلاقی در آثار کمدی به ظهور برسد، سام درخشانی نیز که کارنامه درخشانی در عرصه بازیگری نداشته با این فیلم ظرفیت های خود را به خصوص در کنار زوج هنری اش پژمان جمشیدی نشان داده است.
در نهایت خوب، بد، جلف را باید شروعی پر انرژی اما نه چندان قدرتمند برای فیلمسازش دانست که به غایت نویسنده و طناز حرفه ای تر و کاربلد تری است. شاید در مقام مشاوره کارگردان و فعالیتش در عرصه بازیگری و نیز نویسندگی از قاسم خانی فرد موفق تری در سینما تصویر کند تا آنکه بخواهد همه کارها را یک تنه انجام داده و خود صاحب آثار نوشته شده اش باشد. گویا خود قاسم خانی نیز با اولین تجربه سینمایی اش به این مهم رسیده باشد که فیلم ساختن کاری کاملا جدا و متفاوت از نویسندگی است و شاید فعالیت در این عرصه از خلاقیت او در نویسندگی اش نیز بکاهد، اتفاقی که هیچ یک از طرفداران قلم طنازانه او راضی به آن نیستند.
نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف» به کارگردانی پیمان قاسمخانی در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد.
به نقل از ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، نشست پرسش و پاسخ فیلم «خوب، بد، جلف» با حضور پیمان قاسمخانی نویسنده و کارگردان، عبدالله اسکندری تهیهکنند و طراح گریم، محسن چگینی تهیهکننده، رعنا امینی طراح لباس و حمید فرخنژاد، پژمان جمشیدی، سام درخشانی و رضا رویگری بازیگران این اثر سینمایی با اجرای محمود گبرلو برگزار شد.
در ابتدای این نشست گبرلو با اشاره به درگذشت حسن جوهرچی از حاضران خواست به احترام این بازیگر بایستند و فاتحه بخوانند. در ادامه قاسمخانی درباره روند ساخت این اثر اظهار کرد: تولید این فیلم یک سال قبل شروع شد که بسیار سخت بود، ۶۴ جلسه فیلمبرداری داشتیم و فیلمی را که باید در تابستان میگرفتیم، در زمستان فیلمبرداری کردیم. من هم به عنوان کسی که اولین کار خودم را انجام میدادم، نابلدیهایی داشتم اما با تیم همراهی که کنارم بودند، کار به نتیجه رسید و امیدوارم نتیجه هم مطلوب باشد.
این کارگردان در پاسخ به این سوال که چرا فیلمش را با وجود اینکه آثار کمدی معمولا در جشنوارهها خیلی مورد توجه قرار نمیگیرند، به جشنواره فیلم فجر داده است، بیان کرد: ما فرصتهای اکران مدنظرمان را از دست دادیم و هرچه جلوتر رفتیم، به این فکر کردیم که اگر فیلم را به اکران عید برسانیم، بهتر است. به هر حال فیلم خودمان را دوست داریم و به نظرمان، جشنواره محل مناسبی برای دیده شدن فیلم بود. البته در این شرایط انتظار اقبال خاصی را در جشنواره نداریم، هدف من دیده شدن این فیلم است که اثر تجاری سالمی است.
این فیلمنامهنویس با تاکید بر اینکه برنامه خاصی برای فیلمسازی ندارد، اظهار کرد: برنامه من همچنان همان نویسندگی است، شاید قصد ساخت یک فیلم دیگر را داشته باشم که تا چند سال آینده این اتفاق ممکن است بیفتد و البته فیلمنامه آن جدی خواهد بود.
وی ادامه داد: فعلا در حال کار روی فیلمنامهای کمدی-رمانتیک هستم که قرار است حمید فرخنژاد آن را تهیهکنندگی و کارگردانی کند.
این کارگردان با اشاره به اینکه فیلمش را کمدی تجاری تمیزی میداند، اظهار کرد: به نظر من تحویل گرفته شدن فیلم کمدی در جشنوارهها بستگی مستقیم به هیئت داوران آن دارد. البته فیلمهای زیادی از من در جشنواره نبودند و اگر بودند هم اتفاق خاصی برای آنها نیفتاده است. اینکه اتفاق خاصی برای فیلمهای کمدی در جشنوارهها نمیافتد، مختص ایران نیست، در همه دنیا اینطور است. اما برای من شخصا بسیار خوشحال کننده است که سینمای کمدی بیشتر دیده شود و مورد توجه قرار بگیرد. اصلا شاید بتوانیم یک جشنواره فیلمهای کمدی داشته باشیم!
قاسمخانی با بیان اینکه آثار کمدی سبکهای مختلفی دارند، ادامه داد: در کارهای من آثاری مانند «مارمولک» و «طبقه حساس» هستند که در دسته کمدیهایی با رگههای اجتماعی قرار میگیرند که خود به خود این فیلمها اقبال بیشتری دارند و حتی از عناوین پرمحتوا برای آنها استفاده میکنند، در حالیکه «خوب، بد، جلف» را اثر بیمحتوا میدانند. این فضا در همه دنیا وجود دارد و قرار هم نیست کمدیهای تجاری تمیز جایزه بگیرند، اما من به این سینما علاقه دارم.
