صفحه اول / فرهنگی و هنری / سینما و تئاتر / نقد و بررسی فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده

نقد و بررسی فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده

نقد و بررسی فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» جدیدترین ساخته سینمایی هومن سیدی پس از فیلم‌هایی چون خشم و هیاهو (۱۳۹۴)، اعترافات ذهن خطرناک من (۱۳۹۳)، سیزده (۱۳۹۱) و آفریقا (۱۳۸۹) است. در این فیلم به تهیه‌کنندگی سعید سعدی، بازیگرانی چون نوید محمدزاده، فرید سجادی حسینی، علی اعلایی، فرهاد اصلانی و هومن سیدی بازی کرده‌اند.

در خلاصه داستان «مغزهای کوچک زنگ‌زده » آمده است: «داستان مغزهایی است که زنگ‌زده‌اند»

«مغزهای کوچک زنگ زده» قصه بچه‌های ته خط را روایت می‌کند؛ بچه‌هایی که شاید در پستوی حافظه بسیاری از ما به فراموشی سپرده شده باشند و با امثال همین فیلم‌ها دوباره یادمان بیاید که درست در یک قدمی ما، به اندازه یک یا چند اتوبان پایین‌تر، کسانی زندگی می‌کنند که اسم «بام تهران» را هم تا به حال نشنیده‌اند.

عوامل فیلم: نویسنده و کارگردان: هومن سیدی/ تهیه کننده و مدیر تولید: سعید سعدی/ جانشین تولید: یاسر سلیمانى/ سرپرست گروه کارگردانى: فرید سجادى حسینى/ برنامه ریزودستیار اول کارگردان: هانیه بساتینى/ دستیاران کارگردان: میثم بیدقى، محمدجواد سعدى/ مدیر فیلمبردارى: پیمان شادمانفر/ فیلمبردار:ادیب سبحانی/ مدیر صدابردارى: مهران ملکوتى/ طراح صحنه: محسن نصرالهى/ طراح گریم: ایمان امیدوارى/ طراح لباس: مارال جیرانى/ صداگذار: علیرضا علویان/ آهنگساز: بامداد افشار/ جلوه هاى ویژه میدانى: ایمان کریمیان/ جلوه هاى ویژه بصرى: بهنام خاکسار/ طراح بدلکارى: امیر بدرى/ منشى صحنه: شیدا باسمه چى/ تدوین: مهدى سعدى، هومن سیدى/ مدیر تدارکات: مهدى بحرى/ عکاس: امیرحسین شجاعی

بازیگران: نوید محمدزاده, فرید سجادی حسینی, فرهاد اصلانی, علی علایی, نازنین بیاتی,نوید پورفرج, مرجان اتفاقیان, هامون سیدی, لادن ژاوه وند, مهیار راحت طلب, مهرداد بهاالدینی, اشکان حسن پور, پیمان پازوکی, امید شیری, آرمین بهجت, منصوره ایلخانی, مهران ملکوتی, صفر محمدی, محمود کیان

نقد و بررسی فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده

جلسه پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ‌زده» با حضور هومن سیدی؛ کارگردان فیلم، سعید سعدی؛ تهیه کننده، فرهاد اصلانی، نوید محمدزاده، لادن ژاوه وند، فرید سجادی‌حسینی، مرجان اتفاقیان، نوید پورفرج؛ بازیگران فیلم، بامداد افشار؛ موسیقی، پیمان شادمانفر؛ فیلمبردار،  مهدی سعدی؛ تدوین‌گر و با مدیریت محمود گبرلو عصر سه شنبه ۱۷بهمن‌ماه در پردیس سینما گالری ملت برگزار شد.

