صفحه اول / فرهنگی و هنری / سینما و تئاتر / نقد و بررسی فیلم جشن دلتنگی

نقد و بررسی فیلم جشن دلتنگی

نقد و بررسی فیلم جشن دلتنگی

«جشن دلتنگی» به کارگردانی پوریا آذربایجانی و به تهیه‌کننده علی قائم‌مقامی است که درباره رابطه واقعی آدم‌ها و گره‌خوردن آن با فضای مجازی است. در این فیلم که علیرضا زرین‌دست مدیریت فیلمبرداری آن را بر عهده دارد، بابک حمیدیان، محسن کیایی، بهنام تشکر، مینا ساداتی، پانته‌آ پناهی‌ها و ساغر قناعت به عنوان بازیگران اصلی مقابل دوربین رفته‌اند.


کارگردان: پوریا آذربایجانی
نویسنده: پوریا آذربایجانی, مونا سرتوه
تهیه‌کننده: سیدعلی قائم مقامی
بازیگرها: بابک حمیدیان, مینا ساداتی, محسن کیایی, بهنام تشکر, پانته آ پناهی ها, ساغر قناعت, امید روحانی, عرفان ناصری, علی دهبان, ندا عقیقی, پریوش نظریه, روزبه فدوی, سینا کرمی
خلاصه‌‌‌‌‌فیلم: روایت از تنهایی انسان معاصر. جهان، مردی ۳۲ ساله که سودای شهرت دارد. افسانه و رضا در میانسالی مشکلات تازه ای تجربه می کنند. کاوه و لاله در انتظار تولد اولین فرزندشان هستند و سارا، دختر جوانی است که تصمیم دارد با هویت جدیدی به زندگی خود ادامه دهد.

نقد و بررسی فیلم جشن دلتنگی
جلسه پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «جشن دلتنگی » با حضور پوریا آذربایجانی؛ کارگردان فیلم،  علی قائم مقامی؛ تهیه کننده، مونا سرتوه؛ فیلمنامه نویس، خشایار موحدیان؛ تدوینگر، علیرضا زرین دست؛ مدیر فیلمبرداری، ساغر قناعت؛ بازیگر فیلم و با مدیریت محمود گبرلو عصر امروز پنجشنبه هفدهم بهمن‌ماه در پردیس سینما گالری ملت برگزار شد.
به گزارش ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، در آغاز جلسه خبرنگاری درباره ایده شکل‌گیری این فیلم پرسید و آذربایجانی در پاسخ گفت: فکر می‌کنم نوع استفاده ما از فضای مجازی علاوه بر همه خوبی‌هایش، مضراتی دارد. آدم فکر می‌کند کلی انسان در کنار او هستند، اما در واقعیت اینطور نیست. در مهمانی‌های ما هم وضعیت همین است و واقعا به مسئله مهمی تبدیل شده و فکر کردیم خیلی بامزه است چنین قصه‌ای تعریف کنیم و آینه جلوی آدم‌ها بگیرم تا آنها بدانند که چنین وضعیتی وجود دارد.

مونا سرتوه در ادامه افزود: کار اصلی من عکاسی است و معتقدم اینستاگرام هم که برای عکاسی بود تغییر کاربردی داد و درگیری آدم‌ها با فضای مجازی و توهمی که همه ما دچارش شده‌ایم، در این فضا ایده نوشتن فیلم را به ما داد. من فکر می‌کنم در این زمانه خاص، نوشتن چنین فیلمنامه‌ای مهم است.

اویسی از مجله سینما تلویزیونی ایران در ادامه پرسید: اسم فیلم از کجا آمده و این که شما نگاهی سیاه و سفید به فضای مجازی داشتید آیا فکر می‌کنید تاثیر دلخواه‌تان را روی مخاطب می‌گذارد؟ و سوال سوم: کاراکترها منفعل بودند، آیا می‌توانند تاثیرگذار باشند؟

آذربایجانی گفت: نام فیلم را از داستان عباس معروفی گرفتم… من فکر می‌کنم فضای مجازی مهمانی است که میوه آن در نهایت تنهایی خواهد بود. نمی‌توانی در این فضا حرف بزنی و هر کاری کنی، پیش‌قضاوت‌هایی وجود دارد. من نمی‌خواستم نگاهم سیاه و سفید باشد و از قصه‌هایی که شنیدم، گرته‌برداری کردم و کمترین دخل و تصرف را در این داستان‌ها انجام دادم. این که فیلم چه تأثیری روی مخاطب خواهد گذاشت، نمی‌دانم. البته من فیلم را کنار برخی آدم‌ها دیدم و دریافتم که عده‌ای خوش‌شان آمد و برایم جالب بود که عده‌ای حتی در حین تماشای فیلم اینستاگرام را چک می‌کردند!