این کارگردان همچنین از چند مورد اصلاح در فیلم صحبت کرد و افزود: اصلاحیهایی داشتیم که به روند داستان ضربهای وارد نمیکرد و بیشتر درباره برخی شوخیها بود.
قاسم خانی در بخشی از صحبتهایش با تاکید بر اینکه فیلمنامه اثر را دوست دارد، تاکید کرد که معتقد است کارگردانی آن باید بهتر میشد و خودش تسلط زیادی در این زمینه نداشته است.
این کارگردان که در فیلمش از اسامی واقعی بازیگرها استفاده کرده بود، در اینباره نیز توضیح داد: اصلا دلیل خاصی برای اینکار نداشتیم و بیشتر به این دلیل که فیلم ادامه سریال «پژمان» بود از اسامی واقعی افراد در آن استفاده کردیم.
قاسمخانی که برای نخستین بار کارگردانی فیلم را تجربه کرده، در پاسخ به این سوال که اگر قرار بود فیلمنامه را فرد دیگری برای کارگردانی بدهد، چه کسی بوده، عنوان کرد: انتخاب اول برای کارگردانی این اثر رامبد جوان و بعد حسن فتحی و سروش صحت بودند، اما نوشتن فیلمنامه خیلی طول کشید و دوستان مشغول کار شدند که به همین من هم خیلی اتفاقی آن را قبول کردم. این برای کار اول کارگردانی خیلی انتخاب خوبی نبود و چالش سختی داشتم. کمدی معمایی و پلیسی سادهای نبود و راه خاصی نداشتم به جز اینکه فضای تیمارستانی به آن بدهم که همه انتخابها در آن غلط است. من این فیلم را خیلی دوست دارم، اما قطعا فیلم بعدی من جمع و جورتر است.
اسکندری که تهیهکنندگی این اثر را بر عهده دارد، در پاسخ به شرایط سرمایهگذاری محمد امامی در فیلم عنوان کرد: من فکر میکنم این سوال را باید از آقای چگینی پرسید! چون ایشان پیشکسوت این عرصه هستند.
چگینی نیز دراینباره اعلام کرد: آقای امامی ۵۰ درص در فیلم شراکت دارد و تا زمان مشخص نشدن پرونده قضایی قضاوت کردن در این باره زود است و باید صبر کنیم.
فرخنژاد که همزمان سه فیلم کمدی را آماده نمایش دارد، اظهار کرد: هر بازیگری طبیعتا باید در روند کاری بازیهایش آثار در ژانرهای مختلف را داشته باشد. مدتها قرار بود با پیمان قاسمخانی کار کنم که سال قبل این اتفاق افتاد، امسال به طور اتفاقی «گشت ۲» شروع شد و حتی فیلم «بیحساب» به کارگردانی مصطفی احمدی هم که بازی کردم (و در جشنواره امسال نیست) اما باز هم کمدی است. به طورکلی همزمانی این سه فیلم کمدی خیلی اتفاقی رخ داد، با اینحال فکر میکنم ژانرهای مختلف باید در سبد بازیگری یک بازیگر وجود داشته باشد.
پژمان جمشیدی و سام درخشانی در فیلم «خوب،بد، جلف» شوخیهای بسیاری با شخصیتهای واقعی خودشان میکنند، از همین رو خبرنگاران درباره عواقب این حجم از شوخی و دست انداختن خودشان پرسیدند که آیا به بازخوردی که از مردم خواهند گرفت، فکر کردهاند یا نه؛ در این باره جمشیدی تاکید کرد: هیچ شوخی در فیلم نکرده و هرچه گفته کاملا جدی بوده است. اما درخشانی با بیان اینکه اصلا به بازخورد مردم فکر نکرده است، اظهار کرد: معمولا وقتی با خودت شوخی میکنی، مردم بازخورد بد نشان نمیدهند و حتی دوست دارند. همچنین باید بگویم من بر اساس اعتماد به پیمان وارد این کار شدم و وقتی نتیجه را دیدم، از آن خوشحال هستم.
بحران هویتی که همچون فرِاری بر نسل امروز می تازد/ سینمایی که در آن امید وعده داده شده وجود ندارد!
سینماپرس: علی دشتبان/ فیلم که یک ملودرام تلخ اجتماعی است نگاهی آسیب شناسانه به مسأله بحران هویت دارد که گریبان گیر جوانان این کشور شده و بیش از پایتخت نشینان، جوانان شهرستانی را درگیر خود کرده است. از این منظر فیلم با تلاش به رسیدن به درونیات یک دختر شهرستانی که بحران هویتی خود را ناآگاهانه در پس آمال و آرزوهای سطحی اش پنهان ساخته به خوبی عمل کرده است.