به نقل از ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، در این نشست خبرنگاری در مورد خشونت‌های فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده» و امکان متهم شدن به سیاه‌نمایی از هومن سیدی سوال پرسید. سیدی در پاسخ گفت: نیت ما این نبود که بخواهیم چیزی را سیاه نشان دهیم. ما تلاش کردیم در مورد سختی‌ها حرف بزنیم. برای ما مهم این بود که حرف بزنیم… اینکه نتیجه سیاه نمایی می‌شود یا نه ، نمی‌دانم. امیدوارم تماشاگر با ناامیدی از سالن خارج نشود. من سعی کردم با حال خوب کار تمام شود. در مورد دایره‌وار بودن این اتفاق تلخ را قبول دارد، چون واقعیت هم همین است.
فلاح از رادیو ایران صییدا در ادامه پرسید: چقدر تحقیقات شما را به آشنایی با قشر اراذل و اوباش و نوع فیلمبردای فیلم روی دست سوال پرسید.
سیدی در پاسخ گفت: ما این افکار را به تماشاگر منتقل می‌کنیم که سینما فقط اجتماعی است و اگر این طور نباشد، سینما نتیجه نمی‌دهد. سعی کردم با بازی تیپیکال بازیگرها به واقعیت نزدیک شوم. سعی کردم چیزی را بیهوده کمرنگ یا پررنگ نکنم. خاطرم هست چیزهای دیگری هم باشد. طراحی صحنه به ما کمک کرد که به واقعیت نزدیک شویم.
پیمان شادمانفر در مورد فیلمبرداری اثر گفت: کل فیلم روی دست گرفته شد و این خیلی دشوار بود. سعی کردیم شبیه همه دوربین روی دست‌هایی که تا به حال دیدیم، نباشد و در فاصله و حرکت دوربین و… سعی کردیم حس مستند باشد. من از حبیب سلطانی تشکر می‌کنم که دوربین دو من را همراهی می‌کرد. پلان ثابتی هم نگرفتیم.
خبرنگار دیگری پرسید: مخاطب این فیلم را چه کسانی می‌دانید و آیا منتظر هستید مخاطب خوشحال از صحنه بیرون بیاید؟ سوال دوم از نوید محمدزاده؛ در چند اثر فیلم‌های با این نوع کارکتر عقده‌ای و خشن دیده شده‌اید؟ نمی‌ترسید تکراری شوید؟
او گفت: می‌توان در یک طبقه اجتماعی، یک کاراکتر را به چند شکل مختلف بازی کرد. خشم و عقده‌ای بودن را می‌توان به چند صورت نشان داد. فقط روی ماجرا را نبینیم.
سیدی در ادامه گفت: هر فیلمی مخاطب خاص خودش را دارد، شاید این فیلم را تشخیص دهند که گروه سنی خاصی باید آن را ببینند. من هم خیلی تاکیدی ندارم که چه گروهی فیلم را ببیند. خوشحال می‌شوم که مخاطبم از فیلم خوشش بیاید ولی منتظر نیستم تماشاگر با بشکن از سالن خارج شود!
ایمانیان در مورد ریتم تدوین فیلم و پروسه‌‌ای که در روایت طی می‌شود، پرسید و این که آیا این کند شدن تدریخی عمدی بوده؟ سیدی گفت: شاید از ابتدا قصد ما این بود که فیلم را شبیه به پرواز ترسیم کنیم و ابتدا و پایان باید ریتم پایین می‌آمد. به نظرم می‌آمد که اگر پایان فیلم با ریتم اواسط فیلم تمام شود. خسته‌کننده می‌شد… سوال دوم این خبرنگار از کارگردان «مغزهای کوچک زنگ‌زده» این بود که؛ چرا شکور با این همه آدم از مرگ مادر بی خبر مانده بود؟ سیدی گفت: به این دلیل که خیلی زود برادر ناتنی به زندان رفت و در یک بازه زمانی نصف‌روز مثلا به دیدار برادر در زندان رفت، پس اولین نفری که به شکور خبر مرگ مادر را داد، برادر ناتنی بود…
مهدی سعدی، تدوینگر در مورد تدوین فیلم توضیح داد: به هر حال لازم است تدوین فرصت را ایجاد کند که با این نوع تدوین سعی کردیم به آن برسیم.
خبرنگار دیگری پرسید: شخصیت‌ها خیلی باورپذیر بودند، می خواهم بدانم چقدر از واقعیت بهره بردید؟ سوال دوم: این اثر ما را یاد «خانه پدری» می‌اندازد. در مورد این موضوع توضیح دهید…
نوید پورفرج بازیگر فیلم گفت: ما به کمپ‌ها رفتیم و آدم‌های بسیار زیادی در دنیای واقعی در بیابان‌های اطراف تهران زندگی می‌کنند و هرکسی به آنجا برود قطعا ایده‌های زیادی می‌گیرد.
نوید محمدزاده گفت: تحقیق من هومن سیدی و گروه بود که اینجا هستند و هرچه شد، آنها راهنمایی‌ام کردند.

