احوال و آثار میرزارضا کلهر
روزنامه اطلاعات در شماره سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ به قلم دکتر محمدعلی سلطانی مطلبی در خصوص زندگی خشنویس بزرگ کرمانشاهی با عنوان احوال و آثار و مآثر میرزارضا کلهر منتشر کرده، می خوانیم:
مقدمه
پیش از انقلاب اسلامی هنر بیشتر در مدار تهران میچرخید. در شهرها سکوتی سخت و دلگیر در حوزه فرهنگ و هنر حاکم بود. اصفهان و شیراز و تا حدودی تبریز به سبب ویژگیهای خاص در این حوزه و عبور و مرور میهمانان خارجی و برگزاری جشنهای زیربنایی، استثنا بودند.
در شهر ما کرمانشاه هم چون سایر نقاط ایران خبری نبود؛ اما دو چشمه زلال علم و هنر اسلامی ـ ایرانی، همواره در این کهنه دیار میجوشید، یکی بیت شادروان استاد آیتالله نجومی ـ فقیه و مفسر قرآن و هنرمند نامبردار جهان اسلام ـ که آثار هنری و اجتماعی و اعتقادی آن مرحوم نخستین بار به اهتمام و مقدمه این قلم در زمان حیات ایشان چاپ و منتشر شد۱ و۲
و پس از رحلت و پرواز ملکوتی آن بزرگمرد، آلبوم هنری کارهای خوشنویسی و قطاعی و نقاشی و جداول و… به همت فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران با مقدمه این قلم به زیور طبع نفیس آراسته و انتشار یافت۳
و دیگر محضر استاد سیدمحمدطاهر هاشمی ـ از مدرسان عرفان و علوم اسلامی در حوزه اهل سنت و جماعت ـ که علاوه بر ادبیات عرب در تاریخ و تصوف و ادب فارسی و کُردی ید طولایی داشتند و یکپارچه از ذوق و شوق و هنر بودند. در سیادت و علویگری سختگیر و حساس و در طریقت آگاه و بیانباز، که همواره مشوق و استاد این کمترین قلم حاضر و از سر محبت و معرفت، مصدر اجازهای که بال پرواز و نوای نیاز شد؛ رحمهالله علیهما.
به مثل خویش بنگذاشتند و بگذشتند
خدای عزوجل جمله را بیامرزاد
به هر حال نخستین بار در محضر این دو بزرگوار با نام میرزارضا کلهر آشنا شدم، بهویژه شادروان استاد سیدطاهر که خود به سبک قدما کتابتی شیرین در شیوه نستعلیق به روش عبدالرحمن خوارزمی داشت و نَسْخ را به شیوه حافظ عثمان در کمال لطافت و استحکام می نوشت. وی بدین خط کاتب کل قرآن کریم، صحیفه سجادیه، دلائلالخیرات و بسیاری از کتابهای علمی و ادعیه عربی و دواوین و بیاضهای کردی و فارسی به نستعلیق بود.
به سبب قحطی اندیشه و فرهنگ، عدم امکانات و فقدان اطلاعرسانی فراگیر در سراسر سرزمین کرمانشاهان، جز خواص و اهل ذوق و هنر، نام و یاد میرزارضا مهجور و ناشناخته بود. هر چند در تهران آوازهای تمام در جمع فرهیختگان و اهل فضل و هنر داشت و پیش از آن، آیدین آغداشلو ـ هنرشناس و هنرمند و منتقد هنری ـ در تهران مطالبی معتبر درباره کلهر نوشته بود.
بعد از سال ۱۳۵۷ با ایجاد جریانهای هنری، فرهنگی و فکری فراگیر در تهران و شهرهای دیگر و تأسیس مراکز ترویج و تعلیم و توسعه هنری و آموزش و پرورش جوانان موجب پیجویی و آشناییها شد و سال ۱۳۶۶ در نشریه کیهان فرهنگی، نوشتهای به یاد میرزارضا، نخستین یادداشتی بود که پس از پیروزی انقلاب بر پایه دغدغههای فرهنگی از زادگاه این بزرگ درباره او منتشر شد.۴
در سال ۱۳۶۸ «انجمن خوشنویسان ایران» درصدد برگزاری کنگرهای در بزرگداشت کلهر برآمد که چون شهر کرمانشاه آمادگی و امکانات پذیرش این بزرگداشت را که از خوشنویسان و هنرمندان و اهل قلم و تحقیق فراهم میآمد، نداشت و هنوز هم ندارد! بنابراین با توجه به فضاهای فرهنگی تابستانی شمال کشور، حومه شهر ساری پذیرای این رویداد ماندگار فرهنگی شد.