علی پاکزاد از سینما سینما پرسید: شما دغدغه بزرگی داشتید ولی ما اوج و فرود آنچنانی در فیلم نمی‌بینیم؟ آیا نمی‌توانستید این فیلم را به شکل مستند داستانی ارائه بدهید؟ ما همه در فضای مجازی هستیم و این مشکلات را می‌دانیم ولی با دیدن اثر شما حس نمی‌کردیم فیلم سینمایی می‌بینیم. در مورد این نکته توضیح دهید که نمی‌توانستید  شکل تعریف خود را تغییر دهید که بیشتر درک شود؟

آذربایجانی گفت: می‌توانستیم قصه‌ای با منطق ارسطویی داشته باشیم. این فیلم من است و ما اینطور به آن پرداختیم. منطق روایی آن را ما اینطور انتخاب کردیم و هرکس دیگری به شکل دیگری این کار را می‌کرد. شاید شما بدانید وضعیت فضای مجازی چیست اما من مطمئنم امروز عده زیادی که در این فضای مجازی زندگی می‌کنند از خیلی حقایق دور هستند.
من نمی‌توانم شما و کسانی را که در این نشست هستند، ملاک قرار دهم. شما قشری هستید که مطالعات اجتماعی بیشتری دارید. من می‌خواستم بر  قشری که نمی‌دانند در فضای مجازی چه اتفاقی برایشان می‌افتد، تاثیر بگذارم.

او ادامه داد: کار با علیرضا زرین دست برایم خیلی جالب بود و این را به عنوان نقطه ویژه‌ای در فیلمم در نظر دارم. فکر می‌کردم براساس شنیده‌هایم، او نمی‌گذارد فیلم خودم را بسازم اما واقعیت این است در کنار زرین‌دست کلاس درس گذراندم. خبرنگار دیگری پرسید: شما چقدر در زندگی خودتان مقید به استفاده از فضای مجازی هستید؟

آذربایجانی گفت: من نمی‌گویم استفاده از تکنولوژی به صورت مطلق بد است. من می‌گویم نوع استفاده باید کنترل شده باشد. اگر فیلم صفحه اینستاگرام دارد، به این دلیل است که من ضد شبکه‌های مجازی نیستم. این فیلم بیشتر از اینکه درباه اینستاگرام باشد در مورد خطر تنهاشدن در اثر استفاده از فضای مجازی است. من در مورد این فضا متحجر نیستم، ولی در مورد فضای مجازی بی‌سوادم. همسرم به همین دلیل در این کار در نگارش فیلم کنارم بود.

خبرنگار ایرنا پرسید فکر نمی‌کنید ریتم کند باعث خروج تماشاگر از سالن شود؟

آذربایجانی گفت: نه اینطور فکر نمی‌کنم و ریتم فیلم غیر از این نمی‌توانست باشد.

خشایار موحدیان تدوینگر فیلم در ادامه گفت: به نظر من ریتم و تمپو درست است و هرطور فکر کردیم باید به همین صورت کار می‌کردیم.

آذربایجانی در ادامه گفت: در ضمن باید بگویم کسی از سالن‌های دیگری که «جشن دلتنگی» در آن نمایش داده می‌شد، بیرون نرفت.

قائم مقامی تهیه‌کننده فیلم در بخش دیگری از این نشست گفت: در سالن‌های دیگر کسی بیرون نرفت و از یک سالن ۲۰۰ نفری، بیرون رفتن هفت، هشت نفر خیلی عجیب نیست.

ساغز قناعت هم در مورد نقش خود و بازی در این فیلم گفت: تجربه بسیار جالبی بود و در این فیلم چیزهای زیادی یاد گرفتم.