سیدی در ادامه افزود: کیانوش عیاری یکی از عزیران در ذهن من است. متاسفانه فیلم «خانه پدری» را ندیدم و می‌دانم چنین صحنه‌ای در فیلم من وجود دارد که شبیه فیلم ایشان است. من اگر آن فیلم را می‌دیدم، قطعا از کار عیاری تاثیر می‌گرفتم و از این بابت خوشحالم که آن کار را ندیدم! این احساس از بیرون است که حس می‌شود ما خودمان را سانسور می‌کنیم ولی من دنبال این بودم که تاثیر تا جایی باشد که اهمیت دارد؛ یعنی مرگ جسم دختر مهم نیست، می‌خواستم به اینجا برسیم که کاراکتر دختر زنده باشد برگردد و حرف‌های دلش را بگوید.
در ادامه نایینی خبرنگار شهر خبر گفت: در مورد ساخت کاراکتر معتاد توضیح بدهید. سوال دوم در مورد بازی لادن ژاوه وند در فیلم پرسید. سیدی در پاسخ گفت: من برای کارکتر پدر و مادر خیلی تلاش کردم ولی ژاوه وند در کمپی کار می‌کرد و وقتی آمد حتی یک دهن آواز برای مسئول کمپ خواند و خیلی کاراکتر خاصی داشت…
ژاوه وند گفت : من متاسفم برای کسانی که فکر می‌کنند در تهران چنین قشری نیستند. من هم این زندگی سخت را تجربه کرده‌ام. او گفت: از نوید محمدزاده و هومن سیدی تشکر می کنم. آنها مثل پسران من بودند و اگر کسی بخواهد بازهم به او کمک می‌کنم.
خبرنگار دیگری پرسید، در صحنه‌هایی که با محمدزاده درگیری لفظی داشتند، چقدر راحت بود و چظور شکل گرفت؟ سوال دوم: آیا هومن سیدی می خواهد از زندگی ژاوه وند فیلمی بسازد؟
ژاوه وند گفت: سیدی گام به گام با من بود. البته من خودم باهوشم و همه چیز را یاد می‌گرفتم.
سیدی در ادامه گفت: زندگی ژاوه وند بسار عجیب است و اگر کسی این قدرت را دارد که چنین فیلم‌هایی بسازد، این کار را بکند. ژاوه‌وند بسیار متخصص است به این دلیل که تجربیات زیادی دارد.
میلاد نجفی از برنامه من و شما پرسید: چرا نوید محمدزاده به تکرار افتاد و محمدزاده در پاسخ گفت: کاراکترها متفاوت هستند و باید کارها را ببینید و بعد بگویید کدام نکات از بازی من مشترک هستند…
سیدی در ادامه گفت: در بازیگری تکرار و تفاوت مبحثی جدای از دیگر مقولات دارد.
سوال دوم این خبرنگار این بود که: آیا از فیلم «دار و دسته نیویورکی»  اسکورسیزی تاثیر گرفته‌اید؟ سیدی در پاسخ گفت: این فیلم را دوست دارم ولی تاثیری از آن نگرفتم.
در پایان جلسه دو خبرنگار با هومن سیدی و محمود گبرلو مدیر جلسه درگیری لفظی پیدا کردند و سیدی هم در پاسخ گفت اگر به دنبال این هستید که بگویید فیلم من کپی است، باید بگویم بله من ازهمه فیلم‌های دنیا کپی کرده‌ام و اگر قرار است شما اینطور صحبت کنید، ماهم می‌توانیم از این نوع رفتارها داشته باشیم.