فیلم سینمایی «فراری» ساخته علی رضا داوود نژاد سومین فیلم از آثار سینمایی اکران شده در روز چهارم جشنواره در مرکز همایش های برج میلاد بود. فیلم در رابطه با دختری شهرستانی به نام گلنار با بازی ترلان پروانه است که از شهر خود و خانواده اش فرار کرده تا به آرزوی خود یعنی یک ماشین فِراری ۹ میلیاردی برسد، او که از دوست خود شنیده صاحب ماشین فراری پسری به نام سجاد است، به هوای پیدا کردن او و ماشین گران قیمتش راهی خیابان های تهران شده و ۵ شبانه روز به دنبال آن ها می گردد اما دست از پا درازتر پس از تلاشی بی حاصل دوباره دست به دامان دوست خود در شهرستان می شود تا دست آخر پی می برد او دروغ گفته و هیچ آدرس ونشانی از سجاد صاحب فراری ندارد. نادر با بازی محسن تنابنده در نقش راننده تاکسی است که از سر دلسوزی قصد می کند به گلنار کمک کند تا به خواسته اش برسد، اما رفته رفته با شناخت بیشتر از او دلش نیامده تا او را در این سرگشتگی در شهری غریب رها کند، بیشتر زمان فیلم به همراهی این دو در خیابان ها و کوچه های شهر می گذرد و مکان هایی که نادر نا گزیر از رفتن به آنجاست تا به کارهای روزمره اش برسد.
در نهایت نادر به کمک چند نفر می تواند نشانی از صاحب فراری پیدا کند، تا گلنار را به آرزویش برساند، در طول فیلم اما هر شخصی که ارتباطی با گلنار دارد به جز نادر روبروی دوربینی قرار می گیرد که عده ای لباس شخصی به زور از آن ها فیلم می گیرند و بازخواسته شان می کنند. در انتها نیز نادر به کمک راهنمایی های نامشخص و گنگ یک جانباز با بازی سیامک صفری که گویی از درجه داران و فرمانده هان زمان دفاع مقدس هم بوده است به آدرسی دست می یابد که گویی سجاد یعنی همان پسر پولدار صاحب فِراری در آن خانه زندگی می کند.
اما می توان از دو منظر کلی به فیلم آخر داوود نژاد نگاه کرد، فیلم که یک ملودرام تلخ اجتماعی است نگاهی آسیب شناسانه به مسأله بحران هویت دارد که گریبان گیر جوانان این کشور شده و بیش از پایتخت نشینان، جوانان شهرستانی را درگیر خود کرده است. از این منظر فیلم با تلاش به رسیدن به درونیات یک دختر شهرستانی که بحران هویتی خود را ناآگاهانه در پس آمال و آرزوهای سطحی اش پنهان ساخته به خوبی عمل کرده و می تواند از سطح به عمق حرکت کرده و با ارائه تصویری رئال از این معضل اجتماعی توجه جامعه و خانواده ها و نیز مسولین فرهنگی را به این مهم جلب کند. اما از سویی دیگر در پایان بندی فیلم و با اشاره به افرادی که با لباس شخصی سعی در احراز هویت دختر دارند و در این بین هر کسی را که با او در ارتباط بوده بازجویی میکنند فیلمساز آگاهانه بر هویت صاحب ماشین فراری تأکید میکند. این تأکید زمانی بیشتر می شود که در نهایت مسیر پیدا کردن او و منزلش از طریق آدرسی تعیین می گردد که سرداری از دوران جنگ نشانی آن را داده است.
این چه فردی است که هویت اش برای افراد لباس شخصی مهم بوده و کسی آدرس منزل او را دارد که نه از قشر مرفه جامعه است و نه از ماشین و مدل ها و برندهای آن مطلع است، بلکه مشخصا منزلتی سیاسی و اجتماعی دارد که با پدر سجاد یعنی صاحب فراری آشنایی دارد. نادر نیز با دادن آشنایی از طریق پدر سجاد به نام حاج آقا مرزداری او را پیدا میکند.
اشاره به آقا زاده بودن سجاد که همان صاحب فراری است از سوی فیلمساز مطرح می گردد و نیز ارتباط گلنار با آقا زاده پولدار گذشته ای نامشخص و مجهول ارجاع داده می شود که تا آخر برای تماشاگر و شخصیت اصلی داستان یعنی نادر نامعلوم می ماند.
در نهایت فیلمساز با تصویر کردن نادر و عدم دسترسی به خانواده گلنار و نیز کیف بی صاحب مانده او بر زمین پر از گل و لای، فضایی تاریک را رقم می زند که در آن هویت جوان ایرانی در آرزوی پایمال شده و لجن گرفته زندگی روزمره آقا زاده هایی نظیر سجاد تعبیر می شود. سهم گلنارهای جامعه ایران تنها قربانی شدن بر سر آرزوهایی پوچ است. آرزوهایی بی حاصل که در پی خواست های نفسانی به وجود می آیند و گذشته این مرز و بوم را پشت زرق و برق های نفسانی اش جا می گذارند تا در هزارتوی سیاست ها رنگ ببازند.
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران



