نقد و بررسی فیلم شماره ١٧ سهیلا
کارگردان:محمود غفاری
تهیه کنندگان:سید امیر سیدزاده
بازیگران: زهرا داوودنژاد، بابک حمیدیان، احسان امانی و مهرداد صدیقیان
عوامل فیلم: سرمایه گذاران: سید محمد سیدزاده و محمود غفاری، مدیرتولید: محمد سیدزاده، مجری طرح: مهدی پور موسی، صدابرداران: مهدی ابراهیم زاده و حمید محمودی، عکاس: رویا حسینی، مدیر فیلمبرداری: اشکان اشکانی، گروه فیلمبرداری: مجتبی شادرو، حمید فصاحتی، محمود خراسانی، مدیر صحنه: مهدی سلیمی، دستیار کارگردان: مهناز جارچی، تدارکات: حامد آزادی و رحیم خاراجی، ترابری: عبدالله صدیق، عباس حسن زاده و محمد بداقی اشاره کرد.
داستان فیلم: «شماره ۱۷ سهیلا» روایت کننده داستان دختری میانسال است که زمان ازدواج او به تاخیر افتاده و با توجه به مشکل ژنتیکی که دارد در تلاش است که هر چه سریعتر ازدواج کند تا بچه دار شود.
نشست پرسش و پاسخ فیلم «شماره ١٧ سهیلا» به کارگردانی محمود غفاری در دومین روز از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با حضور تعدادی از عوامل این فیلم در برج میلاد برگزار شد.
به نقل ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، در این برنامه که با حضور محمود غفاری؛ تدوینگر، فیلمنامهنویس و کارگردان، امیر سیدزاده؛ تهیهکننده، مهدی ابراهیم زاده؛ صدابردار، محمد توکلی؛ تدوینگر، محمد سیدزاده؛ مدیر تولید، مهناز جارچی؛ دستیار کارگردان و طراح لباس، زهرا داوودنژاد و مهرداد صدیقیان؛ بازیگران فیلم و محمود گبرلو؛ مجری برنامه برگزار شد، حجتالله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی ، محمد حیدری؛ دبیر جشنواره، بهروز غریبپور، مدیر اجرایی جشنواره، مسعود نجفی، مدیر روابط عمومی جشنواره، سروش صحت؛ بازیگر و کارگردان، علیرضا داوودنژاد؛ کارگردان و تعدادی از افراد خانوادهاش حضور داشتند.
در ابتدای این نشست محمود غفاری گفت: روز هیجانانگیزی برای من بود چون اولین مواجهام با این تعداد از مخاطبان بود. خودم هم در آستانه ۴٠ سالگی هستم و شاهدم افرادی که در این سن و سال هستند و چنین مشکلی دارند، زیادند. متوجه شدم این دارد تبدیل به معضلی میشود. از طرفی دیگر این موضوع از جنبه سینمایی برایم اهمیت داشت و فکر کردم جذاب است چنین دختری در موقعیتهای مختلف قرار بگیرد و داستانهای او روایت شود.
این کارگردان ادامه داد: چند وقت پیش، یک آگهی در روزنامه دیدم به نام صندلی سپید که چنین موقعیتی داشت. به آنجا رفتم و آدمهایی را در این جلسه دیدم که به نظرم جذاب آمد دربارهاش فیلم بسازم. البته فیلمهای کوتاه قبلیام نیز درباره زنان بود و مسائل اینچنینی با وجود سختیهایش برایم جالب است.
در ادامه زهرا داوودنژاد با تأکید بر صداقت فیلمنامه که سبب پذیرش او برای بازی در چنین فیلمی شده است، بیان کرد: من زهرا هستم در نقش سهیلا شماره ١٧. سالها بود که از سینما به دلیل مسائل شخصی و خانوادگی فاصله گرفته بودم و هم اینکه فضای قصهها در این مدت به گونهای نبود که بتوانم نقش مناسبی را به سینما ارائه دهم. وی ادامه داد: پس از پیشنهاد فیلمنامه «شماره ۱۷ سهیلا» به من، متوجه شدم موضوع راست است چون در اکثر فیلمها بهگونهای شده که حتی دروغها را هم به شکل صادقانه ارائه میدهند اما در این فیلم چنین نبود. از آنجا که موضوع فیلمنامه مربوط به زن و دغدغه و کمبودها و روزمرگیهایش میشد، برایم مقدس بود. در درجه دوم فیلم قبلی آقای غفاری را دیده بودم و میدانستم با کسی کار میکنم که کاربلد است و شعورمندی خاصی دارد. هرچند که در این میان کار سخت بود اما خوشحالم نتیجه به گونهای بود که مخاطب دوست داشت. این کار از دل برآمد و بر دل نشست.