نقد و بررسی فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده

? خشم و هیاهو
محمد حسین رحیمی

➕ مغزهای کوچک زنگ زده کامل‌ترین فیلم هومن سیدی است. حالا هر آنچه او در سینما دوست دارد و در فیلم‌های قبلی‌، نتیجه‌ای آشفته و بی‌انسجام پیدا می‌کردند، مثل قطعات پازلی منظم، در جای درست و دقیق خود قرار گرفته‌اند: آدم‌هایی که در آفریقا و سیزده دوستشان داشت، با چاشنی اغراق بیشتری در قامت قهرمانانش قرار گرفته‌اند، دغدغه‌هایش برای بافت بصری خاص فیلم‌هایش، که از اعترافات ذهن خطرناک من شروع شد و در خشم و هیاهو به بلوغ رسید، به اندازه و بی‌آنکه از اثر بیرون بزنند کارکرد می‌یابند، و مهمتر از همه، این بار با سیدی «فیلمنامه نویس» رو به رو هستیم؛ کسی که در آثار اولیه‌اش به نظر می‌رسید چنان به «کارگردان بودن» علاقه دارد، که ناچار است به سرعت و با دقت کم، داستانی آماده کند که بتواند هر چه زودتر آن را جلوی دوربین ببرد. این بار سیدی «داستان» می‌گوید؛ داستانی که ریتم مناسبی دارد، اوج و فرودهایش هیجان برانگیز است، و چون دست روی بخش‌هایی از شهر گذاشته که کمتر دیده و شناخته شده‌اند، زندگی غریب و ناشناختۀ کاراکترهایش بیننده را همراه می‌کند. حتی تم مضمونی مد نظر فیلمساز هم، چه دوستش داشته باشیم و چه نداشته باشیم، صریح و روشن است و خبری از جهان بینی گنگ و مبهم سازندۀ آفریقا و خشم و هیاهو نیست.

? با این وجود، همچنان با یک شاهکار رو به رو نیستیم. فیلمنامه از جایی به بعد، چند پاره و نامسنجم می‌شود. ماجرای لو رفتن فیلم خواهر شاهین و شکور، که به نظر می‌رسید بدنه اصلی درام را شکل خواهد داد، در حکم یک خرده داستان باقی می‌ماند، شخصیت‌هایی مثل مونا و امیر عملاً پا در هوا رها می‌شوند (خصوصاً که به نظر می‌رسد مونا برانگیزانندۀ قوای عاطفی فراموش شدۀ شاهین هم هست و این بخش از ماجرا کاملاً بی سرانجام می‌ماند) و در نهایت تکلیف بیننده با ماهیت کاراکتر شاهین هم روشن نمی‌شود؛ کسی که به حکم پایان‌بندی فیلمساز، قهرمان است، اما هیچ مقدمه چینی مشخصی برای آنکه بیننده او را در جایگاه یک قهرمان بپذیرد، وجود ندارد. سیدی را پیش از این به عنوان سازندۀ ایده‌هایی می‌شناختیم که ابتر می‌ماندند؛ و این بار با کارگردانی رو به روییم که یک قدم نسبت به گذشته به پیش رفته اما هنوز به مقصد نرسیده است.
 

این را هم ببینید

نقد و بررسی فیلم سرو زیر آب

نقد و بررسی فیلم سرو زیر آب

«سرو زیر آب»، فیلمی درژانردفاع مقدس به کارگردانی محمدعلی باشه ‌آهنگر وبه تهیه‌کنندگی سیدحامدحسینی است.