خبرنگار دیگری در ادامه افزود: چرا برخی دیالوگ‌ها تغییر کرده؟ سوال دوم: فکر می‌کنم فیلم با کم‌عمقی در همه ابعاد ساخته شده است، به چه دلیل این اتفاق افتاد؟ به نظر می‌رسد پروسه ایده تا تولید شما کوتاه بوده است. در مورد این مسئله توضیح دهید…

قائم‌مقامی گفت: خیلی خوشحالم که متوجه شدید که ما چه مشکلاتی داشتیم. پلانی از فیلم حذف نشده دو سه تا دیالوگ کم شده… ما نمایشی برای مقامات دولتی و نمایندگان مجلس داشتیم که به این نتیجه رسیدیم که آن را تغییر دهیم. از هر دو جناح سیاسی کشور فیلم را دیدند و ارتباط خوبی داشتند و فیلم را مورد لطف قرار دادند و امروز هم دیدم نماینده دیگری اظهار لطف کرد. تغییری هم که ما دادیم اجباری نبود و پیشنهاد دادند و با آقای آذربایجانی به این نتیجه رسیدیم که جابه جایی کنیم بهتر است.

آذربایجانی گفت: سال ۹۵ فیلمنامه را نوشتیم ولی اصلا اصراری به تولید سریع نداشتیم. در حد خودم می‌فهمم که سناریو در سطح نیست وهمه گروه تولید تلاش کردیم فیلم ساخته شود. ما بخش خصوصی هستیم و وقتی می‌رویم فارابی و می‌بینیم که هیچ کس از ما حمایتی نمی‌کند و سرمایه‌گذاری هم نداریم به تولید بخش خصوصی بدل می‌شویم و تولید در این بخش اصلا ساده نیست. اگر موقعیت ما بهتر بود و از نظر مالی قوی‌تر بودیم، «جشن دلتنگی» فیلم بهتری می‌شد. به هر حال از تهیه کننده تشکر می‌کنم که در کنار ما بود و دست به تولید این کار زد. ما با شرایطی که می‌توانستیم، دست به تولید زدیم و کسی کم نگذاشت. شاید با بودجه بیشتر، می‌توانستیم فیلم عجیب و غریب‌تری بسازیم. من همیشه آدم سینمای مستقل بودم و هستم و در مورد فیلم «اروند» هم همین وضع بود.

در ادامه تهیه کننده فیلم گفت: دوست داشتم اوج، فارابی، حوزه هنری و… پشت سر ما می‌آمدند. اول هم به فارابی رفتم جلسات مکرر گذاشتم و ۴۵ روز پیگیری کردیم و اول گفتند مشارکت می‌کنیم بعد گفتند وام می‌دهیم و در نهایت هیچ اتفاقی رخ نداد. بعد از اکران خواهم گفت که چه کردند که جلوی فیلم گرفته شود. در زمان تولید گفتم لنز دارید به ما اجاره دهید؟ به ما ندادند! لنزی که روزی ۹۵ هزار تومان اجاره‌اش بود، از بیرون گران‌تر تهیه کردم. من با این پول اندک فیلمی با عوامل حرفه‌ای ساختم و همه به ما لطف کردند که در این فیلم حضور داشتند. ما بخش خصوصی هستیم و ادعایی نداریم.

ترکاشوند از روزنامه عصر ایرانیان در ادامه پرسید: فیلم بیش از فضای مجازی درباره جدایی در اثر فضای مجازی است. می‌خواهم بدانم شما هم به این مسئله توجه داشتید؟ سوال دوم: در مورد قاب‌های فیلم توضیح دهید. حس می کنم قاب‌بندی‌ها در حد تلویزیون است و حس سینمایی آن کم است.

آذربایحانی گفت: ماجرای ما دقیقا بحران تنهایی است و این بحران مربوط به ایران نیست و مربوط به همه جای دنیاست…

علیرضا زرین دست در مورد فیلمبرداری فیلم گفت: من نفهمیدم قاب‌ها سینمایی نیست یعنی چه؟ سینمایی که امروز در دنیا پا گرفته شبیه فیلم‌هایی است که همه با هندی-‌ کم می‌گیرند. امروز فیلمی را که می‌بینیم، حس نمی‌کنیم با قاب‌های متداول سینما گرفته شده است. فیلم‌های خارجی که در حال حاضر ساخته می‌شود هم همین وضع را دارد… امکانات دوربین‌های دم دستی هم به شکلی دیگر شده است.