این بازیگر سینما در پایان صحبتهایش نیز گفت: اعتماد به نفسم برای بازی کردن در سینما را از پدرم گرفتهام و همیشه تأیید او برایم اهرم تأییدکننده است. اکنون هرچه دارم را مدیون خانواده و به ویژه پدرم هستم.
در ادامه این نشست کارگردان فیلم خطاب به علیرضا داوود نژاد بیان کرد: شما و خانوادهتان را بسیار دوست دارم و اگر می شد از تعداد بیشتری از خانوادهتان در این فیلم دعوت به همکاری میکردم.
غفاری بر همکاری خوب با سیدزاده در این فیلم تأکید کرد و افزود: مهمترین بخش کار این است که عوامل فیلم به درستی انتخاب شوند. آقای سیدزاده که خوشبختانه در این فیلم با ما همکاری خوبی داشت، به عنوان سرمایه گذار و تهیه کننده بخش خصوصی ریسک کرده است. او مدام به من میگفت هر کاری که میخواهی برای این فیلم انجام بده. البته این فیلم ظرفیت داشت که تلخ شود، پس از عناصر مختلف استفاده کردم که از این تلخی دوری کنم. معتقدم هرکسی جز زهرا این فیلم را بازی میکرد، فاجعه میشد.
کارگردان «شماره ۱۷سهیلا» با اشاره به سختیهای کار گرفتن مجوز فیلمبرداری از شهرداری به منظور گرفتن صحنههای مترو، در این باره توضیح داد: مجوز فیلمبرداری در مترو را شهرداری به سختی داد و حتی ۴۰ مورد اصلاحیه به فیلمنامه وارد کرد تا بتوانیم در مترو فیلمبرداری کنیم. شهرداری دو خانم را فرستاده بود که آنها ما را کنترل کنند. ما هم در آخر نسخه دیگری به آنها دادیم و نسخه مقبولمان را به جشنواره فرستادیم. الان که شهرداری متوجه شده، میگوید چکش را به اجرا میگذارد. صدیقیان هم در تکمیل انتقادات غفاری به شهرداری، خاطره ای تعریف کرد و گفت: این خانمها گفتند نباید در فیلم بگویی عاشق دوست مادرت شدهای بلکه باید بگویی عاشق انار میشوی. من هم تصور کردم که خب قاعدتا عاشق انار شدن، بسیار خطرناک تر از عاشق دوست مادر شدن است.
سیدزاده به عنوان تهیه کننده این فیلم نیز ضمن تشکر از ایوبی برای ساخت این فیلم گفت: از آقای ایوبی متشکرم که فضا را به گونهای تبدیل کرده که توانستیم این فیلم را بسازی. از آنجاکه تهیهکنندگی فیلم «مادر قلب اتمی» هم بر عهده من بود، معتقدم کسی به اندازه ایوبی برای این فیلم دل نسوزاند و امروز هم خوشبختانه در اینجا اعلام میکنم که مجوز پروانه نمایش این فیلم صادر شد. ایوبی کاری کرد که فضای سینمایی جامعه ملتهب نشود و درایتی در این فضا به خرج داد. دستهایی خارج از سینما به ما اجازه نمیدادند این فیلم اکران شود اما ایوبی مخالفت کرد و گفت باید اکران شود.
این تهیه کننده افزود: آقای حیدری هم در این مدت زیاد مورد هجمه واقع شد اما صبوری کرد و فضایی را ایجاد کرد که افراد سینمایی و رسانهای در برج میلاد با آرامش کنار هم جمع شوند و فیلمها را نقد کنند.