استاد غلامحسین امیرخانی مجموعه مقالات «یادنامه کلهر» را خوشنویسی و بهراستی در کتابت آن ید بیضا کردند. صاحب این قلم یکی از سخنرانان کنگره بود و هم مقالهای براساس تحقیقات میدانی و کتابخانهای در احوال و آثار میرزارضا عرضه نمود که در آن یادنامه در کنار معدود مقالات استادان شرکتکننده، خوشنویسی و با چاپ نفیس چندین بار منتشر شد.۵
در بهمن ماه سال ۱۳۷۴ نخستین جشنواره خوشنویسی در استان کرمانشاه به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن خوشنویسان شعبه کرمانشاه با همکاری و مشاورت نگارنده با حضور استادان ارشد خوشنویسی کشور و سخنرانی دکتر حسین الهی قمشهای و… شرکت فعال خوشنویسان کرمانشاهی برگزار شد که گزارش، سخنرانیها و … آن با مدیریت و نظارت و اهتمام همهجانبه تحت عنوان «کلک کلهر» چاپ و منتشر گردید.۶ سرآغاز مجموعه یادشده با این ابیات از استاد غلامرضا رشید یاسمی (گوران) زینت یافته است:
… چون ترجمان کاملی اندر زمانه نیست
ما را به از دوات و قلم در میانه نیست
مرغ خیال را که برون پرّد از قفس
مانند شاخسار قلم آشیانه نیست
آبی مبین دو قطره که در آبگینه است
بحریست این دواتکه هیچشکرانه نیست
گر خوانمش کلید معانی، دروغ نیست
ور گویمش جهان حقایق، فسانه نیست…
نوشتار حاضر کندوکاو گسترده و همهجانبهای است که به طور جامع در احوال و آثار و تأثیر و سبک و سیاق و کتابشناسی جناب میرزارضا کلهر (فخرالکتّاب) عرضه میشود و «خط سوم نستعلیق» درباره شأن هنری کلهر که در عرصه خوشنویسی ایرانی، خط سوم است بعد از میرعلی و میرعماد.
احوال و خاندان
میرزا محمدرضا کلهر در سال ۱۲۴۵ق همزمان با سلطنت فتحعلیشاه قاجار در میان ایل کلهر از ایلات کُرد ایران که در ناحیه جنوب شهر کرمانشاه ساکن هستند و قلمرو زیستی آنها تا شهر مرزی خانقین در عراق ادامه دارد، در خانوادهای عشایر و سلحشور دیده به جهان گشود. پدرش محمدرحیم بیگ سردسته سواره فوج کلهر و برادرش نوروزعلی بیگ در میان ایل قائممقام پدر بود که پس از هجرت به تهران، میرشکار دربار شد.
این را که چرا میرزارضا و خاندان او به تهران مهاجرت کردند و از کدام تیره ایل کلهر بودند، برای نخستین بار در اثر ارزشمند «یادنامه کلهر» در مقالهای مفصل بدان پرداختهام.۷ خلاصه اینکه در عصر حکومت محمدشاه قاجار، ریاست ایل کلهر به عهده محمود پاشاخان منوچهری بود. وی مردی شاعرپیشه و از مریدان میرمعصوم علیشاه به شمار میرفت. در این ایام طایفه خمان یکی از بیست و چند طایفه کلهر ادعای برتری کردند و بر خیمه و خرگاه ایلخانی یورش برده، محمود پاشاخان را به قتل رسانیدند و درگیری خونین ایلی برای رسیدن به قدرت آغاز گردید.
از میان جوانان و زبدگان ایل آنان که در پی مقام نبودند، خوی پلنگی رها کرده، صفای دیار بگذاشتند و بذر صلح در مسیر غربت کاشتند و شمشیر کین بر کناره سجاده تعلیم نهادند، نعره بر نفس شریر کشیدند و در وادی هنر و عرفان به حکومت جاوید رسیدند. میرزارضا فرزند محمدرحیم بیگ سردسته سواره فوج کلهر و طهماسبقلی خان (وحدت) فرزند رستم خان۸ یوسف کلهر و… که همگی از طایفه خمان هستند، از آن جملهاند.۹
بدین ترتیب رضابیگ کلهر که جوان سلحشور و برگزیده ایل بود، در تهران مجبور و شهرنشین شد. ایام نوجوانی او به رسم متداول عشایر به آموختن فنون رزم و سواری گذشت. در درگیریهایی که موجب هجرت او به تهران گردید، زخمی برداشت که تا اواخر عمر کمشنوا بود و اندکی در توازن و هماهنگی چشم او تغییر داده، لوچی مختصری داشت. بهرغم آنچه نوشتهاند برادرش اهل خط بودن میرزارضا را موجب سرشکستگی میدانست،۱۰ اکثر خاندانش اهل علم و هنر بودهاند.
شعر و طنز و هنر ارثی است. بسیاری از نزدیکان میرزارضا از خوشنویسان زبردست و بنام در خطوط اربعه بودند و در شعر و شاعری دستی به
سزا داشتند۱۱ که شهرت احوال و آثارشان را میتوان در «مجمعالفصحا»ی هدایت،۱۲ «حدیقه الشعرا»ی حاج میرزا احمد دیوانبیگی،۱۳ «افضلالتواریخ» افضلالملک،۱۴ «تذکره» عبرت نائینی،۱۵ «تذکره شعرای کرمانشاه»۱۶ و «جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان»۱۷ و… دید.