خبرنگار سایت سی و یک نما در ادامه پرسید: چرا اینقدر فضا خالی است و این که چرا دو بازیگر کار که خبرنگار هم هستند روی صحنه نیامدند؟

قائم مقامی گفت: به عمد این کار را کردیم که شائبه‌ای پیش نیاید و باقی بازیگرها هم اگر نیستند واقعا دلیل خاصی نداشت و متاسفانه به این دلیل که بازیگران پرکاری هستند هر کدام سر پروژه‌ای بودند.


حواشی فیلم «جشن دلتنگی»:

سیدجمال ساداتیان از اعضای هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر درباره فیلم «جشن دلتنگی» گفت: "شبکه‌های اجتماعی را دستمایه قرار داده که هم نکات مثبت و هم منفی دارد و کارگردان از پسِ کار برآمده است. "

بهنام خاکسار( طراح و مدیر جلوه‌های ویژه بصری) درباره فیلم «جشن دلتنگی» در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: "رای اولین بار ساخت فضای زیرآب را در این فیلم تجربه کردم. ساخت سی جی آب بسیار سخت است که من در این کار تجربه کردم. آقای زرین دست بخشی از فیلم را در یک استخر فیلمبرداری کردند که ما باید آن پلان را به گونه ای طراحی می‌کردیم که اقیانوس را تداعی کند.  در این بخش  سی جی آب را به گونه ای آماده کردم که  سر بازیگر زیرآب ، تداعی کننده اقیانوس باشد. برای این کار در این بخش از تلاءلو خورشید و ذرات معلق استفاده کردم  که این حس را تداعی کند."

بهنام خاکسار( طراح و مدیر جلوه‌های ویژه بصری) درباره فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: "فیلمنامه «مغزهای کوچک زنگ زده» بسیار پرریتم بود و فضای خیلی خوبی داشت. در «مغزهای کوچک زنگ زده» خلق حشره ریزی برایم جذاب بود. این حشره را با سی جی و سه بعدی ساختیم و انیمیت شد.."ربایجانی پیش از این فیلم های «اروند»، «تجریش ناتمام…» و «روایت‌های ناتمام»‌ را کارگردانی کرده است. فیلم «اروند» در سال گذشته سیمرغ ویژه هیات داوران جشنواره بین‌المللی فجر را برای دریافت کرد،

پانته آ پناهی ها و پوریا آذربایجانی بعد از فیلم «اروند» دومین همکاری خود را در فیلم «جشن دلتنگی» تجربه کردند.

آرش برومند( صدابردار ) درباره فیلم «جشن دلتنگی» گفت: "«جشن دلتنگی» یک فیلم کلاسیک درباره اقتضائات زندگی امروزی است که ما با آنها دست به گریبان هستیم برای مثال در این فیلم به اینستاگرام و تلگرام و صفحات مجازی پرداخته شده است."

بابک حمیدیان و همسرش مینا ساداتی در این فیلم نقش یک زوج جوان را بازی می کنند.

نقد و بررسی فیلم جشن دلتنگی

فشار سخن در بیان آسیب های اجتماعی
• محمدحسین موحدی
جشن دلتنگی اگرچه سوژه ای متفاوت و جدید را در بستر اجتماع روایت می کند، اما در سطح آسیب شناسی  باقی می ماند و در بازنمایی راه حل ها و درمان های این فضای اعتیاد مجازی ابتر و ناقص است. این فیلم می توانست با نشان دادن راه های ترک اعتیاد خانواده های مجازی در چهارچوب داستانی جذاب به یک فیلم آموزشی کاربردی تبدیل شود. باید گفت فیلم داستان گو نیست و تمی از مقایسه بین زندگی معتادان  مجازی و زوج نجات یافته را در بستری از خرده پیرنگ های غیرمتصل در برگرقته است.