ابراهیمزاده هم طی سخنانی بیان کرد: آقای غفاری به دلیل سکانس پلان بودن فیلم تصور میکرد، در تصویربرداری مشکل به وجود میآید. در ابتدا هم مشکل داشتیم اما به مرور حل شد و در نهایت از میکروفون روی بوم برای صدابرداری استفاده کردیم.
علیرضا داوودنژاد که یکی از حاضران در این نشست بود، طی جملاتی کوتاه نظرش را درباره فیلم «شماره ۱۷سهیلا» ارائه داد و بیان کرد: این فیلم نمونهای از فیلم هایی است که همیشه دوست دارم ساخته شود. موضوع این فیلم و شخصیتها و روابطشان واقعی است و در عین حال هم جذابیت سینمایی دارد. «شماره ۱۷سهیلا» نمونهای از سینمای ملی است که دوست دارم دوباره آن را ببینم.
نیما حسنینسب هم که در این نشست حضور داشت در تمجید از این فیلم بیان کرد: به نظرم میآید فیلم فارغ از زنانگی، فرم و ساختار سینمایی حساب شدهای دارد که حاصل این است که فیلمساز مدل سینمایی مورد علاقهاش را در یک زمینه به درستی نگاه کرده و با شناخت آن را در این فیلم اجرا کرده است. البته انتخاب بازیگر هم در این میان بیتأثیر نبوده است.
سروش صحت هم در پایان این نشست ضمن ابراز خوشحالی و گرفتن انرژی از دیدن چنین فیلمی گفت: برای دیدن «شماره ۱۷سهیلا» چشم هم به هم نزدم. اکنون از دیدن آن انقدر هیجان زده شدهام که مشتاقم هر چه زودتر باز هم فیلم را ببینم.
«سهیلا شماره ۱۷» و مسئولیت اجتماعی سینما/ بدو سهیلا، بدو!
شاید اولین پرسشی که در مواجهه با فیلمی مثل «سهیلا شماره ۱۷» در ذهن مخاطبانی که این فیلم را دیدهاند و در آینده خواهند دید، ایجاد میشود، این گزاره است که چرا تا به امروز سینمای اجتماعی ما که ادعا دارد چون آینهای مشکلات، معضلات و چالشهای جامعه را بازتاب میدهد، تا به امروز مشابه و نمونه چنین فیلمی را روی پرده نیاورده است؟!
ایزد مهرآفرین: شاید اولین پرسشی که در مواجهه با فیلمی مثل «سهیلا شماره ۱۷» در ذهن مخاطبانی که این فیلم را دیدهاند و در آینده خواهند دید، ایجاد میشود، این گزاره است که چرا تا به امروز سینمای اجتماعی ما که ادعا دارد چون آینهای مشکلات، معضلات و چالشهای جامعه را بازتاب میدهد، تا به امروز مشابه و نمونه چنین فیلمی را روی پرده نیاورده است؟!
پیش از جواب به این پرسش به سؤال بنیادیتر و زیربناییتری میرسیم، که مسئولیت اجتماعی سینما به عنوان یک ابزار رسانهای پیشرو، روشنگر و هدایتکننده جامعه چیست؟ اساساً ما به عنوان مخاطبان سینما، فیلمساز به عنوان صاحب اندیشه و ایده و از همه مهمتر مدیران و تصمیمگیران سپهر فرهنگی و سیاسی کشور قائل به چنین مفهوم، اصالت و کارکردی برای سینما هستند یا خیر؟
اگر جواب مثبت باشد و بپذیریم کارکرد سینما در قبال جامعه ای که فیلمساز در آن حیات و ممات دارد فراتر از مرزهای سرگرمی و تفنن(که اصل و اصالت وجودی سینماست) است. فیلم «سهیلا شماره ۱۷» کنشی جدی برای طرح یک موضوع فراگیر و مسئلهساز در جامعه است؛ فیلمی با موضوع بالا رفتن سن ازدواج دختران و بحران نبود موقعیت ازدواج و از همین نقطه، اولین نکته مثبت فیلم نمایان میشود. یعنی کنشمند بودن فیلم و فیلمساز، برخلاف اغلب فیلمهای سینمای ایران که عموماً واکنشی انفعالی نسبت به اتفاقات و رویدادها دارند، «سهیلا شماره ۱۷» فیلم کنشمندی است و با طرح یک موضوع جدی وارد گود فیلمسازی میشود.