میرزای کلهر که به شیوه مرسوم ایل پس از فراغت از آموختن فنون رزم و سواری و شکار و شناخت تازیان صیدگیر و آرامش از چکاچاک شمشیر و نعره باروت، ترانه صریر قلم را با تعلیم مشق در نزد خوشنویسان کلهر، آرامبخش آلیاژ وجود مستعد خود قرار داده بود، از روی میل و قریحه شخصی و استعداد ذاتی و رغبتی که به مشق خط داشت و فصلی از این وادی را نزد بنیاعمام خود گام زده بود، پس از مهاجرت در تهران نزد میرزامحمد خوانساری شاگرد آقامحمدمهدی اصفهانی که کتیبه «ازاره» ایوان مسجد امام (شاه) تهران به خط اوست، به مشق پرداخت و رضابیگ به میرزارضا معروف شد.
میرزارضا تا زمانی که استادش در قید حیات بود، در محضر او به کسب راز و رمز و درک و دریافت و ارائه و ساختار خط نستعلیق اشتغال داشت و چون میرزا محمد خوانساری بدرود حیات گفت، با سفری به اصفهان و چربه برداشتن از روی کتیبه قبر میرفندرسکی که متضمن غزل معروف حافظ است، به مطلع:
روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
و کتیبه سردر یکی از حمامهای قزوین۱۸ از خطوط میرعماد قزوینی، دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد.
ادامه دارد…
پینوشتها:
۱ـ نجومی، سیدمرتضی: کیمیای هستی (زندگینامه خودنوشت)، به اهتمام و مقدمه محمدعلی سلطانی، انتشارات سُها، تهران، ۱۳۷۹٫
۲ ــ : سحر مُبین (یادگارهایی ماندگار از آثار استاد فرهیخته روزگار حضرت آیتالله سیدمرتضی نجومی)، به اهتمام و مقدمه محمدعلی سلطانی، انتشارات سُها، تهران، ۱۳۷۹٫
۳ــ : ، مقدمه محمدعلی سلطانی، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، تهران، ۱۳۹۰٫
۴ـ سلطانی، محمـدعلی: «به یاد میرزارضا کلهر»، کیهان فرهنگی، سال چهارم، شماره ۷، ۱۳۶۶٫
۵ ــ : «خاندان، زندگی و ابعاد شخصیت کلهر»، یادنامه کلهر، چاپ دوم و… ، انتشارات انجمن خوشنویسان ایران، تهران، ۱۳۶۸٫
۶ ــ : کلک کلهر، نشر سها با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمانشاه، تهران، ۱۳۷۴٫
۷ــ : ابعاد زندگی و شخصیت میرزارضا کلهر، انتشارات انجمن خوشنویسان ایران با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ساری، شهریور ۱۳۶۸٫
۸ ـ از شعرای عارف و غزلسرایان برجسته عصر ناصری، صاحب بیت معروف
«راه دهید امشبم مسجدیان تا سحرر مستم و گم کردهام راه خرابات را». دیوان مختصر او بارها چاپ و منتشر شده است. آخرین تصحیح و مقابله آن به اهتمام محمدعلی سلطانی و به خط فریبا مقصودی انتشار یافته است.
۹ـ همان، ص۶۶ .
۱۰ـ … مشهور است بعد از اینکه به خط و خطاطی تمایل پیدا کرد، اغلب مورد شماتت برادرش بود که (اهل قلم) بودن او را اسباب سرشکستگی میدانست! آیدین آغداشلو، ص۱۰۴، مرقعات خط.
۱۱ـ رک. همان، صص ۶۷ ـ ۷۰٫
۱۲ ـ هدایت، رضاقلی خان: مجمعالفصحا (شش جلد)، به اهتمام مظاهر مصفا، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۳۹٫
۱۳ـ دیوان بیگی شیرازی، میرزا احمد: حدیقهالشعراء (سه جلد) بهاهتمام عبدالحسین نوایی، چاپ اول، انتشارات زرین، تهران، ۱۳۶۶٫
۱۴ـ افضلالملک، غلامحسین: افضلالتواریخ، به کوشش اتحادیه (نظام مافی)، سیروس سعدوندیان، چاپ اول، نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۱٫
۱۵ـ مصاحبی نائینی (عبرت)، محمدعلی: نامه فرهنگیان (سه جلد)، چاپ اول، کتابخانه و موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۷۷٫
۱۶ـ شاکری، باقر: تذکره مختصر شعرای کرمانشاه، چاپ اول، کرمانشاه، ۱۳۳۷٫
۱۷ ـ سلطانی، محمدعلی: جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان (ده جلد)، چاپ سوم، انتشارات سها، ۱۳۸۱٫
۱۸ ـ آشتیانی، اقبال: مجله یادگار، شماره ۷، ص۳۹٫
کیمیا استون | اخبار صنایع دستی کیمیا استون ؛ اولین کارگاه/فروشگاه صنایع دستی ایران