به نظر می رسد فیلم دچار فشار سخن شده و آسیب ها و مشکلات هر کدام از شخصیت های فیلم را اعم از آسیب روابط دختر و پسر، آسیب تعارض روابط زوجی، مشکل فرهنگی ارتباط با کارفرمایان و کارگران خارجی، مسائل آزادی های اجتماعی،مشکلات عدم رعایت حقوق آپارتمان نشینی، مسائل پناهندگان غیرقانونی،  پشت صحنه شکایت و احضارهای قانونی و حتی آلودگی صوتی و …. را به شکل ابتر و ناقص باز کرده و داستانهای کم عمق آسیب شناسانه را به رخ مخاطب می کشاند. از این رو به دلیل ناتوانی در بازگویی خرده پیرنگ ها، شخصیت ها از منظر الگوهای سه گانه ی تیپ، کاراکتر و پرسوناژ در سطح تیپ باقی می ماند و شاید حداکثر بتوان گفت شخصیت جهان (با بازی محسن کیایی) کمی به کاراکتر نزدیک می شود.

اما از نظر الگوشناسی و نظریه یادگیری مشاهده ای اگر بخواهیم به فیلم نگاهی داشته باشیم، وجود پدری که برای  دختران و خانواده خود غیرتی است و دائما به آنها تذکر می دهد و خود به دلیل عدم توجه همسر و دخترش دست به خیانت عاطفی می زند(با بازی بهنام تشکر) الگوهای فحاشی و فرار از کشور با هر قیمتی فقط در سطح آسیب شناسی مانده و این آسیب ها را فقط شیوع می بخشد. شاید بتوان بینش بخشی به مخاطب را نسبت به فضای اعتیاد و مخاطرات از نقاط قوت فیلم دانست اما شدت الگوهای منفی و آموزش آنها آسیب جدی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد.

 جشن دلتنگی هر چند  به تلخی فیلم های نئورئالیستی اجتماعی این روزها نیست و کمی هم امید دارد که در زندگی «کاوه» (با بازی بابک حمیدیان) شاهد آن هستیم. امیدی که در این همه آسیب شناسی کافی به نظر نمی رسد.  از این رو این فیلم را فقط می توان در بازشناسی ایده و یادآوری آن فیلم موفقی دانست.

تجربه کن بگذار اینستا!
• حمید خرمی
این فیلم، رونوشتی آرام و ساده‌تری از فصل نرگس و دیگر فیلم‌های تلخ اجتماعی است. بااینکه هردو فیلم از این دو خواهر برادر (نگار و پوریا آذربایجانی) به‌ظاهر، به سبک رمانتیک هستند (یکی کمدی و دیگری جدی)، اما درواقع از سبک پست‌مدرن تبعیت می‌کنند و نمی‌توان آن را کلاسیک دانست؛ پست‌مدرن در اینجا به معنی برداشت از فیلم‌های مختلف است؛ درواقع این فیلم نه در ژانر تجربی، بلکه یک تجربه ژانری است و می‌خواهد در یک ثقل سخن، همه نوع شخص و تیپ و معضل و روایت و ایده و…را نشان بدهد. به لحاظ مضمونی نیز اشکالات فراوانی بر آن وارد است (ازجمله عادی نشان دادن رابطه دختر و پسر)

در فیلم‌های مبتنی بر ساختار غیرخطی یا «ساختار نو»، ویژگی‌هایی همچون تغییرپذیری سطوح داستانی بر اساس زمان‌بندی و تبدیل تصادف‌های رایج سینمای کلاسیک به مقدورات و مقتضیات باورپذیر وجود دارد. جشن دل‌تنگی شاید بتواند حرف رمانتیک انسانی (نزدیک بودن در فضای واقعی و نه مجازی) را به‌واسطه فرم بیانی‌اش به مخاطب جهانی هم عرضه کند. مشابه این آثار رمانتیک، فیلم «نقطهٔ کور» (The Blind Side) با بازی ساندرا بولاک یا فیلم نجات آقای بانک است.

فیلم‌نامه‌هایی ازاین‌دست، از نوعی پارادوکس خوشایند در روایت داستانی‌شان بهره می‌برند؛ پارادوکسی که در ذات خود چندلایه و چندوجهی است: ساختار ریتمیک، شخصیت‌پردازی (بهره‌گیری از فرم مثلث سینمای کلاسیک، استفاده از دو شخصیت برای هر قطعه) تقابل و تضاد (حادثه مشترک)

نقد و بررسی فیلم جشن دلتنگی

این را هم ببینید

نقد و بررسی فیلم عرق سرد

نقد و بررسی فیلم عرق سرد

باران کوثری در عرق سرد نقش فوتبالیستی را بازی کرده که با ممانعت همسر برای همراهی با تیم ملی مواجه می‌شود.