یکی دیگر از مهمترین ویژگیهای فیلم که باز هم از کنشمند بودن اثر نشئت میگیرد، امروزی بودن و به روز بودن مسئله و موضوع فیلم است. فیلم به هیچ عنوان حداقل در موضوع، بیات و کهنه نیست. موضوع و مسئله فیلم بخش قابلتوجهی از جامعه را درگیر خود کرده است.
استیصال دخترانی که با بالا رفتن سنشان و فراهم نشدن شرایط ازدواج دچار یأس و ناامیدی میشوند. طرح مسئلهای که رسانهها و به خصوص سینما و تلویزیون در این سالها به راحتی از کنارش گذشتهاند و شاید ترجیح دادهاند به هزار و یک دلیل و توجیه چشمان خود را روی این موضوع بسته نگه دارند و تنها توصیه ای که به آنها میشود این است که برای سرکوب احساسشان بدوند و نفس عمیق بکشند.(ارجاع به صحنهای از فیلم)
فیلم «فیالمدت معلوم» تنها نمونه سینمای داستانی برای طرح مسائلی از این دست بود که به شکلی سطحی و کمعمق ساخته شده بود. البته سینمای مستند در این موضوع چند مستند خوب و گزنده تولید کرده است که هیچکدام نتوانستهاند تا به امروز در معرض دید و قضاوت عموم جامعه قرار بگیرند.
فیلمساز به درستی برای طرح مسئله برگرفته از یک چالش جدی اجتماعی، ساختار روایی شبهمستند و واقعگرا را انتخاب کرده است که بتواند از طرح مسئله بیشترین اثرگذاری را برداشت کند. حال اینکه در این ساختار چقدر میزانسن و دکوپاژ خوب عمل کرده است، موضوع جداگانه و قابل بحثی است، ولی برای نمونه میزانسهای گفتوگو در ماشین که فیلمساز عامدانه نیمسایه تاریک و روشن ایجاد کرده بود، هم کارکرد مفهومی و هم کاربردی روایتی در اثر داشت.
نکته دیگر فیلم ایجاد موقعیتهای باورپذیر برای شخصیتها بود. عمده موقعیتها تجربهگرا و دارای حس درونی تجربی بود که نشئت گرفته از پژوهش و زیستمحیطی فیلمساز است.
فیلم صداقت خودش را با مخاطب حفظ کرده است و دروغ نمیگوید با اینکه میتوانست به ورطه بیاخلاقی و سوءبرداشتهای سیاسی و اعتقادی بیفتد. فیلمساز به درستی از رفتن به سمت سیاسیبازی اجتناب کرده و به همان طرح اولیه و ایده مرکزی خود وفادار بوده و آن را پرورش داده است.
اما بیشک بزرگترین حسن فیلم ایجاد احساس متقابل اثر با مخاطب خودش است. فیلم توانسته است اتمسفر وجودی بین پرده سینما و مخاطبان حاضر را در سالن ایجاد کند و منتظر واکنشهای لحظهای آنها به آنچه روی پرده میافتد، باشد. سهیلا شماره ۱۷ با اینکه موضوع تلخی در بطن و ضمیر خودش دارد، ولی در روایت کاملاً شیرین و دلچسب پیش میرود.
معایب فیلم چیست؟ بزرگترین مشکل فیلم که به احتمال زیاد از همینجا هم ضربه خواهد خورد، این است که مدیوم، قاب و تولیدش سینما نیست. تلویزیونی است از سوژه و طرح مسئله روایت تا کارگردانی و بازیها و پروداکشن. از این منظر بعید است این فیلم موفقیتی در گیشه به دست آورد و در نهایت با چند اکران هنر و تجربهای سر و تهاش جمع خواهد شد.
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران


